<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921</id><updated>2012-03-05T19:48:22.988+01:00</updated><title type='text'>احترام آزادی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2991</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8685949137437285406</id><published>2012-03-05T09:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T14:09:17.093+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;یادداشت احترام آزادی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;باز هم در بازارچه ی بنجل فروشی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;شیادان سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-0NbamrpREgk/T1OpkmsmhiI/AAAAAAAAGZ0/C9tGFVmBfrE/s1600/6on1qfa.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="270" src="http://3.bp.blogspot.com/-0NbamrpREgk/T1OpkmsmhiI/AAAAAAAAGZ0/C9tGFVmBfrE/s320/6on1qfa.jpg" uda="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه و معاون کابینه ی دکتر مصدق با دستان بسته، &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;در میان اولین رئیس ساواک،&amp;nbsp;تیمور بختیار (نفر نشسته از چپ) و جنایتکاران&amp;nbsp; شاه.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;با هر روزی که بر عمر جمهوری مافیایی اسلامی اضافه می شود انواع شیادی های سیاسی رونق بیشتری می یابد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یکی از آخرین این شیادی ها سخنان کس دیگری است که باز، مانند بسیاری دیگر پیش از او، می خواهد غوره نشده مویز شود. این طفل ابجد خوان "سیاسی" قانعی فرد نام دارد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او با کتابی "تحقیقی" که بر اساس مصاحبه هایی با پرویز ثابتی مقام سابق امنیتی و نفر دوم ساواک منتشر کرده، و عنوان آن را به تقلیدی کودکانه از شیاد دیگری به نام حمید شوکت «در دامگه حادثه» نهاده۱، سعی کرده در بازارچه ی شیادی سیاسی حجره ای باز کند. صدای آمریکا هم به صِرف اهمیت نقش پرویز ثابتی در ساواک، اما بدون توجه به وزن و ارزش سخنان این "نویسنده" ی کتاب، شاید اولین رسانه ی پربیننده خارجی بوده که زمانی طولانی را به کتاب او، به اتهامات و سخنان عامیانه اش درباره ی دکتر محمد مصدق و شاپور بختیار، و نیز ادعای شرم آوری که ثابتی برای نخستین بار درباره ی "وجود شکنجه" ی مخالفان در دوران دولت مصدق بر زبان جاری می کند، اختصاص داده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گفتیم طفل ابجد خوان، اما باید می گفتیم بیسوادی که ادعای سواد دارد و در رد ارزش دیگران از جمله بی حرمتی به مصدق ( که ضمنأ او را مانند همه ی دشمنانش "مصدق السلطنه می نامد)، و اتهاماتی بی سرو ته و مضحک به شاپور بختیار و ...، تصویر ماری را بر تخته ی سیاه می کشد و به روستایی می گوید مار چنین نوشته می شود نه آنکه معلم برای شما (با میم و الف و رِه) نوشته است. طفل ابجد خوان، زیرا برای نمایش اطلاعات خود از روزنامه نگارشهیر مصری محمد حَسَنِین هِیکَل نام می برد اما تلفظ درست نام او را، که بطور افواهی(دهان به دهان) یادگرفته نمی داند، چه اگر می دانست او را حُسْنِین هیکل نمی خواند(خوانندگان می توانند به عین مصاحبه ی شفاهی رجوع کنند)؛ از اسناد وزارت خارجه ی آمریکا سخن می گوید اما بْرِژینسکی(Zbigniew Kazimierz BREZINSKI) را بِرْژینسکی(BERZINSKI Zbigniew Kazimierz)می خواند؛ این است نمونه ی آنچه معلومات افواهی می نامند. یک ایرانی اگر الزامأ معنی "حَسَنِین" را هم نداند نمی تواند حَسَن را با حُسین اشتباه کند، بویژه وقتی پای اسم خاص یک شخصیت مهم مصر و خاورمیانه در میان است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ابتدا این جمله را، که مسلمأ باید از شاهکار های نثر فارسی بشمارآورد نقل کنیم:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«مقدس سازی در تاریخ ایران در عوامفریبی چیز غریبی نیست؛ همانطور که مثلأ برای بسیاری از شخصیت ها یک چیز تقدسی درست می کنند مثل مصدق السلطنه و سلک روحانیت نیز ...»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بسیار شیوا؛ بسیار فصیح و رسا؛ بخصوص در مورد اغراض گوینده و سواد فارسی او ! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چنین دریای دانشی، در پایان مصاحبه اش می گوید: «اگر وقت داشته باشم در سی ثانیه (!) مسئله ی شاپور بختیار هست...»؛ و بدین ترتیب می خواهد در سی ثانیه برای شاپور بختیار پرونده ای قطور بسازد و چنانکه دیدیم دکتر محمد مصدق را، که از او بعد از دکتر بختیار نام می برد، به تصور حقیرانه ی خود کوچک کند، اما علی رغم چند دقیقه ای که این سی ثانیه اش به درازا می کشد، بلافاصله دست خود را رو می کند. نخست یکی از اتهامات او را، به عنوان مشتی نمونه ی خروار، بنگریم: از "سخنان" کسی که، بدون توجه به ارج و اعتبار سخن، در پی " اوپتیمالیزه" کردن بازده آن "سی ثانیه" است، و با سرعتی دیوانه وار عباراتی از هم گسیخته و آزاد از هرگونه منطق و حتی هر قاعده ی صرف و نحو سرِ هم می کند، ادعایی کوردلانه درباره ی شاپور بختیار است، چون می گوید:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;« به خواست انگلیسی ها از آبادان نماینده ی مجلس میشه...»! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شاپور بختیار چندین سال پیش آنکه معاون وزارت کار کابینه ی دوم مصدق و سپس کفیل آن وزارتخانه شود، رئیس اداره ی کارآبادان بود. به علت مناسبات بسیار گرم و صمیمانه ای که با کارگران آبادان، بویژه کارگران شرکت نفت داشت (به عنوان مثال نمایندگان رسمی کارگران می توانستند بدون کسب وقت ملاقات قبلی به دفتر کارش رجوع کنند)، مورد کین دو مرکز بود:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ـ شرکت نفت انگلیس و ایران که کارگران ایرانی را "داخل آدم" نمی دانست و مایل نبود بر جراًت آنان افزوده شود؛ خاصه اینکه، برخلاف گذشته، بختیار همه ی شکایات کارگران شرکت نفت را مورد توجه قرار می داد و در گزارش های خود نیز بجای نام بردن ازشرکت نفت، از "مُشتـَکێ عَنْهْ" (اصطلاح قضایی، به معنای طرفی که از او شکایت شده) نام می برد و این رفتار کینه ی متصدیان انگلیسی شرکت را علیه او بر می انگیخت. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ـ سندیکالیست های حزب توده (و حزب زحمتکشان بقایی) در وجود این عضو حزب ایران، که یک سوسیال دموکراتِ محیط بر حقوق کارگران و قوانین کار بود، رقیبی کارآمد برای تبلیغات مسموم ایدئولوژیک خود می دیدند(شاپور بختیار پیش از عضویت در دولت مصدق اولین کسی بود که اولین قانون کارِ آبرومند ایران را برای این دولت تنظیم کرد؛ قانونی که مورد تصویب و تمجید مصدق قرار گرفت و موجب عضویت بختیار در دولت دوم او گردید). &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سالها بعد از آن، که بختیار به علت همان شهرت نیک و محبوبیتش نزد کارگران آبادان از طرف جبهه ملی برای انتخاب از آن شهر نامزد نمایندگی مجلس شده بود، در آبادان مانند برخی شهرهای دیگر که احتمال بسیار قوی برای انتخاب نامزد های جبهه ملی وجود داشت، انتخابات انجام نگرفت، و او هرگز نماینده ی مجلس نشد!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جمله ی شنیدنی و از هر لحاظ تماشایی دیگر مصاحبه شونده چنین است:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«مورد شاپور بختیارهست که غیر از آن مواردی که دراسناد خانه ی سِدان توسط مظفربقایی شاپور بختیار رخ داده میشه(!)...»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چه چیز « رخ داده میشه» که توسط مظفر بقایی «میشه»؟ گوینده فقط این کلمات را پرتاب می کند، اما چیزی ندارد که در این باره بگوید. او با همان معلومات افواهی از هم گسیخته ای که در ذهن دارد مُصِرّ است که فقط چیزی بگوید؛ یعنی که من خیلی چیز ها علیه اینان می دانم! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از تحویل اداره و تاًسیسات شرکت نفت انگلیس و ایران به هیئت خلع ید که از طرف دولت مصدق تعیین شده بود، گفته شد که در خانه ی رئیس شرکت موسوم به سدان، که نتوانسته بود همه ی اسناد و دفاتر خود را به موقع جمع آوری کند، اسنادی بدست آمده است. این اسناد که در دست مظفر بقایی بوده هرگز به مقامات رسمی دولت تحویل نمی شود، و چه بسا او به این دلیل که در میان آنها مدارکی به زیان شخص خود یافته بود آنها را در ضبط خود نگهداشت. در عوض او با زدن نعل وارونه شایعاتی، حاکی از ارتباطات شرکت با بعضی از دست اندرکاران سیاسی ایران بوجود آورد که وجود برخی از آنها را بر سرِ راه برنامه های خود مضر و خطرناک می دانست. بقایی که در اثر خیانت به ملت ایران و دولت ملی مصدق، بویژه طرح و اجرای قتل سرتیپ افشارتوس رئیس شهربانی این دولت، سرانجام با فلاکت و بی آبرویی کامل از جهان رفت، از اینگونه شایعات علیه همکاران مصدق نیز بوجود آورد. اتهام علیه شاپور بختیار با استفاده از عنوان "خانه ی سدان" نیز از همان ناحیه است، ضمن آنکه با توضیحی که درباره ی دشمنی شرکت نفت با او و فعالیتش به نفع کارگران داده شد، و دانستن اینکه در زمان قدرقدرتی آن شرکت بنا به خواست متصدیان آن بود که دولت مرکزی وی را از ریاست اداره ی کار آبادان برکنار و به پایتخت احضار کرد. با این احوال، حتی طبیعی ترین حالت همان است که نام او هم در اسنادِ خانه ی سدان، به عنوان یک ایرانی جسور و مزاحم، دیده شده باشد، هرچند گفتیم کسی جز بقایی آنها را ندیده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ادعای حقیرانه ی بعدی: نخست وزیری بختیار «به درخواست نخست وزیر سابق دولت انگلیس[کدام یک از نخست وزیران انگلستان؟ مگر نخست وزیران انگلستان نام نداشته اند؟]، مقدم، و فرح دیبا»ست! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درباره ی چگونگی پیشنهاد سمت نخست وزیری به شاپور بختیار، گذشته از نوشته ها و توضیحات خود او، آیا راوی معتبر ترِ دیگری هم وجود ندارد، که این طفل ابجد خوان شنونده را به تصمیم یک نخست وزیر بی نام و نشان انگلستان ارجاع دهد؟ آیا خاطرات جمشید آموزگار هم، که از اولین پیشنهاد هایی که دایر بر ضرورت تحویل امور به مردم، از طریق تشکیل دولت به دست هواداران مصدق، یعنی جبهه ملی، در داخل کشور به او می شود، به روشنی شروع کرده، و شرح مراحل پیشرفت این نظر را که او با رجوع به پادشاه پیگیری می کند، تا روزی که پس از طی مراحل متعدد، و نه از همان ابتدا، به پیشنهاد نخست وزیری دکتر صدیقی، و سپس به عللی که می دانیم، به تعیین شاپور بختیار برای این سمت می انجامد، کسی نخوانده است؟ و کسی که مدعی نوشتن کتاب درباره ی حوادث سیاسی آن دوران است و برای این کار حتی به مقام امنیتی آن دوران رجوع می کند، نمی بایستی پیش از آن چنین کتابی، و کتاب های دیگری از این نوع را ابتدا مطالعه کرده باشد تا به سرودن هر یاوه ای دست نیازد؟ یا هدف و برنامه ی واقعی بدنام کردن مردان بزرگ ملی است و بقیه همه تزویر و پشت هم اندازی؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در مورد ادعای بی پایه ی مربوط بودن شاپور بختیار با اسدالله رشیدیان به استناد اینکه او یک زمان (دوره ای بسیار کوتاه) مدیریت شرکت شیشه را بر عهده داشته، علاوه بر پاسخی که خانم دکتر رؤیا برومند در وبلاگ خود بدان داده اند، باید افزود که شرکت شیشه متعلق به شخصی به نام یاسینی بوده نه رشیدیان. این شخص که در سخنانش دشمنی او با همه ی فعالیت های آزادیخواهانه آشکار می شود، حتی اتهامی سخت ناروا هم به جنبش دانشجویی پیش از انقلاب وارد می کند، آنجا که می گوید "کنفدراسیون" یک بار بر جلد مجله ای که منتشر می کرد نقشه ای از خلیج فارس را گذاشته بود که در آن نام خلیج عربی بکار رفته بود. این ادعای پوچ و ناروا هم نشانه ی دیگری است هم از بی اطلاعی و هم از وقاحت مدعی؛ همین قدر کافی است گفته شود که در آن سازمان دانشجویی استثنائی در تاریخ ایران، که بنا بر همه ی اصول و مقررات دموکراسی رایج در جهان اداره می شد، جایی برای هرج و مرج و خودسری کسی وجود نداشت که دانشجویی یا مسئولی بتواند دست به چنین اعمال خطرناکی بزند و هر عملی زیر ذرّه بین هیئت دبیران، اعضاء شورا، و در پایان سال اعضاء کنگره که مو را از ماست می کشیدند قرار می گرفت و در صورت وقوع عملی خلاف اصول و مصوبات سازمان مسئولان آن مورد سخت ترین بازخواست علنی در صحن کنگره قرار می گرفتند. آیا این شخص بیش از اندازه نادان تصور می کند که این دموکراسی دانشجویی مانند دیکتاتوری شاه بود که بود که در اوضاعی که برای ملت نفس کشیدن جرم بود بحرین را پیشکش امپراتوری انگلستان کند؛ یا جمهوری اسلامی بود که، سربه زیر و دست به سینه در برابر روسیه، همه ی حقوق مسلم ایران در دریای مازندران را به دولت های جدید التاًسیس ساحلی حاتم بخشی کند! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پایه های سنت قتل های فجیع مخالفان به دست قاتلان حرفه ای و اجامرِ شناخته ی دستگاه قدرت که در زمان جمهوری اسلامی به امری عادی تبدیل شد، پیش از آن و در زمان دیکتاتوری بعد از 28 مرداد گذاشته شده بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;قتل فجیع شاپور بختیار به دست چاقوکشان جمهوری اسلامی، پیش از جدا کردن سرِ او از بدن، و قتل فروهر ها معروف ترین نمونه ی این جنایات است. جمهوری اسلامی که برخلاف دیکتاتوری شاه در پی انکار اینگونه جنایات خود هم نیست و، به عکس، مانند همه ی نظام های توتالیتر در تبلیغات خود آنها را توجیه نیز می کند البته که به شمار بزرگی نیز برای موجه جلوه دادن تبهکاری های ننگین خود نیازمند است؛ از اینجاست که می بینیم اتهامات پوچ و بیشرمانه ی طفل ابجد خوان دعوت شده از طرف صدای آمریکا بیش از آنکه از ناحیه ی هواداران دیکتاتوری سابق به نظر آید، بوی روش های جمهوری اسلامی را می دهد. و ناچار این پرسش را بطور طبیعی در هر ذهنی برمی انگیزد که طوطی شکرشکنی را که کاری جز اتهام به مردان بزرگ ملی ندارد، چه نیرویی به سخن گفتن در می آورد؟ نه همان هایی که هم می کشند و هم می کوشند تا تبهکاری خود را موجه جلوه دهند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس کسی که بر اساس معلومات افواهی اتهاماتی چنین سنگین، و با چنین هدف هایی، به محکم ترین نقاط اتکاء تاریخ شصت ساله ی اخیر ایران می زند، نمی تواند شیاد نباشد؛ و اگر نباشد، که احتمال آن نزدیک به صفر است، بهتر است از هم اکنون سرِ خود گیرد و راه و حرفه ی دیگری در پیش.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بطور کلی همه ی مصاحبه شوندگان آن برنامه، به استثنای آخرین نفر، یعنی یکی از اعضاء فداییان خلق و جمهوریخواهان دموکرات که به همان سیاق اینگونه فعالان سیاسی سخن می گفت، همگی با لحنی عامیانه و نیمه عامیانه تکلم می کردند و سخنانی سست و سرسری بر زبان می راندند، همانند گفت و شنود خصوصی چند تن بر سر میز غذا؛ از مقام عالی امنیتی دیکتاتوری سابق گرفته تا آقای استاد ایرانی دانشگاه آلاباما. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بد تر و بیشرمانه تر از همه چیز اتهام مقام امنیتی سابق، و مدعی دانش در حقوق، به دولت مصدق است که از طرف او به استعمال شکنجه متهم می شود. هرچند او اعمال شکنجه در زندان های شاه را، که به سرمشق نخستین شکنجه در جمهوری اسلامی بدل شد، به این بهانه ی کودکانه که در قوانین آن زمان شکنجه وجود نداشته، از بیخ و بن انکار می کند(گویی در قوانین رژیم های دیگری که شکنجه را مورد استفاده قرار می دهند این کار به حکم قانون مجاز شناخته شده است!).&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اما رساندن پایه ی دروغ تا آنجا که اتهام وارد به رژیم بعد از 28 مرداد را، که با آتش زدن کریمپور شیرازی روزنامه نگار هوادار مصدق به دستور اشرف سواد کوهی، ملقب به پهلوی شروع شد، و با فرستادن شعبان جعفری به مقابل عمارت شهربانی کل کشور برای حمله به دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه ی اسیر و بیمار دولت مصدق برای از پادرآوردن او در مقابل چشمان ماًموران، بر علیه دولت مصدق برگردانـَد. آیا این مرد امنیتی هنوز نمی داند که اگر فاطمی آن روز از این توطئه جان به دربرد نجات موقت خود را تنها مدیون عشق خواهری بود که با افکندن پیکر خویش بر بدن برادر بیمار و تبدار از جان خویش برای نجات جان او سپری ساخت و توانست وی را پس از هفت ضربه ی کاردی که بر خودش وارد شد، نجات دهد ؟!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درباره ی این اتهام کاملأ ناجوانمردانه به دولت مصدق نقل قولی از زبان دکتر صدیقی درباره زمانی که وزارت کشور دولت مصدق را به عهده داشت ـ نقل قولی دست اول از کسی که از شخص دکتر صدیقی شنیده است ـ لازم است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وزیر سابق مصدق و قائم مقام دولت او نقل می کند که شبی دیر وقت رئیس دولت به منزل من تلفن کرد و بعد از عذرخواهی از تلفن دیروقت، گفت جناب آقای دکتر صدیقی من امشب به خواب نمی روم چون بسیار نگرانم که مبادا ماموران شهربانی کمترین آزار و اذیتی نسبت به متهمان شرکت در قتل افشارتوس روا بدارند؛ می دانید که ما یک هیئت دولت هستیم اما آنچه هنوز بر بسیاری از شئون مملکت حاکم است همان دستگاه های رضاشاهی است که با این روش ها حکومت می کردند و ما هنوز فرصت اصلاح آنها را پیدا نکرده ایم... دکتر صدیقی به نخست وزیر پاسخ می دهد که جناب آقای نخست وزیر شما در این مورد به هیچ وجه نگران نباشید چه من هر روز اولین کاری که پس از خروج از منزل می کنم این است که به محل بازداشت آنان رفته همه ی سفارش های لازم را درباره ی چگونگی رفتار با متهمان مؤکدأ می کنم و خودم نیز واقفم که کمترین انحراف ماًموران از جاده ی قانون و عدالت نه فقط شایسته ی ما نیست بلکه همچنین برای دشمنان ما دستاویزی می شود برای بدنام کردن دولت ملی و قانونی جناب عالی. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آن شب، دکتر مصدق پس از تشکر و عذرخواهیِ مجدد از وزیر کشور خود خداحافظی می کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این است آنچه در مغز کوچک مقام امنیتی سابق نمی گنجد؛ و باز اینگونه حقایق است که طفل ابجدخوانی، که بجای دعانویسی به کتاب نویسی پرداخته، با زبان الکن خود، در عبارت از هم گسیخته ی « ...همانطور که مثلأ برای بسیاری از شخصیت ها یک چیز تقدسی درست می کنند مثل مصدق السلطنه...» که در سطور بالا نقل کردیم، می خواهد بدان اشاره کند. او که در زندگی کوتاه خود هرگز نه شاهد اجرای قانون در کشور خود بوده و نه معنای قانون را درک کرده، چگونه می تواند دلیل احترام فوق العاده ی زنده کننده ی مفهوم قانون و مشروطیت در ایران را دریابد؟ &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;باز هم بگوییم که ما از چنین اشخاص بی ارجی کمترین انتظاری در احترام به حقیقت تاریخی نداریم؛ انتقاد ما بیش از هرکس و هرچیز متوجه مسئولان بخش فارسی صدای آمریکاست که به اینگونه فرومایگان بی اعتقاد به همه چیز فرصت جولان و کسب شهرت می دهند. از آنجا که موضوعات مورد بحث در چنین برنامه ای فقط جنبه ی اظهار نظر سیاسی و شخصی ندارد و موضوعات تاریخی و قضایی نیز هست، باید بررسی آنها با کمک شخصیت های وزین در این رشته ها و حضور قربانیان مسلم و گواهانی انجام شود که از احترام جامعه برخوردار باشند، نه با رجوع به هرکه صفحاتی را به نام کتاب سرِ هم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یادداشت احترام آزادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۰ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;۱شخص اخیر تحفه ی نطنز خود را "در تیررسِ حادثه" نامیده بود. بحث درباره ی مفهوم "حادثه" در شعر و نثر فارسی که در آنها این واژه به کنایه از هبوط آدم و حوا از بهشت به زمین بکار می رفته، بحثی است دراز که جای آن اینجا نیست. از باب مثال همینقدر گفته باشیم که وقتی حافظ می گوید&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که در این دامگه حادثه چون افتادم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;مراد او از حادثه، همچون اشعار دیگری که در آنها از آن یاد می کند، همان هبوط، و منظور او از دامگه نیز زندگی زمینی است. بنا بر این استعمال چپ و راست این کنایه ی عرفانی در عناوین "کتاب" هایی سرشار از غلط فارسی چون "در تیررس حادثه" و ... که به اصطلاح نویسندگان آن، یعنی همان طفلان ابجد خوان، چنانکه مضامین نوشته شان نیز نشان می دهد از ادب فارسی و آشنایی با شعر آن کمترین بهره ای ندارند تنها یک تظاهر نامربوط وغلط نیست؛ این کار همچنین نشان می دهد که دست کم عنوان ها را که هر دو شبیه یکدگیر نیز هستند، نه نویسنگان بی سواد، که سفارش دهنده ی رندِ واحدی انتخاب کرده که این دست شعبده ها نان شب اوست. به این مناسبت شاید ما شرح مبسوط تری درباره ی این نوع کار منتشر کنیم که شعبده بازان بدانند مردم کور و کر نیستند و چه آسان دست آنان را می خوانند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8685949137437285406?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8685949137437285406'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8685949137437285406'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_5780.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-0NbamrpREgk/T1OpkmsmhiI/AAAAAAAAGZ0/C9tGFVmBfrE/s72-c/6on1qfa.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-4461762566633650231</id><published>2012-03-05T08:50:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T14:09:33.909+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;گفت‌وگو با دكتر ناصر فكوهي، استاد انسان‌شناسي دانشگاه تهران &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;درك درستي از قوم‌شناسي در ايران نداريم &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-mx6t_T7uXMc/T1OkdmhJOuI/AAAAAAAAGZs/t7Gff15o8CY/s1600/P-08-1.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://4.bp.blogspot.com/-mx6t_T7uXMc/T1OkdmhJOuI/AAAAAAAAGZs/t7Gff15o8CY/s320/P-08-1.jpg" uda="true" width="240" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;طرح: جمال رحمتي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;منصور آل‌كثير&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;طبق اين تعريف كه هر فرهنگي را بايد بيشتر در چارچوب مجموعه ارزش‌ها، باورها و رفتارهاي خاص خود آن فرهنگ درك كرد و نه با معيارها، ارزش‌ها و... فرهنگي ديگر كه البته بايد در تعاملات‌شان با آن فرهنگ، در نظر گرفته شوند، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه در كشور ايران كه به عنوان كشوري متكثر و داراي خرده‌فرهنگ‌هاي گوناگون است، ضرورت آن احساس مي‌شود كه تعريف نسبي‌گرايي فرهنگي به صورت شفاف در كنشگران اجتماعي دروني شود. يكي از الزامات دروني شدن اين تفكر، تعريف بيش از پيش فرهنگ اقوام و خرده فرهنگ‌هاست، تعريفي كه مسير تقارب را مي‌تواند هموارتر كند. هم‌اكنون در بسياري از نقاط جهان، به ويژه در توسعه‌يافته‌ترين نقاط كه جذاب‌ترين نقاط بودند و هستند، با تراكم بسيار بالاي قومي روبه‌رو هستيم. امروزه در اغلب بافت‌هاي شهري اروپايي، در هر مجتمع مسكوني و هر مدرسه‌يي در شهرهاي بزرگ بيش از 10 يا 15 قوميت مختلف در حال همزيستي با هم هستند. در اينجا شناخت قوميت‌ها و مشخصات فرهنگي آنها مي‌تواند راهي به سوي ساده شدن و حل مشكلات ناشي از همزيستي باشد. در اينجا در گفت‌وگويي با دكتر ناصر فكوهي، يكي از معدود متخصصاني كه به فرهنگ اقوام پرداخته است، به موضوع نياز به گسترش قوم‌شناسي مي‌پردازيم.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;از نظر شما چه نيازي به گسترش قوم‌شناسي وجود دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ابتدا بايد بگويم من در اينجا موضوع را به ايران محدود مي‌كنم، زيرا مطالعات قومي بنا بر اينكه از چه كشور، چه موقعيت تاريخي و فرهنگي صحبت مي‌كنيم بسيار متفاوت هستند و پرسمان‌هاي مختلفي را به ميان مي‌كشند. براي مثال تكثر فرهنگي كه شما در اروپا به آن اشاره كرديد لزوما امري مثبت نبوده است كه فعلا من وارد اين بحث نمي‌شوم. اما درباره ايران به نظر من دلايل مختلفي براي آنكه مطالعات قوم‌شناسي گسترش يابد داريم. نخست آنكه كشور ما يك موزاييك قومي است به عبارت ديگر، از اقوام و زبان‌هاي متعددي تشكيل شده است كه هزاران سال است در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند و اغلب اين زندگي بدون تنش ميان آنها برقرار بوده است. اما اين بدان معنا نيست كه ما در برابر هر نوع تنش يا هر نوع برنامه‌ريزي استراتژيكي براي تخريب موقعيت صلح‌آميز اقوام‌مان از درون يا از برون مصونيت طبيعي داريم. بلكه بايد اين نكته را در نظر داشته باشيم كه آنچه سبب شده است اين اقوام در طول هزاران سال با يكديگر بدون جنگ و خونريزي زندگي كنند، عمدتا وجود دولت‌هاي مركزي قدرتمند بوده است. به همين دليل نيز هر بار دولت مركزي در ايران به خطر افتاده يا تضعيف شده است، ما يا شاهد اشغال كشور به وسيله بيگانگان بوده‌ايم يا شاهد بالا گرفتن تنش‌هاي بين اقوام و گروه‌هاي محلي مختلف و اغلب شاهد هر دو اينها به‌طور همزمان. با آغاز دولت ملي (يا دولت ملت‌ها) در ايران از ابتداي قرن بيستم مساله پيچيده‌تر شده است. زيرا از يك طرف دولت ملي بايد همان وظيفه‌يي را انجام مي‌داده است كه دولت‌هاي مركزي پيشين انجام مي‌دادند يعني ايجاد شرايط همزيستي اقوام در كنار يكديگر با وجود هر قوميتي كه دولت مركزي را تشكيل مي‌دادند، اما از طرف ديگر اين دولت ملي به دليل آنكه بيشتر حاصل يك دخالت خارجي بود تا يك فرآيند شكل‌گيري دروني، از الگويي بيروني نيز براي تداوم انسجام تبعيت كرد و نه از الگويي كه در طول چند هزار سال در ايران به كار مي‌رفت. اگر دولت‌هاي باستاني و حتي پس از اسلام در ايران اغلب راز موفقيت خود را در حفظ انسجام و صلح داخلي مديون عدم دخالت بيش از حد در سطوح محلي و به ويژه رساندن دخالت‌هاي فرهنگي الزام‌آور در زمينه‌هايي چون زبان و آداب و رسوم و مذهب به حداقل ممكن مي‌دانستند و بدين‌ترتيب مي‌توانستند رضايت محلي را جذب كنند، در دوره رضا شاه كه نخستين دولت ملي ايجاد مي‌شود، الگوي اروپايي براي اين انسجام انتخاب مي‌شود به ويژه الگوي فرانسوي مبتني بر حداكثر دخالت براي يكرنگ كردن سطح محلي با سطح ملي: مردم ناچار مي‌شوند زبان، آداب و رسوم، و سبك زندگي خود را تغيير دهند تا به اصطلاح يك «ملت» جانشين موقعيت‌هاي محلي شود. اين سياست طبعا شكست خورد. اما پرسمان اساسي باقي ماند و پس از انقلاب اسلامي نيز با وجود آنكه تلاش شد از جمله در قانون اساسي حقوق بيشتري به اقوام داده شود، باز هم ما با يك موقعيت آرماني فاصله زيادي داريم. زيرا همواره اين هراس وسواس‌آميز وجود دارد كه حقوق و آزادي‌هاي بيشتر براي اقوام به معناي ازهم‌گسيختگي وحدت ملي است در حالي كه همه‌چيز گوياي عكس اين امر است. زماني كه هر ايراني در هر كجاي كشور خود را در آزادي كاملي براي برخورداري از زبان محلي و آداب و رسوم و سبك زندگي خاص خود ببيند، به همان ميزان نيز تعلق خاطر بيشتري به انسجام ملي پيدا مي‌كند. و درست به همين دليل است كه به نظر من، ما نياز به گسترش رشته‌هاي مربوط به قوم‌شناسي داريم زيرا در حال حاضر هنوز ابهام و كج‌فهمي‌هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه تنها با كار دانشگاهي درازمدت مي‌توان آنها را از ميان برد و با شناخت مناسب اقوام ايراني از يكديگر و شناخت اهميت و ارزش برخورداري از مولفه‌هايي قدرتمند چون زبان فارسي جديد براي ساختن ملتي رو به رشد، واقف شد. نبود قوم‌شناسي به مثابه يك رشته دانشگاهي و به همين دليل نبود ادبيات موضوعي و كنشگران و انجمن‌هاي مربوط به آن سبب شده كه آگاهي در اين زمينه اغلب به حوزه سياسي و آن هم نه درك درست از سياست بلكه نوعي سياست‌زدگي در يك جهت يا در جهت معكوس محدود بماند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;اين نياز بيشتر در كدام‌يك از زمينه‌هاي اين موضوع محسوس‌تر است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به نظر من پيش از هر چيز نياز به تغيير رويكرد نسبت به الگوي ساختن دولت ملي وجود دارد كه الگويي بيروني و همان‌گونه كه گفتم فرانسوي است. ما بايد درك كنيم كه اولا ما در شرايط فرانسه قرن نوزده نيستيم كه بتوانيم زبان‌هاي قومي و محلي را از ميان ببريم، يا با الزام خواسته باشيم كه افراد راه و رسم زندگي خود و باورهايشان را كه در سطح محلي شكل گرفته كنار بگذارند. براي اين كار بايد با گسترش مطالعات درباره الگوهاي شكل‌گيري دولت و ملت در جهان و به ويژه در كشورهاي جهان سوم شروع كنيم. مثال‌هاي بسيار دقيق و روشن در اين زمينه مي‌توانند به ما كمك كنند كه درك كنيم كدام كشورها و فرهنگ‌ها در اين زمينه موفق‌تر بودند و كدام يك ناموفق‌تر و به چه دلايلي. بنابراين فكر مي‌كنم مشكل اولي كه بايد حل شود در سطح مطالعات سياسي است كه بيش از حد بر الگوي تشكيل دولت و ملت بر اساس موقعيت‌هاي قرن نوزدهمي و اروپايي متوقف مانده‌اند و نتوانسته‌اند تجربه صد سال اخير در كشورهاي در حال توسعه را تحليل كرده و الگوهايي ابتكاري و كاربردپذير‌تر براي اين كار ارائه دهند. نوعي از ملي‌گرايي كه در اروپاي قرن نوزدهم وجود داشت، در كشوري مثل ايران اصولا معنايي ندارد. حتي اگر خواسته باشيم الگويي غربي را انتخاب كنيم كه به نظر من به هر حال كاري نادرست است، الگوي امريكايي قرن نوزدهمي بيشتر به ما شباهت دارد تا الگوي اروپايي. اما از آن بيشتر الگوهاي شرقي و بويژه الگوهاي قابل مشاهده در كشورهاي اسلامي مي‌توانند به ما كمك كنند، و البته هيچ كدام اينها نمي‌توانند جايگزين الگويي بومي شوند كه چاره‌يي جز به دست آوردنش نداريم. بنابراين در يك كلام به نظر من مطالعات قومي بايد از اين مباحث اساسي و پايه‌يي كه ما را به اجماعي ولو نسبي در سياست‌گذاري‌هاي عمومي در كشور برساند آغاز شود و نه از نقاط پيراموني و مطالعات پيراموني كه در آنها اغلب خاص‌گرايي‌ها مانع از داشتن ديدي درست و مناسب و تحليلي عميق نسبت به شرايط مي‌شوند. بديهي است كه زماني كه ما تا حدي در اين زمينه پيش رفتيم، محوريت مطالعات مي‌توانند به شناخت اقوام منتها با ابزارها و روش‌شناسي‌هاي جديد منتقل شوند. دقت كنيم كه اين درست كاري است معكوس با آنچه لااقل در دوره پهلوي اول و دوم انجام شد. زيرا از يك طرف رويكردي كاملا يكجانبه را در مطالعات تحميل كردند كه اساسش ملي‌گرايي افراطي و ضد قومي بود و از طرف ديگر تقويت مطالعات خرد در سطح محلي مثلا مطالعه بر قبايل و عشاير و آن‌هم مطالعاتي موزه‌نگارانه، مردم‌شناختي، توصيفي و بيشتر مفيد به حال بيگانگاني كه آنها را انجام مي‌دادند تا مفيد براي مردمي كه اين مطالعات بر آنها انجام شده است. همين امروز اگر بيلان بيش از چهار يا پنج دهه مطالعات عشايري در ايران كه به وسيله مردم‌نگاران غربي انجام شده است را بررسي كنيم، به كدام نتيجه قابل اعتنا براي كمك به فرآيندهاي ملت‌سازي يا دولت‌سازي در كشورمان خواهيم رسيد. حتي از اين فراتر درست است كه اين مطالعات بودند كه سبب شدند نخستين نسل از انسان‌شناسان ايران تربيت شوند اما هنوز ما درگير بحث با همين نسل و شاگرداني كه تربيت كرده‌اند هستيم كه تصور مي‌كنند واژه‌يي مثل مردم‌شناسي بسيار اصيل است و در حال حاضر تمام تلاش خود را به كار برده‌اند كه اين واژه را در نظام دانشگاهي و اداري ما پررنگ كنند، در حالي كه اين واژه ريشه كاملا استعماري، سلطنتي و نژادپرستانه دارد. رويكرد مردم‌شناختي بدين‌ترتيب دقيقا به دنبال رويكرد استعماري‌ قرار دارد كه به جاي پذيرفتن «انسان‌شناسي» يعني اينكه انسان‌ها در سراسر جهان با يكديگر برابرند، از اين تز استعماري دفاع مي‌كند كه مردم‌شناسان بايد بر «آدم‌هاي عقب‌افتاده» غير شهري كار كنند و جامعه‌شناسان بر آدم‌هاي پيشرفته شهري.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;چگونه و با چه ساز و كاري مي‌شود اين نياز را رفع كرد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;براي اين كار ابتدا بايد مساله در بالاترين سطوح مطرح‌شده و به يك اجماع رسيده شود. مساله‌يي كه من درباره نام مطرح كردم صرفا به يك نام بر نمي‌گردد بلكه يك ميراث استعماري و شديدا ضد ملي است كه ما تا زماني كه جرات نكنيم آن را پشت سر بگذاريم نخواهيم توانست به ساز و كاري دانشگاهي براي سامان و سازمان دادن به علم جديد دست بيابيم. جالب آنجاست كه طرفداران واژه «مردم‌شناسي» درست برخلاف همه دلايل واژه شناختي و معناشناختي تلاش مي‌كنند مفهوم «مردم‌شناسي» را نزديك به مفاهيم ايراني و اسلامي نشان دهند و مفهوم انسان‌شناسي را به دور از آنها، در حالي كه قضيه كاملا برعكس است. بنابر اين براي من پاسخ اينكه از كجا شروع كنيم بسيار روشن است: از نام يك رشته و اينكه اين نام بايد چه چيزي را در خود داشته باشد. آيا بايد هنوز بعد از گذشت بيش از صد سال از پايان استعمار، اصرار بر به كار بردن از واژگان و مفاهيم استعماري داشت؟ يا وقت آن نرسيده است كه از نام‌هايي استفاده كنيم كه همه براي اين علم به كار مي‌برند: چرا در كشورهاي توسعه‌يافته «انسان» وجود دارد و اينجا «مردم»؟ دقيقا به همان دليل كه در قرن نوزدهم متخصصان اروپايي معتقد بودند كه مردمان اروپايي را بايد «جامعه» بنامند و از آنجا واژه جامعه‌شناسي به وجود آمد و مردم غيراروپايي را چيزي در حد «قوم» در معنايي توهين‌آميز و از آنجا واژه «مردم‌شناس» و در زبان‌هاي اروپايي اتنولوژي با اشاره به اتنوس يوناني كه شهرنشينان يوناني با تحقير درباره قبايل غيرشهري به كار مي‌بردند، به كار برده شد. زماني كه ما به آن رسيديم كه موضوع واقعي رشته مورد نظرمان چيست، بايد بسيار نظام‌مند، ادبيات، نظريه‌ها و روش‌شناسي و شاخه‌هاي آن را با استفاده از گروه بسيار بزرگ فارغ‌التحصيلان علوم اجتماعي و انساني خودمان تشكيل بدهيم. تداوم رشته‌هاي ايران‌شناسي در خارج از ايران و به وسيله ايرانيان مهاجر يا غير ايرانيان به نظر من نه تنها هيچ اشكالي ندارد بلكه بسيار مفيد نيز هست. تنها مساله‌يي كه من در اين قضيه مي‌بينم اين است كه اين مطالعات و پژوهش‌ها كه در خارج از ايران و به وسيله نهادهاي غيرايراني انجام مي‌شوند (سواي اينكه وارد بحث دلايل و اهداف اصلي و فرعي‌شان و چگونگي تامين مالي‌شان شوم) به ما تعلق ندارند و خوب يا بد بودن‌شان سبب پيشرفت يا پسرفت همان نهادهايي مي‌شود كه آنها را انجام مي‌دهند و اينكه چه كسي يعني يك ايراني‌الاصل اين تحقيقات را انجام مي‌دهد يا فرضا يك فرانسوي يا يك امريكايي هيچ تفاوتي در قضيه ايجاد نمي‌كند. فاجعه ما در آن است كه ايرانيان به دنبال آن هستند و نهادهاي دانشگاهي ما نيز آنها را تشويق مي‌كنند كه نه به فارسي بلكه به زبان‌هاي انگليسي يا فرانسه بنويسند تا به خيال خودشان جهاني شوند. درست برخلاف دانشگاه‌هايي نظير فرانسه كه بسيار بر زبان و فرهنگ خودشان تاكيد دارند. و سپس انتظار دارند كه همچون دوران استعمار يا درست پس از آن، ايرانيان ديگري پيدا شوند (كه متاسفانه فراوان هم پيدا مي‌شوند) كه آثار آنها را به زبان مادري‌شان در بياورند، زيرا ظاهرا اين دوستان در شأن خود نمي‌بينند كه به زبان مادري يا فارسي چيزي بنويسند در حالي كه امروز فارسي يكي از 15 زبان اصلي جهان است و نوشتن به فارسي مي‌تواند به همراه سياستي براي ترجمه همراه باشد كه ايجاد تعامل نيز ميان كنشگران علمي بكند. به نظر من امريكاي لاتين و كاري كه كنشگران علوم اجتماعي در آن انجام دادند مثال خوبي است. در اين كشورها به جاي آنكه با از خود باختگي زبان اسپانيايي را رها كنند كار خود را در اين زبان انجام دادند و در عين حال شرايط مبادله علمي را در سطح بين‌المللي براي خود فراهم كردند به صورتي كه امروز يكي از حوزه‌هاي اصلي علوم اجتماعي در جهان بعد از فرانسه و امريكا، امريكاي لاتين و زبان اسپانيايي است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;روشنفكران و دولت هر كدام به زعم خود چه نقش‌هايي در اين زمينه مي‌توانند ايفا كنند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روشنفكران ما متاسفانه از ابتداي قرن حاضر به‌شدت نسبت به غرب احساس حقارت مي‌كردند، دليل نيز آن بود كه نخستين‌بار در غرب تربيت شدند و به ايران بازگشتند: گروه‌هاي اولي از دانشجويان كه براي ادامه تحصيل در ابتداي قرن حاضر عازم كشورهايي مثل فرانسه مي‌شدند، چون آنجا را با ايران ويران‌شده قاجاري مقايسه مي‌كردند، به‌شدت در خود احساس حقارت مي‌كردند و در بازگشت تمام ذهنيت‌شان آن بود كه اگر ما «شبيه» غربي‌ها بشويم مشكلات‌مان حل مي‌شود. امروز بيش از صد سال از آن زمان گذشته و ما در ظاهر بسيار هم «شبيه» به غربي‌ها شده‌ايم اما مشكلات‌مان 10 برابر شده است. اگر روشنفكران ما نتوانند اين عقده حقارت را پشت سرگذارند، ما چشم‌اندازي نخواهيم داشت. اما پشت سر گذاشتن اين عقده نيز نبايد خود با ورود در يك مسير انحرافي باشد يعني يا ضديت بي‌معنا با غرب و فرهنگ آن در تمام ابعادش از يك سو يا برعكس ضديت با بخشي از فرهنگ چند صد ساله و گاه هزاران‌ساله ما، از سوي ديگر. رويكردهاي ضد غرب افراطي به اين نكته توجه نمي‌كنند كه فرهنگ غرب خود بخشي از ميراث فرهنگي جهان و از جمله خود ما است، و رويكردهاي ايران باستان‌گرا كه به صورتي تصنعي مايلند بيش از 1500 سال از تاريخ اسلامي ما را ناديده بگيرند و از همه بد‌تر رويكردهاي شووينيستي ملي‌گرا كه به خيال خود ايراني بر اساس يك تاريخ مفروض تك‌روايتي ساخته‌اند در حالي كه حتي از همين تاريخ نيز اطلاعات دقيقي ندارند و صرفا از ايران‌گرايي ضديت با اقوامي را مي‌دانند كه گاه از قوم آريايي در اين سرزمين قديمي‌ترند (از جمله سامي‌هاي بين‌النهريني و نه هند و اروپاييان)، نمونه‌هايي از اين‌گونه انحراف‌ها در اين زمينه‌اند. رويكردي كه روشنفكران مي‌توانند پيش بگيرند، قرار گرفتن در جهان به گونه‌يي كه هست و شناخت بهتر خود و ديگران بدون عقده و بدون مبالغه، يك آسيب‌شناسي واقعي نسبت به خود و يافتن راه‌حل‌هايي اساسي و امروزي و نه اسطوره‌يي است. اما درباره دولت به نظر من، فاصله گرفتن از همه اين گرايش‌هاي انحرافي كه در بالا از آنها نام بردم بايد در كنار فاصله گرفتن از گرايش به تصدي‌گري و تبديل الزام و روش‌هاي الزام‌آور به سياست‌هاي فرهنگي باشد. هر اندازه دموكراسي و آزادي‌هاي عمومي بيشتر شود و فضا بازتر، هر اندازه آزادي‌هاي فردي و اجتماعي در حوزه‌هاي خصوصي به رسميت بيشتري شناخته شوند و آزادي در فضاهاي عمومي بيشتر شود، هر اندازه دولت امكان دهد كه كنشگران اجتماعي خود امور خود را در دست بگيرند بي‌شك مي‌توان اميد به وضع بهتري در حوزه فرهنگي داشت. البته منظور از فاصله گرفتن دولت از تصدي‌گري آن نيست كه دولت اين حوزه‌ها را به حال خود رها كرده و شانه از زير مسووليت خود خالي كند. نقش دولت بايد از تصدي‌گري به سوي تسهيل‌گري برود يعني شرايط را از لحاظ قانوني براي فراهم آمدن شرايط قانوني و عملي انجام اين كارها بهتر كند و هرگونه كمكي را كه امكان داشته باشد در اين زمينه به جامعه مدني انجام دهد بدون آنكه انتظار داشته باشد كه در مقابل حق دخالتي به آن داده شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;فضاهاي سايبري و سايت‌ها از ‌جمله انسان‌شناسي و فرهنگ به چه طريق مي‌توانند در زمينه گسترش قوم‌شناسي نقش ايفا كنند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اين فضا‌ها بايد سياستي را پيش بگيرند كه باز با جهان امروز و فرآيندهاي درون آن انطباق داشته باشد. اكثر فضاهاي كنوني ما هنوز نتوانسته‌اند با شرايط جديد رسانه‌يي جهان سازش و هماهنگي بيابند و براي اين كار اولا نياز به قانونمند شدن روابط رسانه‌يي و سايبري ما در سطح جهاني وجود دارد كه خود نيازمند ضابطه‌مندي شدن كنترل شبكه، حقوق نشر و هماهنگ شدن آنها با قوانين بين‌المللي باشد و ثانيا نياز به بالا رفتن شديد پهناي باند اينترنتي وجود دارد. افزون بر اين رسانه‌ها به‌طور عام و رسانه‌هاي سايبري به‌طور خاص بايد مفهوم چندرسانه‌يي شدن و تداخل‌ها و موازي‌بودن‌هاي رسانه‌يي را درك كنند. يعني بتوانند متوجه شوند كه در جهان حاضر مساله «انحصار خبري» يا «انحصار نوشتاري» بي‌معناست و هر اندازه يك خبر و نوشته و گفت‌وگو و غيره بيشتر منتشر شود بهتر است. در اين حالت به نظر من، با توجه به اهميتي كه مسائل قومي دارد مي‌توان از فضاي رسانه‌يي و سايبري در اين زمينه به خوبي استفاده كرد. اما درباره اقوام بايد توضيح و تذكري را اضافه كنم؛ در حال حاضر در فضاي سايبري ايران تعداد و بلاگ‌ها و سايت‌هاي قانوني و غيرقانوني در حوزه اقوام بي‌شمار است، اما اغلب اين وبلاگ‌ها و سايت‌ها داراي مخاطبان محدودي هستند كه تنها اقليتي از همان گروه قومي را دربرمي‌گيرند. اين امر ما را به نوعي جماعت‌گرايي سوق مي‌دهد كه هيچ سودي براي مطالعات قومي ندارد. افزون بر اين اكثريت اين وبلاگ‌ها و سايت‌ها صرفا به مسائل سياسي، آن هم در سطحي‌ترين و مقطعي‌ترين اشكال آنها مي‌پردازند و در آنها خبري از فرهنگ آن قوم نيست و اگر هم باشد چارچوب‌هاي علمي حتي حداقلي رعايت نشده است. «انسان‌شناسي و فرهنگ» از روزهاي نخست فعاليت خود فضاهاي متعددي را براي اقوام و هويت‌هاي گوناگون ايراني باز كرد اما از همان ابتدا شرط گذاشت كه مطالب بايد از سياست‌زدگي، ايدئولوژي‌گرايي و برخوردهاي شخصي به دور بوده از مسائل مقطعي فاصله بگيرند و بر فرهنگ غني اين گروه‌ها تاكيد كنند و آن را بشناسانند و به علاوه اين شرط را نيز مطرح كرد كه مطالب چارچوب‌هاي علمي حداقلي داشته باشند. به همين دليل اين صفحات هنوز آن‌طور كه بايد و شايد توانمند نشده‌اند زيرا بيشتر كساني كه خود را طرفدار اين يا آن فرهنگ قومي مي‌دانند، قادر نيستند درباره مسائل اساسي فرهنگي آن، به دور از سياست‌زدگي و با زباني علمي و رعايت چارچوب ‌هاي علمي سخن بگويند، كه اميدواريم با تلاش آنها اين مشكل حل شود. توصيه من به تمام دوستان آن است كه از جماعت‌گرايي بيرون بيايند و اگر واقعا به هويت‌هاي قومي و محلي خود علاقه‌مندند، كارهايي جدي در اين زمينه انجام داده و آنها را در صفحات مربوط در انسان‌شناسي و فرهنگ منتشر كنند. سياسي‌نويسي سطحي و مقطع‌گرايانه كاري است ساده اما به همان ميزان بي‌اثر و بي‌فايده.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;چه بايد كرد كه گسترش قوم‌شناسي باعث قوم‌گرايي نشود؟ مي‌توانيد مصداقي بياوريد كه در آن جامعه قوم‌شناسي باعث قوم‌گرايي نشده است كه آن را الگو در اين مسير معرفي كنيم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همان كه در بالا گفتم اگر مطالعات قومي و انتشار نتايج آنها حتي در اشكال ترويجي بر مفاهيم فرهنگي استوار باشد و نه بر سياست‌زدگي‌هاي سطحي، ما به سوي پيشبرد دانش قومي و بالا رفتن سطح مطالعات قومي خواهيم رفت و اما برعكس به سرعت به بن‌بست مي‌خوريم. مثال براي كارهاي قوم‌شناسي در سطح جهان بي‌شمار است. اگر تنها نگاهي گذرا بر شبكه بيندازيد مي‌بينيد كه امروز از سرخپوستان امريكا گرفته تا بوميان استراليا، از گروه‌هاي كوچك قبيله‌يي در افريقا گرفته تا هويت‌هاي حتي بسيار اقليتي در آسيا براي خود داراي سايت‌هاي فرهنگي هستند كه اين فرهنگ را به جهانيان معرفي مي‌كنند و با ديگر فرهنگ‌ها رابطه ايجاد مي‌كنند. اما در اين موارد ما كمتر شاهد قوم گرايي بوده‌ايم. اصولا وقتي بحث كار علمي عميق پيش مي‌آيد راه بر سطحي‌نگري و موضع‌گيري‌هاي مقطعي كه اغلب كارهايي ساده هستند، بسته مي‌شود چون كساني كه وارد اين نوع از رويكرد علمي مي‌شوند، ناچار به كاري دراز مدت و سخت هستند كه با فعاليت‌هاي زودگذر سياست‌زده قابل جمع شدن نيست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;حال عدم مطالعه و گسترش قوم‌شناسي چه تبعاتي را در ساير زمينه‌ها از ‌جمله توسعه انساني مي‌تواند به بار بياورد؟ آيا اصلا تبعاتي به بار مي‌آورد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سخت‌ترين و خطرناك‌ترين تبعات اين است كه در شرايط مدرن بر خلاف موقعيت‌هاي كلاسيك از جمله در كشور ما، دولت مركزي نمي‌تواند صرفا بر اساس يك سياست آمرانه بالا به پايين، خود را تثبيت كند بلكه بايد تعداد زيادي سياست‌هاي عمومي داشته باشد و بتواند اشكال بسيار زيادي از رفتارهاي مدني و جهانشمول براي مثال در حوزه‌هايي مثل اقتصاد و سياست را در سراسر يك پهنه ملي گسترش دهد. در اين حال اگر قوم‌شناسي رشد كافي كرده باشد مي‌تواند راه‌حل‌هاي عملي براي سازش دادن و همسازي ميان هويت‌هاي محلي و مركزي از يك طرف و ميان هويت‌هاي محلي با يكديگر را بيابد و مانع از بروز تنش ميان آنها شود و بنابراين از توسعه پايدار و صلح اجتماعي دفاع كرده و آنها را تضمين كند، اما اگر چنين مطالعات و برنامه‌هايي رشد نكرده باشند همواره خطر آن وجود دارد كه كار به افزايش تنش‌ها و ورود جامعه به چرخه‌هاي خشونت‌هاي هر چه پرزيان‌تر بكشد. دقت كنيم كه نبود خشونت و تنش در گذشته در اين حوزه به هيچ عنوان ضمانتي براي به وجود نيامدن آن در آينده نيست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;برگرفته از سایت اعتماد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-4461762566633650231?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/4461762566633650231'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/4461762566633650231'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_4783.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-mx6t_T7uXMc/T1OkdmhJOuI/AAAAAAAAGZs/t7Gff15o8CY/s72-c/P-08-1.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1081359651297903982</id><published>2012-03-05T08:40:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T09:25:46.980+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;عبدالفتاح سلطانی،&lt;span style="color: #990000;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;وکیل ایرانی&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;به تحمل ۱۸ سال زندان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-8V0QZOjL1QU/T1N_L97gskI/AAAAAAAAGZk/NQp5noOQ51U/s1600/74230542019483977315.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://2.bp.blogspot.com/-8V0QZOjL1QU/T1N_L97gskI/AAAAAAAAGZk/NQp5noOQ51U/s320/74230542019483977315.jpg" uda="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&amp;nbsp;و تبعید &lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;به شهر برازجان&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; محکوم شد&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;عبدالفتاح سلطانی، وکیل ایرانی بر اساس رای یک شعبه دادگاه انقلاب به ریاست قاضی عباس پیرعباسی به ۱۸ سال زندان، تبعید به شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش رهانا (خانه حقوق بشر ایران)، "تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر، اجتماع و تبانی علیه نظام" از جمله اتهامات آقای سلطانی بوده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنا بر این گزارش، "تحصیل مال حرام" از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ (که از سال ۱۹۹۵ هر سال به یکی از فعالان حقوق بشر اعطا می‌شود) هم در زمره اتهامات آقای سلطانی و مبنای صدور حکم اعلام شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این وکیل دادگستری که بیش از هفت ماه است در بازداشت به سر می‌برد، در تاریخ ۱۹ شهریور ماه سال جاری بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای سلطانی پیش‌تر در سال ۱۳۸۴ بازداشت شد و "۲۱۹ روز را در سلول‌ انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او که توسط سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران به جاسوسی از طریق افشای اطلاعات پرونده موکلان خود متهم شده بود، در دادگاه بدوی به ۵ سال حبس و ۵ سال محرومیت از خدمات اجتماعی محکوم شد، اما دادگاه تجدید نظر وی را از کلیه اتهامات تبرئه کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای سلطانی همچنین بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، در ۲۶ خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به مدت دو ماه زندان بود و سپس با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این وکیل دادگستری در طول فعالیت خود وکالت پرونده بسیاری از فعالان سیاسی، دانشجویان و روزنامه نگاران را بر عهده داشته است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پیشتر کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای از اقدام جمهوری اسلامی در بازداشت آقای سلطانی به شدت انتقاد کرده و آن را نشانه وخامت بیشتر وضعیت حقوق بشر در ایران دانسته بود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1081359651297903982?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1081359651297903982'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1081359651297903982'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_3656.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-8V0QZOjL1QU/T1N_L97gskI/AAAAAAAAGZk/NQp5noOQ51U/s72-c/74230542019483977315.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-2551484318848245128</id><published>2012-03-05T08:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T09:20:23.733+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;روز جهانی زن، هشتم ماه مارس گرامی باد !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-GltcoNcsSCA/T1OzyqJOMaI/AAAAAAAAGZ8/JD76FCBJRbc/s1600/mothersoflalepark.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/-GltcoNcsSCA/T1OzyqJOMaI/AAAAAAAAGZ8/JD76FCBJRbc/s200/mothersoflalepark.jpg" uda="true" width="126" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;صد سال دیگر به انتظار نمانیم و زندگی خود را، در دست خود بگیریم !&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;روز جهانی زن که برای اولین بار به پیشنهاد کلارا زتکین ، سوسیالیست آلمانی در سال ۱۹۱۱ میلادی بر گذارشد و در سراسر دنیا، بیش از یک میلیون زن و مرد طرفدار برابری حقوق زن و مرد و حق رای برای زنان را به خیابان ها کشاند، صد و یکمین سال خود را پشت سر می گذارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;زنان در سراسر جهان و به خصوص در کشورهای خاورمیانه بر علیه استبداد و شرایط خفقان آور نا برابری و ستم مضاعفی که در همه سطوح جامعه بر آنان وارد می شود به پا خواسته اند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;زنان و فعالان جنبش زنان، همه خواستار برابری ، آزادی ، دموکراسی و صلح در جهان هستند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;خواسته های زنان در کشورهای خاورمیانه اما، با خواسته های زنان در کشورهای غربی متفاوت است .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;فعالان جنبش زنان در خاورمیانه در وهله اول خواستار به رسمیت شناختن حقوق زنان می باشند و علاوه بر خواسته های طبیعی و صنفی خود، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی زن و رفع هر گونه تجاوز، شکنجه جسمی، روحی و اهانت های جنسیتی (به هر شکل ) در زندانها می باشند .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;فعالان جنبش زنان، خواهان لغو هر گونه قوانین سنگسار و اعدام می باشند .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;فعالان جنبش زنان، برعلیه هرگونه جنگ و جنگ افروزی در دنیا می باشند .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;نا برابری های جنسیتی که ریشه نقض حقوق اولیه و انسانی هر جامعه ای محسوب می شود، در کشورهایی مثل ایران و کشور های عربی، راه دشوار ما را ، صد چندان دشوارتر کرده است، صد سال دیگر به انتظار نمانیم و زندگی خود را، با ادامه مبارزه متداوم و برابری خواهی و آزادی خواهی در دست خود بگیریم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند با تبریک به همه زنان و آزادی خواهان جهان و با حمایت همیشگی از ۳ خواسته بر حق مادران پارک لاله ، مراسم بزرگداشت روز جهانی زن، ۸ مارس ۲۰۱۲ را در دورتموند ( آلمان ) با ائتلاف تعداد زیادی از احزاب و گروههای فعال جنبش زنان در روز شنبه ۱۰ مارس با تظاهرات و تجمعات اعتراضی خیابانی و جمع آوری امضاء برای آزادی زندانیان زن ایرانی و مصری و در ادامه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;برنامه ، جشن روز زن برگزار خواهد کرد .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;این برنامه را گروهای مختلفی تدارک دیده اند از جمله :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;سازمان عفو بین الملل - شاخه دورتموند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه زنان کوراج&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حزب چپ های آلمان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حزب مارکسیست - لنینیست های آلمان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه انقلابی ها&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه جوانان علوی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه دانشجویان کرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه زنان خارجی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه زنان " تره دس فمس "&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;و چند گروه دیگر...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;محل و زمان اجرای برنامه ها در شهر دورتموند :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;تظاهرات - شنبه ۱۰ مارس ۲۰۱۲ ساعت ۱۲.۳۰ بعد از ظهر جلوی ایستگاه مرکزی قطار در ادامه تا ساعت ۱۶ بعد از ظهر تجمع در مرکز شهر کنار کلیسا راینولدی - میدان ویلی برانت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;جشن : از ساعت ۱۸ در خانه فرهنگی دیتریش کونینگ در نزدیکی ایستگاه قطار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;روز جهانی زن بر همه ما و آزادی خواهان جهان مبارک باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;زنده باد اتحاد سراسری برابری خواهی و صلح طلبانه همه زنان جهان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;زنده باد اتحاد سراسری داد خواهی و حق طلبانه مادران پارک لاله ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حامیان مادران پارک لاله - مادران صلح دورتموند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:madaran.solh.dortmund@googlemail.com"&gt;madaran.solh.dortmund@googlemail.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;ما ذره های درخشانی هستیم،که هر روز دوباره و دوباره زاده می شویم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-2551484318848245128?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2551484318848245128'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2551484318848245128'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_2152.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-GltcoNcsSCA/T1OzyqJOMaI/AAAAAAAAGZ8/JD76FCBJRbc/s72-c/mothersoflalepark.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8580716800131046736</id><published>2012-03-05T08:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T09:20:00.995+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;جمشید صفاپور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;گیلان سبز زیر چکمه های حکومتیان و سودجویان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-H2t4zCJrPwk/T1R1rdHHK9I/AAAAAAAAGaU/gQ6vkpTj4qE/s1600/28567a60-dd44-407b-87ed-cbcac9374539.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="221" src="http://3.bp.blogspot.com/-H2t4zCJrPwk/T1R1rdHHK9I/AAAAAAAAGaU/gQ6vkpTj4qE/s400/28567a60-dd44-407b-87ed-cbcac9374539.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سوء مدیریت در جنگل و جنگلداری و عدم وفاداری به اصل حفظ آن بعنوان ثروت ملی از سوی صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی, جنگلهای گیلان و اصولا شمال ایران را بورطه نابودی کشانده است. قاچاق چوب از طریق باندهای مافیای جنگل که گاه با قتل جنگلبانان همراه است, چرای بی رویه احشام در اراضی جنگلی پائین دست و بالا دست بر اثر نیازهای اولیه زندگی جنگل نشینان, واگذاری مناطقی از اراضی جنگلی به بخش های ظاهرا خصوصی اما خودی و آشنا برای امحای جنگل های مخروبه به بهانه احیای مجدد آن و ... که از یک برنامه مشخص و معین و مستمری برخوردار نیست, موجب شده تا جنگل های گیلان و بطور کلی شمال ایران بیشترین اسیب را در سالهای عمر جمهوری اسلامی ببیند و به محیط زیست آن خدشه وارد شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.gozareshgar.com/10.html?&amp;amp;tx_ttnews[tt_news]=16744&amp;amp;tx_ttnews[backPid]=23&amp;amp;cHash=f801a5f05205fada0356938036b190e1"&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;ادامه مطلب &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8580716800131046736?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8580716800131046736'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8580716800131046736'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_8262.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-H2t4zCJrPwk/T1R1rdHHK9I/AAAAAAAAGaU/gQ6vkpTj4qE/s72-c/28567a60-dd44-407b-87ed-cbcac9374539.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8856569307913497606</id><published>2012-03-05T07:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-05T11:28:06.815+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;«&lt;span style="font-size: x-small;"&gt; &lt;/span&gt;دلاریزه شدن» اقتصاد ایران نمایان تر می شود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-r6EocfSMJzA/T1POL23AKuI/AAAAAAAAGaM/RMGwWmc9Amk/s1600/PER_Dollar-Iran-Exchange_230.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/-r6EocfSMJzA/T1POL23AKuI/AAAAAAAAGaM/RMGwWmc9Amk/s200/PER_Dollar-Iran-Exchange_230.jpg" uda="true" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;قیمت دلار به سیر صعودی خود ادامه می دهد. روزنامه شرق در شماره روز یکشنبه ۱۴ اسفند ماه، قیمت دلار را ۱۹۴۰تومان اعلام کرده، و از افزایش ۲۵ تومانی این ارز آن هم ظرف یک روز خبر داده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;این روزنامه با اشاره به اظهارات محمد رضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهوری اسلامی ایران، که هفته گذشته در۶ اسفند ماه از «گشایش بزرگ در بازار ارز طی چند روز آینده» خبر داد؛ گشایشی که به گفته وی قرار بود، «بمبی از ناباوری را میان غرب و تحریم کنندگان غربی منفجر کند» نوشت، «هفته گذشته بمب ارزي معاون رييس‌ جمهور بازار را براي چند روزي تكان داد و قيمت‌ها را به&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;پايين‌ترين حد خود در ماه‌هاي اخير رساند، در آن روزها عده‌اي بر اين باور بودند كه شايد اين نزول در كنار سقوط قيمت سكه تا بهار سال بعد ادامه داشته باشد، اما قديمي‌هاي بازار كه از اين روزها نوسان‌ها بسيار ديده‌اند، پيش‌بيني مي‌كردند كه تزريق‌هاي انجام شده به بازار در آستانه انتخابات خبر و اتفاق جديدي نيست و در نتيجه آب‌ها كه از آسياب بيفتد قيمت‌ها همان خواهد شد كه بود.»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همین منبع ادامه داد «تنها سه روز بعد از زلزله خبري دولت، قيمت‌ها صعود را آغاز كردند و ظرف چند ساعت مشخص شد دلار به عنوان مهم‌ترين بازيگر بازار ارز تمايلي براي فاصله گرفتن از مرز ۱۹۰۰ تومان ندارد.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این در حالی است که به نوشته شرق «موج جديد تقاضا به چهارراه استانبول رسيده و اين احتمال وجود دارد كه قيمت‌ها در روزهاي باقي‌مانده از سال رشد و صعود بيشتري را تجربه كند.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در چنین اوضاع و احوالی است که روزنامه جهان صنعت، سرمقاله روز یکشنبه ۱۴ اسفند ماه خود را به آن چه «دلاریزه شده غیر رسمی اقتصاد» نامیده ، اختصاص داد و در این زمینه نوشت، «علت دلاریزه شدن اقتصاد فقط افزایش نرخ ارز در طول زمان نیست بلکه روزانه شدن این افزایش است.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این روزنامه با تاکید بر این موضوع که «ارزش ریالی کالای فروخته شده امروز کمتر از ارزش ریالی آن در روز بعد خواهد بود؛ و ریال دریافت شده در نرخ ارز امروز کفاف تامین همان کالا را در روز بعد بر مبنای نرخ ارز بعدی نخواهد داد» نوشت، «در چنین شرایطی گریزی از جایگزینی ارز خارجی به‌جای پول ملی نیست مگر آنکه این نوسان‌ها مهار و ثبات به اقتصاد بازگردانده شود. این جایگزینی که به صورت غیررسمی صورت می‌گیرد وقتی شدت و وسعت پیدا کند عملا پول ملی از صحنه معاملات حذف و ارز خارجی جای آن را می‌گیرد؛ روندی که موجب افزایش تقاضا برای ارز، شکل‌گیری یک دور فزاینده انتظارات تورمی و فشارهای فزاینده ارزی، افزایش تورم و افزایش نرخ ارز می‌شود.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;که در نهایت به نوشته همین منبع «به معنای گذاشتن مهر تایید بر ناتوانی دولت در بازگرداندن ثبات به اقتصاد و مهار تورم است که پیامدهای اقتصادی سیاسی خاصی به ویژه برای جوامعی مانند ایران دارد که اساسا با دلار به عنوان ذخیره اصلی جهانی چالش‌های جدی دارند.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این روزنامه با تاکید بر این موضوع که «کارگزاران فعال در بازار ارزیابی خود را از ذخایر ارزی و همین طور محدودیت های احتمالی در دسترسی به در آمدهای ارزی ناشی از تحریم ها را دارند» ادامه داد، «بهتر است بانک مرکزی به جای اعلام اینکه توانایی تثبیت نرخ را برای مدتی طولانی دارد، دست به تنظیم سیاست ارزی برای یک دوره کوتاه‌مدت شش ماهه بزند.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در حالی که به نوشته همین منبع «افراد در حلقه‌های فامیلی به هنگام قرض دادن، ارزش مبلغ را به دلار محاسبه می‌کنند و انتظار دریافت همان مبلغ را به دلار یا برحسب ریالی که بر مبنای نرخ روز به دلار تبدیل می‌شود، دارند.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خبرگزاری مهر هفته گذشته در ۱۰ اسفند ماه اعلام کرد، «هم اکنون در بازار بزرگ تهران، برخی عمده‌فروشان از مشتریان خود، به جای پول نقد، دلار طلب می‌کنند و این انتظار را دارند که باز هم قیمت دلار افزایش یابد.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ریال تنها در دو ماه گذشته نیمی از ارزش خود را از دست داده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8856569307913497606?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8856569307913497606'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8856569307913497606'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_05.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-r6EocfSMJzA/T1POL23AKuI/AAAAAAAAGaM/RMGwWmc9Amk/s72-c/PER_Dollar-Iran-Exchange_230.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1327582612261687779</id><published>2012-03-04T13:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T13:18:48.680+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;پرویز داورپناه&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;ای مصدق هزار مردی تو&lt;span style="font-size: small;"&gt;*&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-0nIVtHiEme8/T1NVvDPfMHI/AAAAAAAAGZc/9goq5B4U4tU/s1600/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/-0nIVtHiEme8/T1NVvDPfMHI/AAAAAAAAGZc/9goq5B4U4tU/s1600/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;۳۳ سال پیش، حضور میلیونها نفر در احمد آباد در۱۴اسفند ماه ۱۳۵۷، سالروز درگذشت دکتر مصدق نشانه سپاسگزاری ملتی از بزرگترین رهبر سیاسی تاریخ معاصر ایران بود که مردم نتوانسته بودند در سالیان دراز سلطنت محمد رضا شاه چنین بزرگداشتی را که شایسته رهبر محبوبشان باشد از او به عمل آورند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;اجتماع میلیونی مردم تهران بر مزار مصدق در آن روز تاریخی ، اولین نمونه مقاومت و نشانه تسخیر ناپذیری ملیون ایران بود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;سیاست مصدق بر اساس دو محور اصلی دفاع از استقلال ایران و کوشش برای دموکراسی و آزادی در ایران بود. دفاع از استقلال کشور، در ایران قرن بیستم جز از طریق مبارزه با استعمار و امپریالیسم امکان پذیر نبود و مصدق در سراسر زندگی، مبارزه با استعمار و امپریالیسم را در کلیه وجوه خود وجهه همت قرار داد. کوشش برای استقرار دموکراسی در ایران جز از طریق مبارزه با استبداد و خودکامگی و اختناق امکان پذیر نبود و مصدق در سراسر زندگی لحظه ای از مبارزه برای دموکراسی و دفاع ار آزادی فارغ ننشست. اقدامات و اعمال دکتر مصدق و حکومت ملی ایران برای طرد نفوذ استعمار کهنسال و انعکاس افکار و اهداف نهضت ملی ایران در سطح بین المللی و کشورهای مختلف جهان و راه و روش حکومت ملی دکتر مصدق در داخل کشور و برخورد او با مسائل و پیش آمدهای جهانی و داخلی بازتاب وسیعی در همه محافل اجتماعی و سیاسی کلیه کشورها، اعم از کشورهای پیشرفته و مقتدر و کشورهای تحت سیطره استعمار برجای گذاشت. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در دوره چهاردهم به همت دکتر مصدق لایحه ای از تصویب مجلس گذشت که طی آن دادن هر گونه امتیاز نفت به بیگانگان ممنوع شد. در این طرح دولت مکلف به استیفای حقوق پایمال شده ملت ایران از نفت جنوب گردید. دکتر مصدق در جلسه علنی ۲۲ اسفند ماه ۱۳۲۹مجلس شورایملی در این باره گفت: " وقتی که کافتارادزه از طرف دولت شوروی برای امتیاز نفت شمال به ایران آمد، فرصتی به دست من داد که از مضار و معایب آن ورق پاره در مجلس حرف بزنم و معایب و مضار گفته شده را علت طرح پیشنهادی خود راجع به تحریم دادن امتیاز نفت قرار دهم . نظر من در تمام دوره چهاردهم پیروی از سیاست موازنه منفی بود، در صورتیکه نظر نمایندگان حزب توده در مجلس این بود که موازنه وقتی برقرار می شود که همسایه شمالی هم در شمال از حقوق و مزایای شرکت نفت یعنی دولت انگلیس در جنوب بهره مند شود و حال آن که معقول نیست پیکر بی دو دست بتواند مقدرات خود را اداره کند و هر کس خواهان تعالی و ترقی و مقید به حفظ استقلال ایران است، باید سعی کند که دست بریده هر چه زود تر به جای خود گذاشته شود تا ملت ایران بتواند در مقابل دول بزرگ از حقوق خود دفاع کند." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق در روز چهارده اسفند ماه ۱۳۲۹چنین گفت: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"ملت ایران بدانید و آگاه باشید که جبهه ملی تصمیم به ملی کردن صنعت نفت را با رعایت حزم و احتیاط و با مطالعات لازم اتخاذ کرده است." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بالاخره در تاریخ ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹زیر فشار افکار عمومی و مبارزات سرسختانه میهن پرستان ایران ماده واحده ملی شدن نفت به تصویب رسید. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;" بنام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تامین صلح جهانی، ما امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد می نمائیم که صنعت نفت در سراسر کشور بدون استثناء ، ملی اعلام شود. یعنی تمام عملیات اکتشاف و استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران قرار گیرد." &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;(دکتر محمد مصدق ـ دکتر سید علی شایگان ـ دکتر مظفر بقائی ـ ابوالحسن حائری زاده ـ الهیار صالح ـ سید حسین مکی ـ محمود نریمان ـ عبدالقدیر آزاد ـ میر سید علی بهبهانی ـ عبدالرحمن فرامرزی ـ محمد علی کشاورز صدر ـ عباس اسلامی .) &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بدنبال آن دکتر مصدق در مصاحبه با مخبرین خارجی گفت: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"جبهه ملی که خود را نماینده تمایلات و افکار اصلاح طلبانه و استقلال خواهانه ملت ایران میداند با تصمیم قاطع برای ملی کردن نفت در سراسر کشور ایران شروع به اقدام کرد و با تکیه به احساسات و افکار عمومی ملت ایران و جلب توجه مطبوعات و افراد موثر و مفید خارج از مجلس موفق شد که این تصمیم را بصورت قانون از تصویب مجلس شورایملی بگذراند." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از نظر مصدق تامین استقلال کشور و رفع کامل نفوذ بیگانگان از هر مصلحت و سود آنی دیگری برتر و حیاتی تر بود. مصدق در مصاحبه ی مطبوعاتی خود در تاریخ سوم خرداد ۱۳۳۰با مخبرین جراید خارجی میگوید: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"به این دلایل است که به عقیده ملیون ایران، اولین قدم در راه اصلاحات مملکت رفع شر عمال شرکت سابق نفت است که ملتی را فدای مطامع خود کرده اند ... باید به ملل آزاد جهان اعلام کنید که آخرین سعی ملت ایران برای نجات خود و شرق میانه همین اقدام ملی یعنی مبارزه با مداخلات بیگانه که بزرگترین آن شرکت سابق نفت است، می باشد و ملت ایران برای تسلط بر اوضاع سیاسی و اقتصادی خود ناچار است تا آخرین نفس برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت یعنی قطع ایادی بیگانگان از ثروت ملی و استقلال سیاسی خود مبارزه کند." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق در مجلس شورایملی در تشریح قانون ملی شدن صنعت نفت چنین گفت: &lt;strong&gt;"در پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر ایران نمایندگان جبهه ملی به جنبه سیاسی آن بیش از جنبه مالی اهمیت داده اند و علت این بوده است که به علم الیقین تمام ملت ایران و بخصوص نمایندگان محترم مجلس و کمیسیون نفت می دانند که سرچشمه ی تمام بدبختی های این ملت ستمدیده، همان وجود شرکت نفت است و بس و شاهد گویای آن وقایع و اتفاقات، بدبختی های پنجاه ساله اخیر ملت ایران و بخصوص وقایع دو ساله اخیر این کشور و قتل ها و سوء قصدهای متعدد می باشد. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;شرکت نفت با این تشبثات می خواهد همه مقامات را مرعوب خود نموده و فاسد کند و تقاضاهایی که داشته و دارد، انجام گردد. بدیهی است که امید ترقی کشور و بهبودی در وضع زندگانی اجتماعی ملتی که هیات حاکمه آن فاسد باشد، جز آرزوی خام و امیدواری تشنگان به سراب چیز دیگری نخواهد بود. برای اینکه ما خود را از این وضعیت وخیم خلاص کنیم و برای اینکه دنیا بداند که هیچ دولتی حق نخواهد داشت و نخواهد توانست از معادن نفت ایران کوچکترین استفاده نامشروع بکند، ما باید صنعت نفت را در سراسر مملکت ملی اعلام کنیم." &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق نه تنها در اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت پیروز شد بلکه کلیه توطئه ها و دسائس سیاسی و اقتصادی دشمن را چه در داخل کشور و چه در مجامع بین المللی نقش بر آب کرد و پس از خلع ید از انگلستان و مبارزه برای قطع ایادی این استعمار کهنه کار با تمام قوا در برابر یورش امپریالیسم تازه نفس آمریکا به مقاومت پرداخت و اجازه نداد که آمریکائیان پا بر جای امپریالیسم انگلستان بگذارند و تسلط یک امپریالیسم ، جایگزین قدرت و نفوذ امپریالیسم دیگر گردد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۳۰دکتر مصدق پیامی برای ملت ایران فرستاد که خلاصه آن چنین است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;"هموطنان عزیز، در تاریخ ملت ها روزهای درخشان و پر مسئولیت و افتخار و موفقیت کمتر پیدا می شود. ایام عادی و گذران برای همه ملل یکسان است &lt;strong&gt;ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظیفه اش را در برابر وطن، پرچم و تاریخ مملکت ادا کند، بیشتر از دیگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است&lt;/strong&gt;. امروز یکی از آن ایامی است که شما هموطنان می توانید صفحه جدید و مقدسی در حیات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنید و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سیاسی ما نامی بیش نمانده بود، دوره نوینی را در برابر نسل معاصر و نسل آینده بوجود بیاورید. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رشد و نبوغ سیاسی شما می تواند امروز را مبداء تحول و نهضت اصلاحی آینده قرار دهد... من تردید ندارم که شما هموطنان عزیزم راهی را انتخاب خواهید کرد که با شرافت ایرانیت و با غرور ملی و احساسات وطنی مطابقت دارد...آوازه همت و عزم خلل ناپذیر شما در گسستن زنجیرهای استعمار اقتصادی به گوش جهانیان رسیده و خواهد رسید...من افتخار خدمت گزارش مردم را بالاترین و پرقیمت ترین افتخارات حیات خود محسوب داشته و میدانم به غیر از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان محبوب، هدفی دیگر ندارم." &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و بدنبال آن به پیشنهاد هیات مدیره موقت شرکت نفت ایران، تصویب شد که: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;"نظر به این که روز ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹با تصویب قانون ملی شدن نفت در شانزدهمین دوره مجلس شورایملی صفحه نوینی در تاریخ افتخارات کشور باستانی ایران باز شده و یاد آور رشد ملی و عظمت روح ایرانی و نمودار علاقمندی تمام افراد ملت به حفظ استقلال کشور می باشد ، از این ببعد روز بیست ونه اسفند که دوران جدیدی را نوید میدهد به افتخار ملت ایران بعنوان جشن ملی تلقی و تعطیل عمومی اعلام میگردد. نخست وزیر دکتر محمد مصدق"&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر پرویز داورپناه&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;۱۴ اسفند ماه ۱۳۹۰ &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;*این مطلع شعر ِاستاد بدیع الزمان فروزانفر در باره ی دکتر مصدق است:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;ای مصدق هزار مردی تو / با دد و دیو در نبردی تو &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;ای مصدق تو را ثنا خوانم / گر چه برهم زن سِنا دانم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1327582612261687779?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1327582612261687779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1327582612261687779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_866.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-0nIVtHiEme8/T1NVvDPfMHI/AAAAAAAAGZc/9goq5B4U4tU/s72-c/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1555767170990026457</id><published>2012-03-04T12:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T13:01:01.056+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;مرگ راويان مرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-OB73fyDxdAU/T1NRA73CwBI/AAAAAAAAGZM/vFccKjrZLvo/s1600/imagesCAQJXQ8L.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="223" src="http://4.bp.blogspot.com/-OB73fyDxdAU/T1NRA73CwBI/AAAAAAAAGZM/vFccKjrZLvo/s400/imagesCAQJXQ8L.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;رمی اوچلیک &lt;strong&gt;خبرنگار فرانسوی و &lt;/strong&gt;ماری کالوین &lt;strong&gt;خبرنگار امریکایی&lt;/strong&gt; در &lt;strong&gt;سوریه&lt;/strong&gt; کشته شدند.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;نيما راد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;براي گلوله فرقي نمي‌كند كه طعمه‌اش كيست. گلوله مي‌كشد، حتي آنكه جنگ را نظاره مي‌كند تا روايتش كند. بهانه اين جمله‌ها، روايت غم‌انگيز انسان‌هايي است كه در دنياي جنگ‌هاي ناتمام، خبرنگارند. اين بار روايت آنهايي است كه در سوريه، شهر حمص، محله بابا عمرو در يك دفتر تهيه خبر طعمه گلوله شدند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;«ماري كالوين» و «رمي اوشليك» مشغول ارسال خبر بودند كه گلوله خمپاره خبر و زندگي‌شان را نيمه تمام گذاشت. چند خبرنگار ديگر اما جان سالم به در بردند. از «پاول كانروي» زخمي و «روپرت اديت بوويه» كه مي‌گفتند استخوان رانش شكسته و همكاران‌شان خبري در دست نبود. گروهي به‌نام «آواز» مدعي شد كه عملياتي را براي نجات روزنامه‌نگاران زخمي و همكاران‌شان هماهنگ كرده اما برخي از افرادي كه در اين عمليات نجات شركت داشته‌اند، خود كشته شده‌اند. ابهام‌ها و خبرهاي متناقض چند روز ادامه يافت تا خبر رسيد كه «كانروي» بريتانيايي به لبنان رسيده و «اديت بوويه» و «ويليام دانيل»، دو خبرنگار فرانسوي نيز به فرانسه منتقل شده‌اند. سازمان صليب‌سرخ جهاني هم اعلام كرد كه اجساد «مري كالوين»، خبرنگار آمريكايي و «رمي اوشليك»، عكاس فرانسوي را تحويل گرفته است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;اجساد كالوين و اوشليك به‌زودي به خانوده‌هايشان تحويل داده مي‌شود. احتمالا آنها طي مراسمي با شكوه به خاك سپرده مي‌شوند. آنها كه زنده مانده‌اند يا دوباره به جهان ترسناك «خبرنگاري جنگ» باز مي‌گردند يا پشت ميز مي‌نشينند و روايت همكاران‌شان را مخابره مي‌كنند. همين... واقعيت تلخي است اما مرگ هميشه شانه به شانه آنها مي‌دود. كسي كه وحشت گلوله‌باران را روايت مي‌كند، دير يا زود طعمه گلوله مي‌شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1555767170990026457?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1555767170990026457'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1555767170990026457'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_204.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-OB73fyDxdAU/T1NRA73CwBI/AAAAAAAAGZM/vFccKjrZLvo/s72-c/imagesCAQJXQ8L.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6496907154876989776</id><published>2012-03-04T11:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T13:00:40.688+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;اظهارات تکان دهنده خبرنگار بریتانیایی درباره اوضاع حمص&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-ZKRYMY4ux08/T1NUJEa5BaI/AAAAAAAAGZU/93ETL66Y3bM/s1600/436x328_45722_198501.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://3.bp.blogspot.com/-ZKRYMY4ux08/T1NUJEa5BaI/AAAAAAAAGZU/93ETL66Y3bM/s320/436x328_45722_198501.jpg" uda="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;پاول کانروی:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;" آنچه در حمص سوریه رخ می دهد ، یک جنگ نیست بلکه قتل عام است."&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: blue; font-size: small;"&gt;"پاول کانروی" خبرنگار روزنامه ساندی تایمز بریتانیا روز یکشنبه&amp;nbsp;&lt;span style="color: #0000cc;"&gt;۴ مارس ۲۰۱۲&lt;/span&gt; در گفت گو با تلویزیون سکای نیوز این کشور مشاهدات تکان دهنده ای درباره حوادث اخیر حمص نقل كرد. &lt;br /&gt;به گزارش تلویزیون سکای نیوز کانروی که هم اکنون در یکی از بیمارستان ها لندن بستری است درباره مشاهدات خود در منطقه بابا عمرو گفته است " آنچه در حمص سوریه رخ می دهد ، یک جنگ نیست بلکه قتل عام است."&lt;br /&gt;وی به گوینده تلویزیون سکای نیوز بریتانیا می گفت :" باید ملاحظات استراتژیک سوریه و کنفرانس ها را فراموش کنیم اکنون وقت آن نیست ، باید به فریاد مردم برسیم."&lt;br /&gt;فعالان سیاسی مخالف دولت سوریه پس از خروج دو روزنامه نگار زخمی فرانسه و بریتانیا از سوریه در گفت و گو با تلویزیون العربیه ابراز امیدواری کردند که جهانیان به اظهارات بی طرفانه این دو خبرنگار نسبت به شرایط سخت اوضاع در سوریه گوش فرا دهند. &lt;br /&gt;خالد ابو صلاح فعال سیاسی از شهر حمص در این زمینه گفت :" هر چه از سرکوب شدید معترضان و کشتار مردم حمص توسط نیروهای نظامی بشار اسد گفته ایم بی تاثیر بود، امیدورایم جامعه جهانی به اظهارات این دو خبرنگار خارجی اهمیت دهد." &lt;br /&gt;خبرنگار ساندی تایمز درباره شرایط کنونی حمص اظهار داشت :" اکنون هیچ خبرنگاری در حمص نیست تنها خدا می داند که در آن جا چه پیش خواهد آمد." &lt;br /&gt;روزنامه نگار بریتانیایی افزود :" روزی خواهد آمد که با احساس شرمندگی از خود خواهیم پرسید ، چگونه اجازه دادیم چنین کشتاری در سوریه به وقوع بپیوندند."&lt;br /&gt;پاول کانروی خبرنگار بریتانیایی به همراه ادیت بوویر، همکار فرانسوی خویش در یکی از عملیات ارتش سوریه در باباعمرو زخمی شده بودند. &lt;br /&gt;در آن حمله ماری کالوین خبرنگار آمریکایی و رمی اوچلیک عکاس فرانسوی جان خود را از دست دادند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6496907154876989776?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6496907154876989776'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6496907154876989776'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_5449.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-ZKRYMY4ux08/T1NUJEa5BaI/AAAAAAAAGZU/93ETL66Y3bM/s72-c/436x328_45722_198501.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3930254609897207162</id><published>2012-03-04T11:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T13:00:26.209+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;«اسكار» گرفتن بازیگران ايراني محال نيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-LgTRGK_D1H0/T1M4iDvA6uI/AAAAAAAAGY8/NVT0rT7gX6k/s1600/26253press01-5.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/-LgTRGK_D1H0/T1M4iDvA6uI/AAAAAAAAGY8/NVT0rT7gX6k/s1600/26253press01-5.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;گفت‌وگوي «شرق» با ليلا حاتمي پس از بازگشت به ايران:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;گروه هنر، گيسو فغفوري: اتفاق بزرگ سينماي ايران را همه ديديم، در سپيده‌دم روزي كه هنوز شادي‌اش را فراموش نكرده‌ايم. مشهورترين فرش قرمز سينماي جهان كه مشهورترين چهره‌هاي سينماي دنيا روي آن مي‌روند، زير قدم‌هاي هنرمندان ايراني بود، هنرمنداني كه با امكانات و توانايي‌ها و محدوديت‌هاي ايراني، اثري را به جهانيان عرضه كرده بودند كه پيش از «اسكار» به مذاق تماشاگران خارجي سينماهاي كشورهاي مختلف خوش آمده بود و پيش از همه اينها در ايران مردم و منتقدان سينمايي آن را پسنديده بودند. ميان سينماگراني كه آن روز روي فرش قرمز راه رفتند، يكي با همه تفاوت داشت و او كسي نبود جز ليلا حاتمي ستاره و بازيگر بزرگ سينماي ايران كه شكل و شمايل حضورش در جشنواره‌هاي جهاني و نحوه رفتارش در ايران و بيرون از ايران ويژه خود اوست. ليلا حاتمي كه پس از رفتن روي فرش قرمز «كداك تئاتر» مورد توجه رسانه‌هاي بين‌المللي براي گفت‌وگو بود، چند روزي است به ايران بازگشته است. وقتي تماس مي‌گيرم تاكيد مي‌كند كه اهل زياد حرف زدن نيست. چند گفت‌وگوي خارجي او نيز كوتاهند. پس اين گفت‌وگو هم به سياق ديگر گفت‌وگوهايش كوتاه است. او هر چقدر در سخن گفتن صميمي است، ولي در انتخاب كلمات سختگير است و وسواسي. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌الان چند روز از اين اتفاق گذشته و شما با اين موفقيت به ايران بازگشته‌ايد. هنوز اين حس خوب همراه همه است از مردم عادي تا چهره‌هاي هنري و حتي سياسي. اين همه خوشحالي را تصور مي‌كرديد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بله! كاملا منتظر همين عكس‌العمل بودم! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌لحظه‌اي كه اسم برنده را اعلام كردند به چه چيزي فكر كرديد؟ به چه كسي؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منتظر بودم اسم فيلم را اعلام كنند و بعد ديگر راحت شدم! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌واكنش گروه غير از آن چيزي كه دوربين نشان داد چي بود؟ آقاي معادي از حس اضطرابي كه همگي قبل از آن داشتيد گفته بودند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درست است! وقتي ساعت برگزاري مراسم نزديك شد، مضطرب شديم و بعدش فكر مي‌كنم به دليل رهايي آنقدر خسته شديم كه حتي حس شادي كردن را هم نداشتيم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;‌&lt;strong&gt;روي آن فرش قرمزي راه رفتيد كه به تعبير آقاي كلاري حد نهايت سينما مي‌تواند باشد، در كنار بزرگان سينماي جهان. چه حسي داشتيد؟ چه تفاوتي با ديگر جشنواره‌ها و حضورهاي جهاتي داشت؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;براي من خيلي جدي بود. فرش قرمزهاي ديگر به دليل جشنواره بود و حالت جشن و شادي را داشت. ولي من روي فرش قرمز كداك تئاتر بيشتر حس ورود به يك محيط آكادميك را داشتم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌فكر مي‌كنيد زماني اين اتفاق براي ستارگان ايراني هم رخ دهد و جايزه بهترين بازيگر اسكار به يك بازيگر ايراني و مثلا به خودتان تعلق بگيرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وقتي در سينما كار مي‌كنيد اين اتفاق نمي‌تواند محال‌باشد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;درباره طراحي لباس‌تان در «اسكار» بحث‌هاي زيادي مطرح شد و بيشتر در فضاي مجازي ايراني كه اين بحث‌ها مطرح و انتقادهايي به آن شد. نظر خودتان درباره طراحي لباس‌تان چطور بود؟ به نظر مي‌رسيد چندان از اين لباس راضي نيستيد و به‌گونه‌اي مجبور به پوشيدن آن بوده‌ايد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درست برعكس! اين لباس همه‌اش با سليقه خودم درست شده بود. از انتخاب پارچه تا رنگ و مدلي كه براي دوخت انتخاب شده بود. همه‌اش سرتاسر سليقه و انتخاب خودم است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌شما در همه مراسم سينمايي با حجاب ظاهر شده‌ايد. اين موضوع چه انتخاب شما باشد و چه بنابر ملاحظات باشد، باعث تفاوت شما با ديگر بازيگران غيرايراني حاضر در اين‌گونه جشنواره‌ها شده است. اين تفاوت را چگونه حل كرده‌ايد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چون سال‌هاي زيادي از حضورم به اين شكل مي‌گذرد، به آن عادت كرده‌ام و فكر مي‌كنم به دليل شناختي كه كشورهاي ديگر از قوانين پوشش در كشور ما دارند اين تفاوت رقيق‌تر مي‌شود. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;‌عكس‌هاي شما در كنار كارگردان فيلم «The Artist» منتشر شده است. استقبال چطور بود؟ آيا شما را از قبل مي‌شناختند؟ نگاه ديگر سينماگران خارجي چطور بود؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مي‌توانم بگويم تمام ميهمانان «اسكار» عاشق فيلم «جدايي... » بودند و هيچ‌كس نمي‌توانست بي‌تفاوت از كنار گروه «اصغر فرهادي» رد شود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3930254609897207162?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3930254609897207162'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3930254609897207162'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_1949.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-LgTRGK_D1H0/T1M4iDvA6uI/AAAAAAAAGY8/NVT0rT7gX6k/s72-c/26253press01-5.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3306336423590219914</id><published>2012-03-04T10:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T13:00:02.270+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;﻿پيام تبریک محمدرضا شجريان&amp;nbsp;به فرهادي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;با دست خالي شيرين كاشتيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-dAISZskusiQ/T1M8VXvtdtI/AAAAAAAAGZE/RVAAJTWQ0eM/s1600/11008.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/-dAISZskusiQ/T1M8VXvtdtI/AAAAAAAAGZE/RVAAJTWQ0eM/s1600/11008.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;محمدرضا شجريان استاد آواز ايراني در پيامي به مناسبت كسب جايزه اسكار&amp;nbsp;۲۰۱۲ از سوي اصغر فرهادي، اين موفقيت را به او و گروهش تبريك گفت. در بخشي از نامه تبريك شجريان آمده است: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;جناب اصغر فرهادي؛ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;شما و همكاران‌تان با دست خالي شيرين كاشتيد و شگفتي آفريديد و جايزه ارزنده اسكار فيلم زيباي جدايي نادر از سيمين را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابت‌هاي تنگاتنگ سينماگران جهان براي مردم خود به ارمغان آورديد. جناب فرهادي شما با كارگرداني و تهيه اين فيلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجيب ايران را به جهانيان شناسانديد كه به مراتب از دريافت جايزه اسكار مفيدتر بود. درود به شرفت، درود به پشتكار و شهامتت. مفتخرم به يكايك همكاران شما و بازيگران كه شگفتي آفريدند، سركارخانم ليلا حاتمي، ساره بيات، سارينا فرهادي و جنابان پيمان معادي، شهاب حسيني و شهبازي و فيلمبردار آقاي محمود كلاري، آفرين و تبريك بگويم. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سرفراز و برقرار باشيد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3306336423590219914?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3306336423590219914'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3306336423590219914'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_7960.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-dAISZskusiQ/T1M8VXvtdtI/AAAAAAAAGZE/RVAAJTWQ0eM/s72-c/11008.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1494976819932353564</id><published>2012-03-04T10:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-04T12:59:50.970+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;عدم حضور هشت تن از مراجع تقلید&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-q3j69g0oI-Y/T1JvbIxp_hI/AAAAAAAAGY0/BvMgkGttSn0/s1600/arton13269-823aa.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="206" src="http://2.bp.blogspot.com/-q3j69g0oI-Y/T1JvbIxp_hI/AAAAAAAAGY0/BvMgkGttSn0/s400/arton13269-823aa.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;در انتخابات فرمایشی مجلس نهم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;strong&gt;آیات عظام حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، شیخ یوسف صانعی، سید محمد صادق روحانی، سید صادق شیرازی، سید علی محمد دستغیب شیرازی و شیخ اسدالله بیات زنجانی&amp;nbsp;از شرکت در انتخابِات مجلس نهم&amp;nbsp;خودداری کردند. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ادورانیوز: در حالیکه برخی مراجع حامی حکومت، از همگان برای حضور در انتخابات مجلس نهم دعوت بعمل آورده بودند، منابع خبری از عدم حضور هشت نفر از مراجع تقلید مستقل، مردمی و منتقد حکومت در انتخابِات مجلس نهم خبر داده اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزراش جرس، طی روزهای گذشته، روزنامه جمهوری اسلامی گزارش داده بود که "حضرات آیات مكارم شیرازی، جوادی آملی، سبحانی، نوری همدانی، علوی گرگانی و مظاهری، آحاد مردم را به شركت گسترده در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی دعوت کرده اند."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روز جمعه دوازدهم اسفند ماه و همزمان با انتخابات نیز، منابع خبری گزارش داده اند که همگام با جنبش اصلاحات و قاطبه فعالان سیاسی و مدنی، گروهی از مراجع عظام تقلید نیز، از شرکت در انتخابات فرمایشی مجلس نهم خودداری کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این منابع خبری از رای ندادن مراجع مستقل چون آیات عظام حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، شیخ یوسف صانعی، سید محمد صادق روحانی، سید صادق شیرازی، سید علی محمد دستغیب شیرازی و شیخ اسدالله بیات زنجانی، گزارش کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گفتنی است، همانگونه که سبزها، اصلاح طلبان و قاطبه فعالان سیاسی منتقد اعلام کرده بودند، به دلیل عدم امکان برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و سالم آنها از رای دادن در انتخابات خودداری نموده و تشکل های اصلاح طلب نیز از مردم درخواست کرده بودند روز انتخابات – به نشانه مقاومت مدنی- خانه نشینی اتخاذ کنند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1494976819932353564?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1494976819932353564'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1494976819932353564'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_04.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-q3j69g0oI-Y/T1JvbIxp_hI/AAAAAAAAGY0/BvMgkGttSn0/s72-c/arton13269-823aa.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8705629593395519423</id><published>2012-03-03T12:25:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T12:31:11.085+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;چهل و پنجمین سالگرد درگذشت دکترمحمد مصدق &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-6w9auvnMyIg/T1Etqa7PqtI/AAAAAAAAGYM/VNEL2hFoUyk/s1600/parchame+jebheh.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="92" src="http://1.bp.blogspot.com/-6w9auvnMyIg/T1Etqa7PqtI/AAAAAAAAGYM/VNEL2hFoUyk/s200/parchame+jebheh.jpg" uda="true" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ما سالروز درگذشت این ابر مرد تاریخ میهنمان را گرامی میداریم و به روان پاک و تابناکش درود میفرستیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ادیب برومند -مهندس عباس امیرانتظام – بانو فرشید افشار – دکتر لقا اردلان – دکتر هرمیداس باوند – دکتر علی رشیدی – دکتر خسرو سعیدی - حسین شاه حسینی – مهندس حسین عزت زاده –سرلشکر بازنشسته ناصر فربد - اصغر فنی پور- دکتر مهدی مویدزاده – منوچهر ملک قاسمی – دکتر حسین مـوسـویان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-XgkxdvzVxRA/T1FLROiR4TI/AAAAAAAAGYU/Q84qWBnvP50/s1600/dr-m-mossadegh.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-XgkxdvzVxRA/T1FLROiR4TI/AAAAAAAAGYU/Q84qWBnvP50/s1600/dr-m-mossadegh.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;بنام خداوند جان وخرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;چهاردهم اسفند ماه 90 مصادف با چهل و پنجمین سالگرد درگذشت بزرگ مرد تاریخ و بنیانگذار جبهه ملی ایران، دکترمحمدمصدق است. او تمام عمر پربار و اثرگذارش را در راه آزادی و استقلال این سرزمین صرف نمود. او درطول زندگی پرافتخارش و در راه تحقق آمال و اندیشه های ملی و میهنی اش، بارها خود و خانواده اش را در معرض خطر و نابودی قرار داد ولی هیچگاه از راه آزادیخواهی و استقلال طلبی باز نایستاد. او که پس از کودتای ننگین و بیگانه ساخته 28 مرداد 32 تا پایان عمر خود را در زندان بسر برد، در روز 14 اسفند 1345 چشم ازجهان فروبست. او نه تنها نمونه ای از آزادگی و وطن دوستی برای همه ایرانیان بلکه رهبری ضد استبداد و ضد استعمار برای همه ملل مشرق زمین بود. ما سالروز درگذشت این ابر مرد تاریخ میهنمان را گرامی میداریم و به روان پاک و تابناکش درود میفرستیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;تهران – 14 اسفند 1390&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ادیب برومند -مهندس عباس امیرانتظام – بانو فرشید افشار – دکتر لقا اردلان – دکتر هرمیداس باوند – دکترعلی رشیدی – دکترخسرو سعیدی - حسین شاه حسینی – مهندس حسین عزت زاده –سرلشکر بازنشسته ناصر فربد - اصغر فنی پور- دکتر مهدی مویدزاده – منوچهر ملک قاسمی – دکتر حسین مـوسـویان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8705629593395519423?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8705629593395519423'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8705629593395519423'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_5745.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-6w9auvnMyIg/T1Etqa7PqtI/AAAAAAAAGYM/VNEL2hFoUyk/s72-c/parchame+jebheh.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-5765929565272811896</id><published>2012-03-03T12:20:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T12:53:47.866+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA" style="font-family: Arial; mso-ansi-language: FR-BE;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA" style="color: red; font-family: Arial; mso-ansi-language: FR-BE;"&gt;&lt;strong&gt;مهران ادیب &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA" style="color: #993300; font-family: Arial; mso-ansi-language: FR-BE;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA" style="color: #993300; font-family: Arial; mso-ansi-language: FR-BE;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;چهارده اسفند ماه افول خورشید آزادی ایرانزمین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-yORwikZNx3U/T1H7NMUjbgI/AAAAAAAAGYk/R8VfK1X3PzI/s1600/23685265666900650288.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="400" src="http://2.bp.blogspot.com/-yORwikZNx3U/T1H7NMUjbgI/AAAAAAAAGYk/R8VfK1X3PzI/s400/23685265666900650288.jpg" uda="true" width="382" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394; font-size: small;"&gt;"...بمن گناهان زیادی نسبت داده اند ولی من خود می دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملی کوتاه کرده ام و در تمام مدت زمامداری خود از لحاظ سیاست داخلی و خارجی فقط یک هدف داشته ام و آن این بود که ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود و هیچ عاملی جز اراده ملت در تعیین سرنوشت مملکت دخالت نکند ."&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دفاعیات دکتر مصدق در بیدادگاه نظامی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;در چهاردهم اسفندماه یکهزار و سیصد و چهل و پنج خورشیدی دکتر محمد مصدق پیشوای بزرگ نهضت ملی و ضد استعماری ایرانزمین ، زندگی را بدرود گفت و به جهان ابدیت پیوست . بزرگمردی از تبار سیاوش که راستی و درستی و آزادگی را سرمشق سیا ست قرار داده و هیچ کاری رابدون آگاهی مردم انجام نمی داد و پیش ازهراقدامی ، نخست آنرا با مردم درمیان می نهاد و&amp;nbsp;سپس اجرا می نمود . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;در دورانی که سیاست پیشگان برای حفظ موقعیت و مقام خود ، گوش بفرمان استعمارگران شرق و غرب دوخته بودند تا اوامرشان را با جان و دل اجرا نمایند ، مصدق بزرگ با ملی کردن صنعت نفت در سراسر کشور ، دست استعمار کهنه بریتانیا را از روی منابع اقتصادی کشور و همچنین نهاد های سیاسی ؛ فرهنگی ؛ عشایری و.تا اندازی مذهبی..، قطع نمود و ایران را به استقلال واقعی رساند و موجب گشت تا ملت های خاور میانه و شمال آفریقا از مبارزات دلیرانه ملت ایران سرمشق گرفته و علیه استعمار و استبداد بپا خیزند .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;مصدق بزرگ برخلاف سیاستمداران گذشته و کنونی جهان در حرف و عمل همواره راستی و درستی را در نظر گرفته و در مسیر منافع ملت گام برمیداشت و هر کاری را با همیاری و پشتیبانی مردم به انجام می رساند و همیشه خود را خادم و خدمتگزار ملت میدانست . او پیامبر آزادی و اخلاق ، دادگری و مهرورزی در دنیای سیاست بود . به درستی می توان مصدق و گاندی را دو ستاره درخشان آسمان خاورزمین نامید که تا جهان برجاست نام پاک این دو پیشوای بزرگ خاورزمین زینت بخش صفحه های تاریخ جهان خواهد بود . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;دشمنان ایرانزمین و خودکامگان و جیره خواران بیگانه ، همواره از نام مصدق در وحشت و هراس بوده وهستند و برای تیره نمودن نام این بزرگمرد تاریخ کشورمان ، هرزمان خفاشان فرومایه ای را به پرواز درمی آورند تا نام پاک و درخشان او را درآسمان تاریخ ایرانزمین تیره نمایند ولی جز بی آبروئی چیز دیگری نصیبشان نشده است با این همه خفت و خواری باز از رو نمی روند و همچنان به خباثت خود ادامه می دهند . مزدورانی این بزرگمرد ایران زمین را به انگلیس نسبت می دهند وجیره بگیران شوروی سابق او را عامل آمریکا معرفی می کردند و برخی نیز از واژه استخوان های پوسیده و یا او هم مسلم نبود استفاده می کنند که با این عمل خائنانه جز اینکه آبروی نداشته خود را بیش از پیش نزد ملت صبور ولی مبارز ایران برده وجز رسوائی بیشتر ، چیزدیگری عایدشان نمی شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;مکتبی را که مصدق بزرگ بنا نهاد ، روشنی بخش راه نجات ملت ایران و همه ملت های دربند و اسیراستبداد واستعماربوده و خواهد بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;مکتب مصدق ، راهی است بسوی استقلال ، آزادی ،دادگری مردمسالاری ، مهرورزی و بازگشت به عظمت و بزرگی از دست رفته ایرانزمین و همچنین ضمن برچیدن بساط دروغ و تزویرها و بگیر و ببندها و شکنجه و اعدامها واز میان برداشتن فاصله طبقاتی در سرزمین ورجاوند مان ، تمام تیره های ایرانی با داشتن هر دین و آئین و مرامی دراداره کشور بگونه یکسان و برابر، سهیم و شریک خواهند بود مهم ایرانی بودن است و بس . مصدق نه تابواست و نه بت بلکه مکتبی را که او بنا نهاد آئینه رستگاری است که در پیش روی ملت ایران قرارگرفته است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;هم میهن گرامی :&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;بر اثر سیاست های مخرب و ضد دادگری وآزادی نظام دستاربندان حاکم بر کشورمان ، روز به روز اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور رو به وخامت میرود و زمامداران بجای اینکه بفکر نجات میهن خود باشند بفکر ملت های دیگر که در باطن دشمنان واقعی ایران زمین هستند ، بوده و از بیت المال ملت ایران به آنها بذل و بخشش می کنند این درحالی است که فقر و فحشا و اعتیاد و بیکاری جامعه ما را سخت در خود فرو برده است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;چه کسی باید به داد مردم بیگناه و تحت ظلم و ستم برسد ؟ دادرس کیست ؟ جز خودما. ما باید بهم نزدیک شویم اختلاف سلیقه هارا به دور بریزیم . ناجی کشورمان جز خود ما کس دیگری نمی تواند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;باشد در سایه اتحاد و همبستگی ملی هر مشگلی آسان می شود . بیخود نیست که دشمنان داخلی و خارجی از اتحاد و یک پارچگی ملت ایران سخت در وحشتند و هرکدام با اختلاف انداختن بین ما از ایجاد همبستگی ملی به نحوی جلوگیری می کنند . ما نباید تماشاچی باشیم و بی تفاوت ناظر این همه دسیسه های اهریمنی گردیم . جوانان دلاور ، زنان شجاع ، کارگران زحمتکش در درون کشور برای رسیدن به آزادی و دادگری به مبارزه خود ادامه می دهند و ما باید با جان و دل به حمایت آنها برخیزیم، باید دست به دست هم داده و با تشکیل یک شورای مرکزی وبا برنامه ریزی دقیق کشورمان را از سرا شیب سقوط رها سازیم از شکست های نهضت مشروطه ، جنبش ملی کردن صنعت نفت و انقلاب بیست ودوبهمن بدرستی تجربه بیآموزیم واین حقیقت را در نظر گیریم که در صورت وحدت و همبستگی ملی به پیروزی خواهیم رسید . آنهائی که چشم کمک به دولت های بیگانه دوخته اند که به ملت ما یاری برسانند سخت در اشتباه بوده و هستند آنچه در این دوسه سده اخیر بر ملت رنجدیده ایران گذشته زیرسر دولت های خارجی بوده است البته فراموش نشود که حساب ملت های جهان از دولت هایشان جداست . این مائیم که با کمک هم مشکلاتمان را حل خواهیم کرد. جنبش اخیر ملت های مصر ؛ تونس ؛ لیبی ؛ یمن وسوریه و... ، این امید را به ملت ایران می دهد که با اتحاد و هبستگی ملی بزودی شر نظام ولایت فقها را ازسرزمین ورجاوندمان کم خواهیم کرد و برای همیشه این دستاربندان جنایتکار را به زباله دانی تاریخ خواهیم افکند واین حقیقت را هم فراموش نکنیم که در اثر همبستگی ملی است که می توانیم نظام مردمسالاری را در کشورمان برای همیشه برپا داریم و مبارزات یکصدساله خودمان را به نتیجه نهائی برسانیم پس بخاطر داشته باشیم که:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;کس نخارد پشت من جز نا خن انگشت من&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;مهران ادیب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;۱٣ اسفند ۱٣۹۰&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-5765929565272811896?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5765929565272811896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5765929565272811896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_8268.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-yORwikZNx3U/T1H7NMUjbgI/AAAAAAAAGYk/R8VfK1X3PzI/s72-c/23685265666900650288.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-5088670811341507724</id><published>2012-03-03T11:40:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T13:13:07.834+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;محمد خاتمی در &lt;span style="color: black; font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;حوزه انتخابیه دماوند&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;یواشکی راًی داد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-gQbfOgnEjZI/T1EXBZXsG9I/AAAAAAAAGYE/Mt6M02M4TkE/s1600/News_KhatamiSmiling_153154103.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="288" src="http://3.bp.blogspot.com/-gQbfOgnEjZI/T1EXBZXsG9I/AAAAAAAAGYE/Mt6M02M4TkE/s320/News_KhatamiSmiling_153154103.jpg" uda="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;سيلي سختي كه&amp;nbsp;خاتمی به&amp;nbsp;اصلاح طلبان &amp;nbsp;زد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فارس: سید محمد خاتمی با حضور پای یک صندوق اخذ رای در حوزه انتخابیه دماوند ، در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سیدمحمد خاتمی که گفته می شد امروز جمعه در خارج تهران به سر می برد، امروز ساعت 13 و 30 دقیقه بعدازظهر با حضور در پای صندوق رای مستقر در حسینیه پنج تن منطقه آبسرد گیلاوند واقع در حوزه انتخابیه دماوند و فیروزکوه ، رای خود را به این صندوق انداخت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنابر این گزارش ، حسینیه پنج تن که خاتمی در آن اقدام به مشارکت در انتخابات مجلس نهم کرد ، در نزدیکی ویلای علی خاتمی برادر سید محمد خاتمی قرار دارد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر اساس آنچه خبرگزاری‌های ایران نوشته‌اند سیدمحمد خاتمی، علیرغم تحریم انتخابات مجلس از سوی اصلاح‌طلبان، دور از چشم خبرنگاران و عکاسان در این انتخابات شرکت کرده و رأی خود را در صندوق انداخته است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اشرکت دیرهنگام محمد خاتمی در انتخابات امروز، گمانه‌زنی‌هایی را در این باره پیش کشیده بود، اما پس از فارس، دیگر خبرگزاری‌های نیمه رسمی ایران نظیر ایسنا، ایلنا و مهر نیز خبر شرکت رییس‌جمهور پیشین در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، را مخابره کردند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;محمد نوریزاد: خاتمی از مردم کنده شد و فردی رای داد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دویچه وله : محمد نوریزاد پیش‌بینی می‌کند با توجه به پافشاری مردم بر خواست‌های خود و مقاومت حاکمیت‌، ایران روزهایی خونین چون امروز سوریه پیش رو دارد. او در نامه‌اش می‌نویسد به جای آیت‌الله‌ها خود را به آتش خواهد کشید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;آقای نوریزاد در بیست و پنجمین نامه خود به آیت‌الله خامنه‌ای با دعوت از آیت‌الله‌های ایران به خودسوزی اعتراضی و با بیان این‌که «آیت‌الله‌های ایران برای معافیت از خودسوزی به هزار دلیل شرعی متوسل خواهند شد» می‌نویسد: «من به جای همه آیت‌الله‌ها خودم را به آتش می‌کشم.»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;او در این نامه با اشاره به "کلاهبرداری انتخاباتی"، خطاب به نمایندگان مجلس می‌نویسد: «بسیار زود خواهید دانست آن‌چه خورده‌اید جز خون نبوده است.»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;محمد نوریزاد درباره اخبار منتشر شده توسط رسانه‌های ایران درباره حضور محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، در انتخابات مجلس شورای اسلامی به دویچه وله گفت: «اگر آقای خاتمی به لحاظ فردی در انتخابات شرکت کرده کار درستی کرده اما فردا اجازه نخواهد داشت حرف از جمع یا از "ما" بزند.»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;دویچه وله: در نامه بیست و پنجم به رهبر جمهوری اسلامی ایران از خودسوزی آیت‌الله‌ها به دلیل بی‌آبرویی اسلام سخن گفتید و نوشتید: «من به جای همه آیت‌الله‌ها خودم را به آتش می‌کشم.» به چه علت به این نتیجه‌ نمادین رسیدید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;محمد نوریزاد: باورم بر این است که در آینده، روزهای بسیار سخت و سهمگین پیش رو خواهیم داشت. به این جهت که مردم فهیم و بخش وسیعی از فرهیختگان که خواستار تغییر و اصلاح امور هستند، بر خواسته‌های خودشان پافشاری خواهند کرد و حاکمیت در برابر این خواسته مقاومت خواهد کرد. این اصرار از یک طرف و این مقاومت از طرف دیگر ما را به تنگناهای خونین خواهد کشاند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مثل همین اتفاقی که الان در سوریه و بحرین یا پیشتر در تونس و مصر رخ داده است. مگر در سوریه، بحرین یا در مصر چه خبر بود؟ جز این که مردم خواستار تغییرهای بنیادین بودند و حاکمیت در برابر این تغییر و خواست به حق مردم ایستادگی کرد و کار به تنگنا کشیده شد. این روند در آینده بسیار نزدیک پیش روی ما خواهد بود و ما را با روزهای خونین مواجه خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علت این که به آسیب‌های بزرگ دینی و معرفتی در این سرزمین اشاره کردم، هیچ نبوده الا این‌که ما دعب دین و اسلام داریم. سخن از خدا و پیغمبر راندیم و آدم کشتیم. سخن از خدا و پیغمبر راندیم و ظلم کردیم و غارت کردیم و مردم را در تنگنا قرار دادیم. سخن از خدا گفتیم و سانسور کردیم. سخن از خدا گفتیم و مصادره کردیم، اعدام کردیم. به هر حال یک پای رفتار ما مبتنی‌ست بر محاکمه‌های اسلامی یا دلایل اسلامی که هیچ ربطی به دین خدا و اسلام و این چیزها ندارد. چیزی اختراع کردیم و مبتنی بر آن اختراع اعدام کردیم و مبتنی بر آن اختراع غارت کردیم، مصادره کردیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مردم خواستار تغییر هستند و حاکمیت مقاومت خواهد کرد. ما در آینده به تنگناهای خونین مبتلا خواهیم شد. این چیزی است که من را نگران کرده است. به عنوان یک فرد از این جامعه، نگران روزهای خونین برای این مردم هستم. در نامه بیست و پنجم، پیشنهاد کردم که هشت آیت‌الله خود را به آتش بکشند و جلوی این خونریزی بزرگ را بگیرند. این هشت نفر می‌توانند یک دگرگونی بزرگ در جامعه ایجاد بکنند. به خاطر این‌که مثلا پاسداران ما که اسلحه و دلار در اختیار دارند چشم مساعدی به آیت‌الله‌ها دارند. اگر در آن‌ها تردیدی ایجاد شود، خواه‌ناخواه یک انشقاق در درون حاکمیت رخ خواهد داد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پیشنهاد کردم اگر این هشت آیت‌الله خود را به آتش بکشند، از کشتار وسیعی که عنقریب به سمت ما هجوم می‌آورد، مبرا خواهیم ماند، سالم در خواهیم رفت یا یک مسالمت بزرگ در جامعه ما رخ خواهد داد. وگرنه من به شکل نمادین خودم را به آتش خواهم کشید، یعنی جور آن‌ها را من خودم به عهده خواهم گرفت.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;در نامه بیست‌ و پنجم نوشتید که نگارش نامه‌های پیوسته خود به آیت‌الله خامنه‌ای را پایان می‌دهید و نوشتن خطاب به مردم را ادامه می دهید. آیا از پاسخگویی این نامه‌ها توسط آیت‌الله خامنه‌ای ناامید شده‌اید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در همین نامه نوشتم که اگر من بر هر در می‌کوفتم به هر حال در باز می‌شد. من اگر شکوه‌های خودم را پیش یک حاکم نسل اندر نسل کافر هم می‌بردم یک پاسخکی به سمت من پرتاب می‌کرد. اینکه چرا ایشان پاسخ ندادند را می‌توان این‌طور تعبیر کرد که بنا بر ضرب‌المثلی جواب ابلهان خاموشی است. اگر بلاهتی در سخنان من است، پس این همه تقاضای مردم معترض چیست؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر بلاهتی در نوشته‌‌های من است که پاسخ آن خاموشی است، پس این‌ همه مفسده در حاکمیت از کجا ناشی می‌شود. مگر می‌شود حاکمیتی با دین آمیخته باشد و بعد سخن من معترض با بلاهت و نازیبایی همراه باشد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به هر تقدیر ناامید نیستم. فعلا نوشته‌های هفتگی من به ایشان پایان می‌پذیرد و حالا سراغ دیگران می‌روم. رو به نمایندگان خواهم نوشت، رو به سپاهیان و بسیجیان خواهم نوشت. اگر لازم شد، ماه بعد، دو ماه بعد باز هم به ایشان نامه خواهم نوشت ولی این تسلسل هفتگی پایان یافته است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علت این است که افق من انتخابات بود. واقعا فکر می‌کردم در این انتخابات با این نوشته‌ها یا با مثلا رساندن صدای اعتراض مردمی که خواستار تغییر هستند اتفاقی در چند و چون جامعه خواهد افتاد. مثلا بخشی از زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد، نگاه فراخی به انتخابات صورت خواهد گرفت. ولی این اتفاق نیفتاد و حاکمیت محکم به راه خود ادامه داد. اتفاقا این روزها عبوس‌تر و عصبی‌تر هم هست. نا امید نیستم، انشاالله خواهم نوشت ولی این تسلسل هفتگی به نگارش هر از گاه تغییر ماهیت داده است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی برگزار شد که برای بسیاری از خبرنگاران خارجی در آستانه انتخابات ویزا صادر نشد. بنا بر اخبار، عده ای از خبرنگاران خارجی هم که به ایران آمدند با اتوبوس به صورت گروهی برای پوشش اخبار برده شدند. در این شرایط درباره اخباری که مقامات و رسانه‌ها دولتی درباره افزایش حضور شرکت کنندگان نسبت به دوره های قبل منتشر می کنند چه فکر می‌کنید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک نفر از سمت من معترض به عنوان ناظر پای صندوق‌های رای نیست. طبیعی‌ست که در چنین شرایطی آمار دست من برگزارکننده انتخابات ا‌ست. اعلام نتایج در اختیار من برگزارکننده انتخابات است و خروجی انتخابات هم در اختیار من است. وقتی من حضور ندارم، اشرافی بر چند و چون انتخابات ندارم، طبیعی‌ست که از هر زاویه، خروجی در اختیار برگزارکنندگان انتخابات است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;باورمان بر این است که این یک نمایش بود که بالاخره باید انجام می‌شد. مگر می‌شود بخش وسیعی از مردم معترض باشند و نماینده نداشته باشند و یکجانبه و بدون رقابت نمایندگی به وسط بروند و در یک انتخابات سالم کار به سرانجام برسد؟! من هم در نامه پانزدهم از این به عنوان یک خیمه‌شب‌بازی ملی نام بردم. این انتخابات به هیچ وجه مرضی مردم یا لااقل بخشی از مردمان معترض که خواستار یک انتخابات سالم بودند نبوده است. متاسفانه یک طرز فکر ثابت و مشخص به وسط آمده و حالا در خودشان یک اختلافکی هم دارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همه آن‌هایی که در انتخابات شرکت کردند، حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند. تکرار همان آدم‌های مطیع و رام و ثابت گذشته هستند، نه نگرش تازه‌ای، نه برنامه‌ تازه‌ای، نه حرف تازه‌ای، نه افق نگاه تازه‌ای. همان آدم‌های دلمرده‌ی رام مطیعی که سابق هم بوده‌اند و هیچ وقت هم منشا خیر و اثر درستی نبوده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اتفاقا اختلاف در آرا باعث رشد می‌شود. منظور از اختلاف، تشتت و درگیری نیست. اختلاف نظر و اختلاف رویه باعث رشد می‌شود. اگر فقط و فقط در هستی خداوند بود، رشدی اتفاق نمی‌افتاد. پای به پای خدا، شیطان است و این دگرگونی ایجاد می‌کند و باعث رشد می‌شود. متاسفانه در انتخابات این امر فهمیده نشد و ما یک انتخابات آرام و یک‌دست و بدون رقابتی را از سر گذراندیم و یک نمایش را به سرانجام آوردیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;strong&gt;خبرگزاری‌های داخل ایران از حضور محمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق، در انتخابات مجلس شورای اسلامی خبر داده‌اند. با انتشار این خبر برخی اصلاح‌طلبان از محمد خاتمی انتقاد کرده‌اند و برخی به او حق داده‌اند. شما در این‌باره چه فکر می‌کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فکر می‌کنم آقای خاتمی به عنوان فرد و فقط به عنوان یک فرد رفته و رای داده است. من اگر او را یک رهبر فکری بدانم، رفتار ایشان غلط است. برای این‌که خود به تنهایی رفته و پیش از این اعلام کرده بود که ما در انتخابات شرکت نمی‌کنیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به عنوان یک فرد تقبیحی بر او نمی‌بینم. به عنوان یک فرد رفته و کاری هم به دیگران نداشته است. الان از شما می‌شنوم که آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده چون به اینترنت دسترسی ندارم. ولی این‌که دیروز اعلام کرده من شرکت نمی‌کنم یا ما شرکت نمی‌کنیم، اگر به لحاظ فردی رفته در انتخابات شرکت کرده به خود او مربوط است. منتها ایشان دیگر آقای خاتمی سابق نیست. چون از جمع کنده شده و به‌صورت فرد در این انتخابات شرکت کرده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای خاتمی که تا به حال اصرار داشت که جمعیتی از مثلا اصلاح‌طلبان یا افرادی که خواستار تغییر هستند در کنار ایشان هستند، چه‌طور یک‌دفعه سرزده بلند شده و رفته رای داده است، هیچ توجیهی ندارم. جز این‌که رفتاری غیر شهروندی از او برآمده، تعبیر دیگری بر این حرکت ایشان نمی‌توانم بگویم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از یک طرف اگر به عنوان فرد رای داده کار درستی انجام داده است. منتها فردا آقای خاتمی اجازه نخواهد داشت حرف از جمع بزند و حرف از "ما" بگوید. مثلا بگوید "مردم" یا "بخشی از مردم معترض". بلکه می‌تواند بگوید من خاتمی نظرم این است. اجازه ندارد حرفی از جمع بزند. حرف از جمع وقتی می‌توانست بزند که مردم را هم دعوت می‌کرد من دارم می‌روم در انتخابات شرکت کنم، شما هم بیایید. آن‌جا بود که مردم تکلیف خودشان را می‌دانستند. ولی حالا که در انتخابات شرکت کرده است انگار از مردم کنده شده و به عنوان یک فرد رای داده است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;حسین کرمانی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-5088670811341507724?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5088670811341507724'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5088670811341507724'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_6451.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-gQbfOgnEjZI/T1EXBZXsG9I/AAAAAAAAGYE/Mt6M02M4TkE/s72-c/News_KhatamiSmiling_153154103.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6616698759853835583</id><published>2012-03-03T11:20:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T12:26:56.698+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;بریتانیا: انتخابات مجلس ایران آزاد و عادلانه نبود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-sK-34y_bSbU/T1H2FFVqHYI/AAAAAAAAGYc/_wXxkZg1O2k/s1600/imagesCAU36X2E.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="219" src="http://3.bp.blogspot.com/-sK-34y_bSbU/T1H2FFVqHYI/AAAAAAAAGYc/_wXxkZg1O2k/s320/imagesCAU36X2E.jpg" uda="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به دنبال برگذاری انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی در ایران در روز جمعه، ۱۲ اسفندماه، وزارت امور خارجه بریتانیا اعلام کرد که این رأی‌گیری «آزاد و عادلانه نبوده» و خواست مردم ایران را منعکس نکرده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش خبرگزاری رویترز، ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، روز جمعه در بیانیه‌ای اعلام کرد که مدت‌ها است که مشخص شده است انتخابات در ایران «آزاد و عادلانه نیست».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او افزود رژیم ایران به جای آن‌که در انتخابات مجلس به مردم فرصت دهد تا آزادانه نماینده خود را انتخاب کنند، «از رأی مردم به عنوان محکی برای آزمایش وفاداری آنها (به نظام) استفاده کرده است».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نهمین دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی برگذار شد که از یک سو بسیاری از اصلاح‌طلبان این انتخابات را تحریم کرده و از مردم نیز خواستند تا به پای صندوق‌های رأی نروند و از دیگر سو، وفاداران به نظام جمهوری اسلامی و مقام‌های مختلف ایران ضمن تشویق همگان به حضور پای صندوق‌های رأی، اعلام کردند که حضور مردم در انتخابات به معنی تأیید رهبری و حکومت است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وزیر امور خارجه بریتانیا روز جمعه با تأکید بر جریان داشتن «فضای ترس» و «سرکوب صداهای مخالف» در ایران افزود که در انتخابات اخیر مجلس در ایران، «بررسی سفت و سخت نامزدهای انتخاباتی و سرکوب مداوم مخالفان، از جمله دوام حصر خانگی دو تن از رهبران مخالفان» عرصه را بر نامزدهای انتخاباتی تنگ کرده بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وی افزود: «در این شرایط تعجب‌آور نیست که اکثر اعضای جناح اصلاح‌طلب ایران تصمیم بر عدم شرکت گرفتند و این انتخابات تبدیل شد به رقابتی داخلی میان محافظه‌کاران حکومت. به همین دلیل، ما معتقدیم که این انتخابات نمایانگر خواست مردم (ایران)‌ نبوده است.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتخابات نهمين دوره مجلس روز جمعه ساعت هشت صبح آغاز شد و پس از پنج ساعت تمديد در ساعت ۲۳ به پايان رسيد. در این رأی‌گیری حدود سه هزار و ۵۰۰ کانديدا برای اخذ ۲۹۰ کرسی مجلس با يکديگر رقابت می‌کردند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پیش از برگذاری این انتخابات، نهادهای بين‌المللی طرفدار حقوق بشر اعلام کرده بودند که به «دليل رد صلاحيت‌های خودسرانه و ايجاد محدوديت‌های شديد» امکان برگذاری «انتخابات عادلانه» در ايران وجود ندارد. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6616698759853835583?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6616698759853835583'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6616698759853835583'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_2213.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-sK-34y_bSbU/T1H2FFVqHYI/AAAAAAAAGYc/_wXxkZg1O2k/s72-c/imagesCAU36X2E.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-5453836686385735393</id><published>2012-03-03T11:10:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T12:26:44.292+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;strong&gt;باراک اوباما: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;"بلوف نمی زنم"&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-i08Oe5Aj6sM/T1D4RvBXHXI/AAAAAAAAGX8/O39WGwLPikU/s1600/zifdnn0sljqfb1aemdyu.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="285" src="http://4.bp.blogspot.com/-i08Oe5Aj6sM/T1D4RvBXHXI/AAAAAAAAGX8/O39WGwLPikU/s400/zifdnn0sljqfb1aemdyu.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اوباما &lt;span style="color: #990000;"&gt;اسرائیل را از اقدام نظامی علیه ایران بر حذر داشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اوباما با رد انتقادهای جمهوری خواهان که او را ضد اسرائیلی می خوانند، گفت هم ایران و هم اسرائیل باید متوجه باشند که وقتی رئیس جمهوری آمریکا درباره در نظر گرفتن گزینه اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی صحبت می کند، در این باره جدی است و "بلوف نمی زند."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رئیس جمهوری آمریکا همچنین درباره خطرات راه افتادن مسابقه اتمی در خاورمیانه در صورت دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای هشدار داد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بنیامین نتانیاهو که برای شرکت در اجلاس سالانه کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، آیپک، به واشنگتن سفر می کند، قرار است دوشنبه در کاخ سفید با&amp;nbsp;اوباما دیدار کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این دیدار همزمان با افزایش تنش بر سر برنامه اتمی ایران و گمانه زنی درباره احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات هسته ای این کشور انجام می شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"بلوف نمی زنم"باراک اوباما با اشاره تعهد کامل آمریکا به تامین امنیت اسرائیل گفت: "فکر می کنم حکومت اسرائیل متوجه است که به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده بلوف نمی زنم."&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او اسرائیل را از اقدام نظامی علیه ایران بر حذر داشت: "در زمانی که حس همدردی چندانی برای ایران وجود ندارد و تنها متحد واقعی آن (سوریه) در وضع مناسبی نیست، آیا به اقدامی نیاز داریم که بلافاصله ایران خود را به عنوان قربانی نشان دهد؟"&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای اوباما با اشاره به گفته های آقای نتانیاهو درباره امکان تکرار یک هولوکاست دیگر در صورت دستیابی ایران به سلاح اتمی، تاکید کرد که یک نگرانی تاریخی را نباید مبنای اقدام بی محابا قرار داد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گفته&amp;nbsp;اوباما، اگر ایران مانند لیبی و آفریقای جنوبی متقاعد شود که برخورداری از سلاح هسته ای منافع این کشور را تامین نخواهد کرد، تلاش برای به دست آوردن این تسلیحات را متوقف خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گفته او تحریم های جدید ایران را دچار مشکل کرده است و همین موضوع ممکن است به تغییر محاسبات حکومت ایران منجر شود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-5453836686385735393?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5453836686385735393'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5453836686385735393'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_1633.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-i08Oe5Aj6sM/T1D4RvBXHXI/AAAAAAAAGX8/O39WGwLPikU/s72-c/zifdnn0sljqfb1aemdyu.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6056543587980214597</id><published>2012-03-03T11:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-03T12:26:29.890+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;ادعای ویکی لیکس: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;روسیه اسرار نظامی ایران را به اسرائیل داده است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-r-VoMmpH5-E/T1Cr84WMzpI/AAAAAAAAGX0/84wuAhIFxV4/s1600/15384923.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="208" src="http://2.bp.blogspot.com/-r-VoMmpH5-E/T1Cr84WMzpI/AAAAAAAAGX0/84wuAhIFxV4/s400/15384923.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش عصر ایران ، روزنامه&amp;nbsp;هاآرتص نوشت: اسناد محرمانه آمریکا فاش شده توسط سایت ویکی لیکس نشان می دهند که &amp;nbsp;اسرائیل به روسیه کدهای محرمانه هواپیماهای بدون سرنشین گرجستان را داده است. این اقدام اسرائیل در مقابل دریافت کدهای سری سامانه های دفاعی ایران از روسیه صورت گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این موضوع از فاش شدن نامه های مبادله شده میان کارمندان شرکت جمع آوری اطلاعات امنیتی محرمانه استراتفور آمریکا آشکار شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;معامله تبادل اطلاعات محرمانه میان روسیه و اسرائیل قبل از آغاز جنگ روسیه علیه گرجستان در سال 2008 صورت گرفت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در این جنگ گرجستان از هواپیماهای بدون سرنشین ساخت اسرائیل استفاده کرده بود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این اسناد محرمانه اضافه می کنند: روسیه نیز به اسرائیل کدهای محرمانه ای را داده است که با استفاده از آنها می توان با سامانه های دفاع هوایی از نوع "تور ام وان"، فروخته شده توسط روسیه به ایران، مقابله کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همچنین ترکیه نیز به شدت به دنبال کسب کدهای محرمانه سامانه های موشکی اس 300 ساخت روسیه بود و به همین منظور به شدت با سازمان جاسوسی اسرائیل در این باره، همکاری می کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روسیه به یونان (دشمن تاریخی ترکیه) سامانه های موشکی اس 300 فروخته بود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6056543587980214597?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6056543587980214597'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6056543587980214597'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_03.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-r-VoMmpH5-E/T1Cr84WMzpI/AAAAAAAAGX0/84wuAhIFxV4/s72-c/15384923.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1875213466942542208</id><published>2012-03-02T09:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-02T10:18:38.997+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;انتخابات مجلس&amp;nbsp;با بی‌اعتنایی مردم مواجه شده است &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-OrUf8sHU1V8/T1CGlQJuHAI/AAAAAAAAGXs/YlUETaIrBy4/s1600/1521.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="262" src="http://3.bp.blogspot.com/-OrUf8sHU1V8/T1CGlQJuHAI/AAAAAAAAGXs/YlUETaIrBy4/s400/1521.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;گزارش‌های تصویری برخی خبرگزاری‌ها نشان می‌دهد نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی با بی‌اعتنایی مردم مواجه شده است.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خبرگزاری ایسنا روز جمعه (۱۲ اسفند) سه گزارش تصویری منتشر کرده که در این گزارش‌ها به وضوح خلوت بودن شعب اخذ رای مشاهده می‌شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خبرگزاری فارس نیز با گذشت بیش از چهار ساعت از زمان آغاز رای‌گیری٬ تنها دو گزارش تصویری از تهران و یک گزارش تصویری از قم منتشر کرده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یکی از این گزارش‌ها مربوط به حضور محمدرضا مهدوی‌کنی در شعبه اخذ رای مستقر در دانشگاه «امام صادق» است که تنها تعداد اندکی در آن حضور داشتند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دیگر خبرگزاری‌ها و سایت‌های محافظه‌کار نیز تا زمان مخابره این خبر٬ گزارشی تصویری از شعب اخذ رای در تهران و دیگر شهر‌ها منتشر نکرده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ستاد انتخابات کشور هم با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرده که «عکس‌دار بودن ‌شناسنامه برای رای دادن ضروری نیست» و شورای نگهبان هم اعلام کرده که بدون کارت ملی نیز می‌توان رای داد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نهمین دوره انتخابات مجلس از سوی مخالفان دولت تحریم شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش ایلنا، هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با حضور در مسجد جماران رأی خود در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را به صندوق انداخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بیان اینکه انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي اندازند، گفت: اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1875213466942542208?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1875213466942542208'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1875213466942542208'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_4239.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-OrUf8sHU1V8/T1CGlQJuHAI/AAAAAAAAGXs/YlUETaIrBy4/s72-c/1521.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-7385742813082534517</id><published>2012-03-02T09:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-02T09:41:00.801+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;نوشين پيروز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;نيچه، نابغه خيرنديده &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-FyxllUlb5eQ/T0twUAXubtI/AAAAAAAAGWU/Pnq2mmWnMeE/s1600/niche1.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-FyxllUlb5eQ/T0twUAXubtI/AAAAAAAAGWU/Pnq2mmWnMeE/s200/niche1.jpg" width="141" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وقتي تمام آثار او را يكجا كنار هم ديدم ياد پدربزرگم افتادم. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وقتي اينترنت نداشتم، پدربزرگم نقش «گوگل» را براي من داشت. يك‌بار از او پرسيدم: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;نيچه چطور مرد؟ گفت: از بس كه سعي كرد به آدم‌هاي نفهم چيزي بفهماند، خُل شد مرد! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;طفلكي از فهم زيادش، در اين دنيا هيچ خيري نديد! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به آخرين عكس نيچه كه با نگاهي گنگ در كنار خواهرش نشسته خيره مي‌شوم. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;پدربزرگم راست مي‌گفت؛ خدا عاقبت همه را ختم به خير كند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;سال‌هاست كه انديشه و كتاب‌هاي «فريدريش ويلهلم نيچه» در سرتاسر دنيا تدريس و تحليل مي‌شود. زندگي او نه فقط براي كساني كه به فلسفه علاقه‌مند هستند، بلكه براي نويسندگان و دست‌اندركاران فيلم‌ها هم جذاب شده؛ حتي در يك مغازه لوازم منزل در ايتاليا، سطل آشغالي ديدم كه روي آن نقاشي‌اي از نيچه را كه مانع شلاق خوردن اسبي در «تورين» به دست صاحبش مي‌شد، چاپ كرده بودند و رويش نوشته شده بود: «سطل انديشه»! نيچه در «روكن» (آلمان -ايالت زاكسن آنهالت) در خانه‌اي كه هنوز هم مي‌شود آن را ديد به دنيا آمد؛ قبر او هم در همين شهر كوچك است. شهر آنقدر كوچك و نيچه آنقدر بزرگ و معروف است كه با دنبال كردن تابلوهاي راهنما به راحتي مي‌شود خانه محل تولد، قبر و كليساي شهر را پيدا كرد. اما بيشتر دوران كودكي نيچه بعد از مرگ پدرش در شهر «نورنبرگ» گذشت. اين خانه را هم در حال حاضر مي‌شود ديد. (و اين گاردتن شماره ۱۸) جايي كه وقتي بسيار مريض بود، مادرش از او نگهداري كرد و خواهرش قبل از بردن او به شهر «وايمار»، «آرشيو نيچه» را براي اولين بار در اين خانه تاسيس كرد. نيچه به دليل وضع جسماني بدي كه داشت هيچ وقت نتوانست در يك شهر زندگي كند و بين آلمان، سوييس و ايتاليا هميشه در رفت‌وآمد بود. تنها در شهر كوچكي به نام &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;«سيلس ماريا» در سوييس حالش بيشتر اوقات خوب بود. مي‌گويند او هرگز به اندازه مدتي كه در اينجا زندگي مي‌كرد، سالم و قوي و پرانرژي نبوده است. او اتاقي در يك پانسيون داشت كه در حال حاضر تبديل به موزه كوچكي شده است. «سيلس ماريا» جايي بسيار آرام با طبيعتي بي‌نظير است. اينجا عظمت و زيبايي نفسگير طبيعت انسان را در برابر خود به زانو درمي‌آورد؛ جايي كه نيچه ساعت‌ها قدم مي‌زد و عادت داشت به پياده‌روي‌هاي طولاني برود و در محيطي چنين اسرار‌آميز و زيبا، كه توصيف آن را در شاهكاري چون «چنين گفت زرتشت» مي‌خوانيم به تفكر و انديشه خود نظم و پروبال دهد.از ميز كارو يك نمونه از اولين كتابش در اينجا نگهداري مي‌شود. او اغلب تابستان را در سوييس و زمستان را در ايتاليا مي‌گذراند. اينجا با عنوان «خانه نيچه» معروف است، اما ساختمان «آرشيو نيچه» در شهر «وايمار» در ويلاي بزرگ و زيبايي در خيابان «هومبولت شماره٣۶» قرار دارد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-tv2_yzHMp_4/T0t2vkfighI/AAAAAAAAGWc/XWlDRngUARA/s1600/54149_x18UuMmG.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-tv2_yzHMp_4/T0t2vkfighI/AAAAAAAAGWc/XWlDRngUARA/s1600/54149_x18UuMmG.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;اليزابت (خواهرش) بعد از مريضي نيچه آرشيو او را همراه برادرش از نورنبرگ به وايمار (آلمان- ايالت تورينگن) انتقال داد؛ خانه‌اي كه اليزابت تا آخر عمر از برادر بيمارش نگهداري كرد. تمامي آثار، كتاب‌ها و يادداشت‌ها، نامه‌ها و مجسمه، عكس، دست‌نوشته‌ها، فيلم و خلاصه آنچه مربوط به اوست، در اين خانه آرشيو شده است. در اينجا از اتاق او و بعضي لوازم شخصي نيچه هم نگهداري مي‌شود. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;كتابخانه بزرگي از تمامي آثار نيچه در اين ساختمان براي استفاده و تحقيق وجود دارد. وقتي تمام آثار او را يكجا كنار هم ديدم ياد پدربزرگم افتادم. وقتي اينترنت نداشتم، پدربزرگم نقش «گوگل» را براي من داشت. يك‌بار از او پرسيدم: نيچه چطور مرد؟ گفت: از بس كه سعي كرد به آدم‌هاي نفهم چيزي بفهماند، خُل شد مرد! طفلكي از فهم زيادش، در اين دنيا هيچ خيري نديد! به آخرين عكس نيچه كه با نگاهي گنگ در كنار خواهرش نشسته خيره مي‌شوم. پدربزرگم راست مي‌گفت؛ خدا عاقبت همه را ختم به خير كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-7385742813082534517?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7385742813082534517'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7385742813082534517'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_02.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-FyxllUlb5eQ/T0twUAXubtI/AAAAAAAAGWU/Pnq2mmWnMeE/s72-c/niche1.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-2153312599788906810</id><published>2012-03-01T10:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T11:27:28.169+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;کیهان تهران: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;«ویژگی های جایزه اسکار»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-wdHni_fuvZ0/T08lR5thuMI/AAAAAAAAGXE/mqmc7L5Ht3U/s1600/348F74CD-6D22-4CCE-AE55-851970A030DC_w640_r1_s_cx0_cy2_cw0.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://1.bp.blogspot.com/-wdHni_fuvZ0/T08lR5thuMI/AAAAAAAAGXE/mqmc7L5Ht3U/s1600/348F74CD-6D22-4CCE-AE55-851970A030DC_w640_r1_s_cx0_cy2_cw0.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;اسكار (گفت و شنود)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;گفت: اين فيلم «جدايي نادر از سيمين» چه ويژگي داشت كه جايزه اسكار گرفت؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;گفتم: چه عرض كنم؟! ولي وزارت خارجه آمريكا، سخنگوي كاخ سفيد، رئيس جمهور فرانسه و بسياري از دولتمردان آمريكايي و اروپايي اهداي اين جايزه را تبريك گفته اند و رژيم صهيونيستي اعلام كرده كه قصد دارد اين فيلم را بار ديگر در سينماهاي اسرائيل اكران كند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;گفت: بالاخره نگفتي اين فيلم چه ويژگي هايي داشت كه با استقبال گسترده دولتمردان كودك كُش اسرائيل و مقامات دولتي آمريكا و انگليس و فرانسه روبرو شد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;گفتم: اين فيلم، مردم ايران را ملتي عقب افتاده، دروغگو و حقه باز معرفي مي كند كه بزرگترين آرزوي آنها زندگي كردن در آمريكا يا يك كشور اروپايي است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;گفت: خب معلومه كه چرا آب از لب و لوچه اسرائيلي ها راه افتاده و ذوق زده شده اند ولي چرا برخي از مسئولان فرهنگي خودمان هم از اين فيلم ضد ايراني تقدير كرده اند؟!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;گفتم: چه عرض كنم؟! يارو مي خواست گردو بشكند، گردو را گذاشته بود زير پاش و بعد با سنگ مي زد توي سر خودش!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-2153312599788906810?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2153312599788906810'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2153312599788906810'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_3040.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-wdHni_fuvZ0/T08lR5thuMI/AAAAAAAAGXE/mqmc7L5Ht3U/s72-c/348F74CD-6D22-4CCE-AE55-851970A030DC_w640_r1_s_cx0_cy2_cw0.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3794470442239724444</id><published>2012-03-01T10:20:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T10:46:49.277+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;ناصر فكوهي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;جدايي ما از جهان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-t_AcoYhrivA/T09ACENTquI/AAAAAAAAGXU/lXaFzpE3cY8/s1600/images13.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/-t_AcoYhrivA/T09ACENTquI/AAAAAAAAGXU/lXaFzpE3cY8/s1600/images13.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;واكنش نخست: مراسم مناسك‌وار اسكار، با پيشينه‌اي كه در ذهن ما و در حافظه جهاني دارد، سواي هر ديدي كه نسبت به سينما به فيلم فرهادي و به حواشي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و غيره اين موضوع داشته باشيم و به ويژه با سخناني كه وي، با فروتني و صداقت در اين مراسم بر زبان آورد، نمي‌تواند نزد ما همچون نزد اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان واكنش اوليه جز تحسين و افتخار را برانگيزد. چگونه مي‌توان خوشحال نبود از اينكه نام ايران فرهنگي، تصاوير ايران فرهنگي و خانواده بزرگ آن از هنرمندان و انديشمندان گرفته تا فيلمسازان و نويسندگان، در صفحه نخست بزرگ‌ترين رسانه‌هاي جهان جاي بگيرد و از آن به نيكي و تحسين ياد شود؟ چگونه مي‌توان شادمان نبود كه با وارد كردن نام ايران در موتورهاي جست‌وجوي اينترنتي، به جاي تصاويري كه در بسياري موارد با واقعيت انطباق ندارند و تنها تعميم كنش و رفتار افرادي اندك در جامعه ما بيش نيستند به كل جامعه، يعني تصاويري از خشونت، اندوه و زشتي، با تصاويري از شادماني و جشن تحسين و زيبايي فرهنگي غني روبه‌رو شويم؟ بنابراين صراحت داشته باشيم و بگوييم كه افتخار فرهادي، افتخاري واقعي و پايدار براي همه ايرانيان بوده و خواهد بود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;واكنش دوم: در سال‌هاي اخير در سراسر جهان، نويسندگان، هنرمندان، انديشمندان و فيلمسازاني از بسياري ديگر از كشورها از جمله كشورهاي عربي، هندوستان، چين، كشورهاي آفريقايي و... در كشورهاي مختلف جهان به موفقيت رسيده‌اند؛ امري كه ما به دليل جدا افتادن‌مان و عدم درك‌مان از جهان جديد كمتر به آن توجه داشته‌ايم و داريم اما يكي از اثرات جهاني شدن فرهنگ و وابستگي هرچه بيشتر فرهنگ‌ها به يكديگر است. مثالي ساده آنكه، آكادمي اسكار سال‌هاي سال است كه به فيلم‌هاي خارجي جايزه مي‌دهد و در ميان اين فيلم‌ها با نام بسياري از كشورهاي جهان سومي روبه‌رو مي‌شويم. بنابراين واكنش ما نسبت به اين امر نبايد نوعي ازخودباختگي و خودشيفتگي باشد؛ همان‌گونه كه هوشمندي، دغدغه نسبت به فرهنگ و هنر در اين كشور و سرنوشت آتي هزاران هزار هنرمند و نويسنده و فيلمسازي كه لزوما شانس‌هاي فرهادي را نداشته‌اند اما ممكن است بسياري از آنها از استعدادهايي همچون او برخوردار باشند و نگاه عميق به مسايل جهاني و موقعيت خودمان در آنها در مقطع كنوني، بايد ما را وادارد كه درك كنيم در اين جايزه و در بسياري جوايز ديگر كه نصيب ايرانيان شده است، بايد چارچوب‌هاي سياسي – بين‌المللي موقعيت ايران و بازي‌هاي گوناگون سياسي و استفاده‌هاي ابزاري مختلفي كه كنشگران قدرت از اشراف خود بر بازي‌ها مي‌‌كنند را درنظر گرفت و بنابراين يك انديشمند نبايد به نوعي سطحي‌نگري برسد كه دلايل «افتخارات» را يا صرفا حاصل «توطئه» ديگران عليه ما بپندارد يا برعكس صرفا در «شاهكار» بودن خود اثر آنها را بجويد، بلكه بايد حواشي سياسي و استفاده‌هاي بي‌شك با سوءنيت كه به آنها انجاميده است را نيز در نظر داشته باشد. اگر موفقيت فرهنگ ايراني با جايزه اسكار فرهادي به قيمت افزايش «خودشيفتگي»ها و «خودبزرگ‌بيني‌»ها و اسطوره‌اي انديشيدن ما، به قيمت افزايش افكار خيالين براي هنرمندان جوان، ازجمله خود فرهادي، بينجامد كه سال‌هاي سال نياز به كار دارند تا به چهره‌هايي تاثيرگذار در جهان هنر و انديشه تبديل شوند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;واكنش سوم: نگاه ما به سرنوشت فيلم فرهادي در طول يك سال گذشته، همچون نگاه ما به سرنوشت آثار فرهنگي كشورمان، آثار هنرمندان و انديشه‌هايمان در بيرون از ايران، نگاهي كه به دست ديگران داشته‌ايم، نوعي تلاش براي به‌رسميت‌شناخته‌شدن و اينكه ديگران ما را بپذيرند تا بتوانيم خود، خود را بپذيريم؛ اينكه معيار ارزشيابي ما از كار خودمان، از انديشه‌ها و كنش‌هاي فرهنگي‌مان هر روز بيش از پيش وابسته به بازشناسي آنها در اين و آن كشور شده است، هرچند دلايل آن براي بسياري از همه كساني كه در فرهنگ دست دارند، روشن است، اما به‌هرحال گرايشي آسيب‌شناختي است كه اثرات ميان و درازمدت نامطلوبي براي فرهنگ و كنشگران فرهنگي در اين كشور داشته و خواهد داشت كه كمترين آنها، غالب‌شدن نوعي رويكرد «بيگانه‌گرا» يا اگزوتيكي يعني ديدن خود از نگاه ديگران است؛ اينكه ما به جاي آنكه به خود به مثابه خود اهميت بدهيم به خود به مثابه آنچه ديگري مي‌پسندند در ما ببيند، اهميت بدهيم. اين آسيب نه فقط متوجه فرهنگ و دست‌اندركاران آن است، حتي خود كساني را كه به موفقيت‌هاي بين‌المللي دست مي‌يابند تهديد مي‌كند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سرانجام آنكه بحث و تعامل بر چنين مسايلي به اصطلاحي كه بين ما رايج است «تلخ كردن كام، در اين موقعيت جشن شور و هيجان و شادماني» نيست، تلخ‌كامي‌هاي بزرگ، هنگامي از راه مي‌رسند كه مردماني متوجه آن نباشند كه كنش و رفتارها و انديشه‌هاي عمومي و رسمي و غيررسمي غيرعقلاني‌شان، عدم توانايي‌شان در ايجاد ارتباط با جهان واقعي، اسطوره‌اي فكركردن و زيستن در خواب و رويا و بي‌توجهي‌شان به جهاني كه نه بر اساس آرزوها و روياهاي آنها بلكه براساس واقعيت‌هاي اغلب تلخ، دستكاري‌ها و سياست‌بازي‌هاي گوناگون تداوم دارد، مي‌تواند با وجود تمام اين شادكامي‌هاي كوتاه‌مدت كه زياد به طول نمي‌كشند، نتايج بسيار تلخ كوتاه و درازمدتي را برايشان به ارمغان آورد. آرزو كنيم، اما بيشتر از آن تلاش كنيم، چنين نباشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3794470442239724444?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3794470442239724444'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3794470442239724444'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_9474.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-t_AcoYhrivA/T09ACENTquI/AAAAAAAAGXU/lXaFzpE3cY8/s72-c/images13.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8662200323402049091</id><published>2012-03-01T10:00:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T10:46:34.683+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;بهمن فرمان‌آرا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;دلم لرزيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-8RxQ2Y0w4Po/T00hmw2ec1I/AAAAAAAAGW8/R8szrSWM45Y/s1600/farman-ara.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="276" src="http://1.bp.blogspot.com/-8RxQ2Y0w4Po/T00hmw2ec1I/AAAAAAAAGW8/R8szrSWM45Y/s400/farman-ara.jpg" uda="true" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;وقتي به دبيرستان مي‌رفتم راديو برنامه‌اي داشت به‌نام «بياييد با هم دنياي بهتري بسازيم» و مجري اين برنامه «دكتر بني‌احمد» بود كه درباره روان‌شناسي كودك صحبت مي‌كرد. امروز صبح كه «اصغر فرهادي» براي دريافت جايزه اسكار به عنوان بهترين فيلم خارجي روي صحنه رفت...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;... در ميان كف‌زدن‌هاي زياد كارگردان برنامه اسكار كلوزآپي از «سارينا فرهادي» كه اشك شوق صورتش را خيس كرده بود، نشان داد و با خود گفتم كه چهره «سارينا» تصوير دل تمام آنهايي است كه سربلندي سينماي ايران را مي‌خواهند، حتي من پيرمرد هم دلم لرزيد. موفقيت هر هم‌ميهني در هر زمينه‌اي اسباب غرور براي همه ملت مي‌شود و فرهادي با بردن جايزه اسكار سينماي ايران را بر بال شوق به آسمان هفتم برد و مي‌دانم با هوش و ذكاوتي كه در او سراغ دارم او حداكثر استفاده را از اين پيروزي براي پيشبرد حرفه‌اش خواهد كرد. نوش‌جانش و هزاران دعاي خير پشتيبانش!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;اين موفقيت مثل سكه‌اي مي‌ماند كه مثل هر سكه‌اي ديگر دو رو دارد و فرهادي يك روي آن را با فيلم فوق‌العاده‌اش تصوير كرده است. اما روي دوم بعد از تبريكات مكرر برعهده ماست و هركدام از ما سعي مي‌كنيم در كارمان موفق باشيم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;درمورد سينماي ما بايد ديد مسوولان سينما از اين فرصت طلايي چه استفاده‌اي مي‌كنند و اينجاست كه برمي‌گردم به اسم آن برنامه‌اي كه در شروع آوردم. از آنجا كه من تا اطلاع ثانوي خود را بازنشسته كرده‌ام اين‌قدر امروز به خاطر اين دوست جوان مسرور و سرحال هستم كه براي مسوولان سينما چند پيشنهاد ساده دارم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;1- «خانه سينما» را به اصناف سينما پس دهيد و بعد از تغيير آن دو بند اساسنامه كه قبول نداريد، بگذاريد كه اصناف مختلف سينما، هيات‌مديره خانه سينماي خود را انتخاب كنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;2 – حكم ممنوع‌الكاري و ممنوع‌الخروجي جعفر پناهي را لغو كنيد و بگذاريد اين كارگردان مهم سينماي ايران بار ديگر به ساخت فيلم برگردد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;در خاتمه از شما دعوت مي‌كنم به ميمنت و مباركي اين موج شادي سينماي ايران بياييد با هم سينماي كشورمان را دور از تسويه‌حساب‌ها و دشمني‌هاي بي‌اساس به عنوان يك پديده افتخارآميز بستاييم و سد راه پيروزي‌هاي آينده‌اش نشويم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8662200323402049091?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8662200323402049091'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8662200323402049091'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_9184.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-8RxQ2Y0w4Po/T00hmw2ec1I/AAAAAAAAGW8/R8szrSWM45Y/s72-c/farman-ara.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8170392862831301103</id><published>2012-03-01T09:50:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T11:44:02.842+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;span style="color: purple; font-size: large;"&gt;«برف بازی»&amp;nbsp;در دانشگاه شهرکرد قدغن شد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-Ve2-q8AB56o/T0869xR3EuI/AAAAAAAAGXM/d1wjirTQre0/s1600/ghadeghan.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://3.bp.blogspot.com/-Ve2-q8AB56o/T0869xR3EuI/AAAAAAAAGXM/d1wjirTQre0/s320/ghadeghan.jpg" uda="true" width="299" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;عطر خوش ِ زن ، قدغن // تو قدغن ، من قدغن //&amp;nbsp; برای روز تازه ، اجازه بی اجازه...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به گزارش دانشجونیوز، پس از بارش برف در شهرکرد، شماری از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه به شکلی مجزا به تفریح پرداخته و آدم برفی هایی با شال و کلاه سبز درست نمودند. پس از این اقدام تفریحی، حراست دانشگاه با شناسایی تعدادی از این دانشجویان، آنها را احضار نموده و تفریح دانشجویان را عملی خلاف شرع وقانون عنوان کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: large;"&gt;قدغن!!! شعر و اجرا: شهیار قنبری &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;iframe allowfullscreen="" frameborder="0" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/a9hT5u_v6LI" width="420"&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: large;"&gt;ترانه قدغن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;آبی دریا ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;شوق تماشا ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;عشق دو ماهی ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;با هم و تنها ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;برای عشق تازه ، &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;اجازه بی اجازه...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;پچ پچ و نجوا ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;رقص سایه ها ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;کشف بوسه ی بی هوا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;به وقت رویا ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;برای خواب تازه ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;اجازه بی اجازه...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;در این غربت خانگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;بگو هرچی باید بگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;غزل بگو به سادگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;بگو ، زنده باد زندگی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;برای شعر تازه ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;اجازه بی اجازه...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;از تو نوشتن ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;گلایه کردن ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;عطر خوش ِ&amp;nbsp;زن ، قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;تو قدغن ، من قدغن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;برای روز تازه ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;اجازه بی اجازه...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8170392862831301103?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8170392862831301103'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8170392862831301103'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_6879.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-Ve2-q8AB56o/T0869xR3EuI/AAAAAAAAGXM/d1wjirTQre0/s72-c/ghadeghan.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3684756113419568167</id><published>2012-03-01T09:40:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T10:46:00.000+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;علی کشتگر:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;جمعه، تحريم بزرگ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-qTNBKCwV83U/T09Eca9_ZGI/AAAAAAAAGXc/yHlUO_iy914/s1600/94D97156-F0E9-49A4-AA88-B585034D17C0_mw1024_mh768_s.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/-qTNBKCwV83U/T09Eca9_ZGI/AAAAAAAAGXc/yHlUO_iy914/s1600/94D97156-F0E9-49A4-AA88-B585034D17C0_mw1024_mh768_s.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همه احزاب و گرايش‌های سياسی ايرانيان از جريانات چپ، راست و ميانه، از جمهوری‌خواه، اصلاح‌طلب و مشروطه‌طلب تا احزاب و سازمان‌های مبارز کردستان ايران در اين تحريم، چه در مضمون و چه در شکل آن که اعتصاب خانگی است همراه شده‌اند. هيچ‌گاه در تاريخ ۳۳ ساله‌ی جمهوری اسلامی شاهد چنين همبستگی وسيعی برای يک اقدام همگانی عليه استبداد نبوده‌ايم! ويژه خبرنامه گويا&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نخستين پادشاهی که به دشمنی با پارلمان برخواست و خواستار عدم مداخله نمايندگان مردم در سياست شد، چارلز اول پادشاه انگستان بود. اوسرانجام جان خود را بر سر اين سودا گذاشت و نامش به عنوان تنها پادشاه انگليس که به خاطر دشمنی با پارلمان اعدام شد( در ميانه سده هفدهم) ثبت گرديد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;يکصد سال پيش نيز محمدعليشاه قاجاراستقلال مجلس نوبنياد ايران را برنتافت. به فرمان او مجلس به توپ بسته شد، برخی از نمايندگان اعدام شدند و گروهی نيز از مهلکه جان سالم به در بردند تا به قيام ملی عليه سلطنت مطلقه محمدعليشاه بپيوندند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;قيام حماسی ايرانيان بويژه مردم تبريز و لرستان سرانجام ديکتاتور را وادار به فرار کرد و تهران به دست مشروطه خواهان تسخير شد. اعدام شيخ فضل اله نوری مجتهدی که همدست اراذل و اوباش شاه عليه مشروطه خواهان بود، و دين را به ابزار دشمنی با آزاديخواهان تبديل کرده بود، نشانه خشم مردمی بود که از همدستی سلطنت مطلقه و روحانيت دين فروش به ستوه آمده بودند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شگفتا که امروز يک قرن پس از انقلاب مشروطه خامنه ای به دنبال احيای سلطنت مشروعه و مجلس مشروعه است. انگارروح شيخ فضل اله در جسم او حلول کرده است. مجلسی که به قول رئيس الوزراء محمد عليشاه، اعليحضرت آن را مرحمت می کنند بشرط آن که در سياست وارد نشود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مجلسی از قداره بندان و اوباشان به جای نمايندگان راستين مردم، مجلسی به دور از هر گونه دغدغه حقوق و منافع ملت و گوش به فرمان اعليحضرت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حکومت امروز خامنه ای آلياژی است ازاستبداد مطلقه محمد عليشاه قاجار و افکار ارتجاعی شيخ فضل اله نوری. آلياژی که مقاومت آن در برابر فشارها و اعتراضات مردم از سلطان های مطلق العنان گذشته بيشتر است. خامنه ای مثل يک اشغالگر که از تبار مردم اين سرزمين نباشد عمل می کند. گويی نمی داند که اين ملت بيش از قرنی است برای همان چيزهايی با دل و جان پا به ميدان نبرد عليه استبداد و ستم گذاشته است که او با آنها از بيخ و بن بيگانه است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بيش از يک قرن است که ايرانيان به دنبال دو گوهر ناياب در سرزمين خود هستند:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- آزادی، که تجسم آن را ايرانيان در انتخابات آزاد و برپايی مجلسی از نمايندگان واقعی ملت و در بالندگی روزنامه ها و رسانه های حقيقت گو و حقيقت جو، جستجو می کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- عدالت خانه، نهادی که داد مردم را از بيداد گران و ستمگران بستاند و بر صندلی های آن داورانی تکيه زنند که بدون ترس از خداوندان زروزور پاسدار حق و عدالت باشند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروز بيش از صدسال پس از انقلاب مشروطه، بيش از پنجاه سال بعد از نهضت ملی و۳۳ سال پس از انقلاب بهمن، درست همين خواسته های عادلانه ملت ايران است که آماج اصلی کينه های علی خامنه ای قرار دارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به زندانيان سياسی و حصر شدگان جنبش سبز بنگريد، به هزاران تبعيدی دوراز وطن بنگريد، به جان باختگان جنبش دموکراسی خواهی ايران از انقلاب تا به امروز بينديشيد، به همه آنهايی که در ايران مورد خشم و نفرت دستگاه جبار حکومت خامنه ای قرار دارند نظر افکنيد تا ببينيد که گناه همه آنها دفاع از همين خواسته های ديرينه و آرزوهای هميشگی ايرانيان است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و حالا به حلقه کوچک "خودی ها" که گماشتگان و ماموران درجه اول و مورد اعتماد خامنه ای را تشکيل می دهند بنگريد تا ببينيد که همه آنها در دشمنی با فضايل ملی و معنوی ايرانيان صاحب مدال اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جعفری، طائب، نقدی، مصباح يزدی، رادان، جنتی، مقدم، برادران لاريجانی، محسنی اژه ای، حجازی، سعيد مرتضوی، احمدی نژاد، دری نجف آبادی، پورمحمدی، احمد خاتمی، حسين شريعتمداری...همگی در حق کشی، دين فروشی، دزدی، فساد و تجاوز به شرافت ايرانيان صاحب کارنامه اند، همگی هويت خود را در دشمنی با خواسته های مردم و سرسپردگی به استبداد کسب کرده اند. اين حاکميت به سرکردگی خامنه ای عصاره رذالت های همه انواع ديکتاتوری ها و خودکامگی های تاريخ ايران است. و طبيعی است که با انتخابات آزاد و مجلس ملی، مجلسی که محصول رای و اراده آزاد ملت و در نتيجه تجلی فضايل ايرانيان است، نمی تواند دمساز باشد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مجلسی که قرار است در روز جمعه ۱۲ اسفند ماه از دل صندوق های خالی انتخابات فرمايشی شکل بگيرد مجلس اراذل و اوباش است، مجلس قاتلان آزادی و آزادگی است. مجلس دزدان و خائنان به ايران و ايرانی است. مجلسی است برون آمده از دل کودتای خونين ۲۲ خرداد ۸۸، هرگونه شرکت در اين نمايش ضد آزادی يا از سر خيانت است و يا جهالت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مردمی که در گشودن دريچه ای به سوی آزادی در دوم خرداد ۷۶ و ۲۲ خرداد ۸۸ با هجوم ميليونی به سوی صندوق های آرا به استبداد و نماينده مدعی آن نه گفتند اين بار نيز در روز جمعه هوشيارانه عمل خواهند کرد؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;گزافه نيست اگر بگوئيم مردم در همه فرصت های گذشته با هوشياری و همبستگی خواسته ها و آرزوهای خود را به بهترين وجهی ابراز کرده اند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همه احزاب و گرايش های سياسی ايرانيان از جريانات چپ، راست و ميانه، از جمهوريخواه، اصلاح طلب و مشروطه طلب تا احزاب و سازمانهای مبارزکردستان ايران در اين تحريم، چه در مضمون و چه در شکل آن که اعتصاب خانگی است همراه شده اند. هيچ گاه در تاريخ ۳۳ ساله جمهوری اسلامی شاهد چنين همبستگی وسيعی برای يک اقدام همگانی عليه استبداد نبوده ايم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماندن در خانه يعنی همبستگی با زندانيان و همراهان جنبش سبز،&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماندن در خانه يعنی به تماشا گذاشتن انزوای استبداد در انظار جهانيان.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماندن در خانه يعنی نقش برآب کردن نمايشی که اهانت به مردم ايران است،&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماندن در خانه يعنی همبستگی ملی در برابر استبداد!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اين همبستگی می تواند سرآغاز دوره جديدی در شکوفائی و پويش جنبش ملی دموکراسی خواهی عليه استبداد باشد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چهارشنبه ۱۰ اسفندماه ۱۳۹۰&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علی کشتگر&lt;/div&gt;&lt;a href="mailto:Ali.keshtgar@yahoo.fr"&gt;Ali.keshtgar@yahoo.fr&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: سایت میهن &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3684756113419568167?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3684756113419568167'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3684756113419568167'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_01.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-qTNBKCwV83U/T09Eca9_ZGI/AAAAAAAAGXc/yHlUO_iy914/s72-c/94D97156-F0E9-49A4-AA88-B585034D17C0_mw1024_mh768_s.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-8064094135458134169</id><published>2012-03-01T09:30:00.001+01:00</published><updated>2012-03-01T11:13:19.472+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-A80A6j9XtqU/T09J9Dmi4TI/AAAAAAAAGXk/3VVu5bS6p2k/s1600/logo-ois.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://2.bp.blogspot.com/-A80A6j9XtqU/T09J9Dmi4TI/AAAAAAAAGXk/3VVu5bS6p2k/s1600/logo-ois.jpg" uda="true" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;strong&gt;سازمان سوسياليست های ايران ـ&lt;/strong&gt; سوسياليست های طرفدار راه مصدق &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue; font-size: large;"&gt;در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی شرکت نمی کند،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;چونکه شورای نگهبان بنابر دستور مقام رهبری ، آيت الله سيد علی خامنه ای،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;با توسل به قانون ارتجاعی « نظارت استصوابی » ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;انتخابات يک درجه ای ، که در چنين انتخاباتی ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;رأی مردم ايران تعيين کننده اصلی نتيجه انتخابات باشد را به&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;انتخابات دو درجه ای و در واقع انتخابات فرمايشی تبديل نموده است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-size: large;"&gt;برای برگزاری انتخابات آزاد و دمکراتيک ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;يعنی لغو قانون ارتجاعی « نظارت استصوابی» و &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;حق شرکت تمام فعالين سياسی، احزاب و سازمانهای سياسی وابسته به&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;طيف های سياسی چپ و راست ، مذهبی و غير مذهبی (سکولار) ... و&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;آزادی تمام زندانيان سياسی مبارزه کنيم،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;تا در نتيجه ، ملت ايران حق انتخاب بين برنامه های انتخاباتی و &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;نامزدهای معرفی شده برای نمايندگی مجلس را داشته باشد!!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;بدون برگزاری انتخابات آزاد، «حاکميت ملت» برقرار نخواهد شد! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;اسفند ماه ١٣٩٠ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.ois-iran.com/"&gt;&lt;strong&gt;http://www.ois-iran.com/&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="mailto:socialistha@ois-iran.com"&gt;&lt;strong&gt;socialistha@ois-iran.com&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-8064094135458134169?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8064094135458134169'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/8064094135458134169'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post_3552.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-A80A6j9XtqU/T09J9Dmi4TI/AAAAAAAAGXk/3VVu5bS6p2k/s72-c/logo-ois.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-824365242567633405</id><published>2012-03-01T09:30:00.000+01:00</published><updated>2012-03-01T11:13:02.675+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;حسن بهگر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;در انتظار گودو&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;﻿ &lt;br /&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: right; margin-left: 1em; text-align: right;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-btN54lMe7p0/T00E2hWyyoI/AAAAAAAAGW0/ERAzpwlxE78/s1600/reza_pahlavi-322x500.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/-btN54lMe7p0/T00E2hWyyoI/AAAAAAAAGW0/ERAzpwlxE78/s200/reza_pahlavi-322x500.jpg" uda="true" width="126" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;رضا پهلوی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;﻿ &lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;داریوش همایون بنیان گذار حزب مشروطه در مصاحبه ی منتشر نشده ای که تازه درآمده به خطای همکاری خود با رژیم پهلوی اعتراف می کند و از آن نادم است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;زمانی که وی پیشنهاد حزب لیبرال دموکرات داد شاهزاده شخصا و یک تنه آن را نفی کرد و ترجیح داد با حزب کومله و حزب دموکرات کردستان که خواستار کردستانی مستقل هستند بنشیند و فدرالیسم را به رسمیت بشناسد. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;همه ی اینها نشانگر آن است که رضا پهلوی قبل از رسیدن به شاهی و برای رسیدن به قدرت چوب حراج به ایران زده است، در این حالت باز بقول داریوش همایون دیگر از شاهی چه &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;می ماند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;پس از گذشت 32 سال از سقوط استبداد حکومت پادشاهی هنوز عده ای به بازگشت آن امید بسته اند. چرا؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;1-ناکارآمدی رژیم جمهوری اسلامی چه در سیاست داخلی و خارجی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;2-جنایات و فجایع رژیم جمهوری اسلامی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;3- تشکیل نشدن دادگاهی عادلانه برای عوامل رژیم سابق تا جنایات و خطاها و دزدی های آن افشا شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;4- نبود یک اپوزیسیون فعال و منسجم دموکرات آزادیخواه و استقلال طلب &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;می بینیم که دستگاه های تبلیغاتی غرب بویژه رادیو آمریکا که همیشه یاور سلطنت طلبان بوده است، کمر به مخدوش کردن حافظه ی تاریخی ایرانیان و بی گناه جلوه دادن ساواک و شکنجه گران بسته اند تا شاید زمینه ی بازگشت رژیم دست نشانده را آماده کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;اگر سیاست را دانش مدیریت تشکیلات دولت بگیریم ؛ ملایانی که به حکومت دست یافتند ازاین دانش هیچ بهره ای نداشتند. بخاطر بیاوریم که در اول انقلاب در این باب بحث شد و رفسنجانی ضمن اعتراف به نادانی مدعی شد که بزودی این کار را یاد می گیریم. 32 سال حکومت با روش آزمون و خطا و هزینه کردن از ذخایر مادی و معنوی ملت برای عده ای کوته فکر این تصور را ایجاد کرده که تنها آلترناتیو همان استبداد سابق است که با تمام بی قابلیتی هایش ظاهری آراسته داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;استبداد مذهبی رژیم و تاراندن چند میلیون ایرانی به خارج کشور که کماکان ادامه دارد و استبدادش که مروج فساد و جهل و آدمکشی است رژیم سابق را در مقایسه ی سطحی برتر نشان می دهد ولی نیک که بنگریم هیچ یک از این دلایل حقانیتی به رژیم پادشاهی نمی دهد که اساسش بر مقدس بودن نطفه است . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;رضا شاه پهلوی با حمایت بیگانگان و عمدتاً با پشتیبانی انگلیس برسرکار آمد و پسرش محمد رضا نیز در موقعیت بحرانی اشغال ایران توسط متفقین به ابتکار فروغی در مجلسی دست نشانده سوگند یاد کرد و پادشاه شد و بعد هم با کودتای 28 مرداد و حمایت علنی انگلیس و آمریکا حکومت پدر را احیا و پایه های استبداد خویش را محکم کرد ، بحرین استان چهاردهم ایران را محض خوشایند غرب واگذار کرد و به خفت کاپیتولاسیون تن داد و در نهایت راه قدرت گیری خمینی را هموار کرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;آیا این عقلانی است که پس از این همه خسارت و هزینه های سنگینی که این خاندان به مردم ما تحمیل کرده و مبارزاتی که مردم ایران برای استقلال و آزادی کرده اند دوباره برای رهایی از استبداد دد منش آخوندی به استبدادی فکل کرواتی آراسته و دست نشانده ی بیگانه پناه ببریم ؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;میبینیم که رضا پهلوی همچون پدران خود به امید یاری بیگانگان نشسته است. چنان که در حمله آمریکا به عراق هم به امید این که آمریکایی ها او را سرکار بیاورند خود را پنهان کرد و وقتی از او پرسیدند چطور در این مدت خبری از تو نبود پاسخ داد که من کوشش می کردم تا به ایران حمله نکنند!؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;رضا پهلوی در این مدت هیچ کار مثبتی انجام نداده. فقط به سبک پدرش که توده ای های سابق را دور خود جمع کرده بود یک عده از چپگرایان سابق را به سوی محور سلطنت جلب نموده است . جمهوری اسلامی اگر میلیون ها دلار هم خرج می کرد متحدی بهتر از رضا پهلوی پیدا نمی کرد که در لباس اپوزیسیون هیچ کاری نکند و عده ای را هم به امید واهی منتظر نگاه دارد. رژیم میداند که کشتی نجات این اپوزیسیون قلابی دارای سوراخ های متعدد است و راه نیفتاده مشرف به غرق است. تا حال چند ژنرال و یاور رژیم گذشته را خبر دارید که به وعده ی انجام کاری پول گرفته و به چاک جاده زده اند؟ اگر این حکایت های جسته و گریخته این ژنرال ها!؟ و عقاب ها!؟ را جمع کنند به مطایبات عبید زاکانی طعنه خواهد زد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;شعار مشروطه سلطنتی شعاری بی محتواست و فقط با بودن شاه که یک نماد است تحقق پیدا نمی کند. باید حکومتی موجود باشد و نخست وزیری باشد و کسی هم به عنوان شاه مشروطه این عنوان را یدک بخشد. از یک طرف حکومت شاهی سرنگون شده است. از طرف دیگر رضا پهلوی در خارج کشور حتا با آخرین نخست وزیر قانونی حکومت پهلوی هم نتوانست توافق کند و آن نخست وزیر هم ترور شد. اکنون این مدعی شاهی چه محلی از اعراب دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;داریوش همایون بنیان گذار حزب مشروطه در مصاحبه ی منتشر نشده ای که تازه درآمده به خطای همکاری خود با رژیم پهلوی اعتراف می کند و از آن نادم است . زمانی که وی پیشنهاد حزب لیبرال دموکرات داد شاهزاده شخصا و یک تنه آن را نفی کرد و ترجیح داد با حزب کومله و حزب دموکرات کردستان که خواستار کردستانی مستقل هستند بنشیند و فدرالیسم را به رسمیت بشناسد. همه ی اینها نشانگر آن است که رضا پهلوی قبل از رسیدن به شاهی و برای رسیدن به قدرت چوب حراج به ایران زده است ، در این حالت باز بقول داریوش همایون دیگر از شاهی چه می ماند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حزب مشروطه منتظر از راه رسیدن مسافری است که به سوی مقصد دیگری حرکت کرده است . تنها شاه مشروطه قانونی در حقیقت احمد شاه بود که خطا کرد و به کودتای رضا خان صحه گذاشت. از او که گذشت، پادشاهان پهلوی هر وقت در موضع ضعف بوده اند از قانون اساسی و حقوق مردم حرف زده اند و تا سوار قدرت شده اند وعده هایشان را از یاد برده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;سلطنت طلبان دانسته و ندانسته برای یک نفر یعنی همان شاه اهمیت زیادی قایل می شوند و دایم بر آن تاکید می نمایند و مرتب می گویند که این بار پادشاه دموکرات است. درحالیکه اگر به گذشته برگردند همین تعابیر را در مورد محمدرضا با عنوان شاه جوانبخت تحصیلکرده ی سوئیس در روزنامه ها آن زمان می توانند بخوانند. سلطنت پهلوی دمکرات شدنی نیست. حالا اگر فقط می خواهید یک نفر در راس امور همه کاره باشد و ملت ایران به حساب نیاید مقام ولایت فقیه امروز چندان تفاوتی با پادشاهی استبدادی ندارد و فقط عمامه دارد وگرنه رئیس جمهور و دیگر مقامات دولتی برایش حکم مهره هایی بی مقداری را دارند که هر گاه بخواهد عوض می کند و می بینید که در صدد موروثی کردن حکومت هم هست. اگر حسرت ظاهر و آراسته شاه سابق را دارید کافیست فرصت بدهید کم کم درست خواهد شد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;ملت ایران سلسله ی پهلوی را نه یک بار که دوبار آزموده است و دلیلی ندارد برای بار سوم چنین کند. اگر دموکرات هستید ، دنبال احقاق حقوق مردم بروید نه شاه . رضا پهلوی در مقام رهبری قرار گرفته ولی از آنجایی که کاری از او بر نمی آید فقط تبدیل به مانعی برای پیدا شدن رهبری شایسته ی این نام گشته. کسانی هم که دنبال او می روند و این کار را با بهانه ی دمکرات بودن او توجیه می کنند، دنبال سراب می دوند. اگر طرح سیاسی درستی دارید بهتر است عرضه کنید وگرنه یک نفر که سابقه ی مبارزاتیش این است، به درد رهبری اپوزیسیون نمی خورد. اگر توانی دارید در این راه هدر ندهید و روشی در پیش بگیرید که به ملت ایران فایده ای برساند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;منبع: سایت ایران لیبرال &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-824365242567633405?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/824365242567633405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/824365242567633405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/03/blog-post.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-btN54lMe7p0/T00E2hWyyoI/AAAAAAAAGW0/ERAzpwlxE78/s72-c/reza_pahlavi-322x500.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-606232624856623134</id><published>2012-02-28T10:00:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T15:59:17.376+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;ای مردم آزاده کجایید کجایید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;آزادگی افسرد بیایید بیایید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;علی اکبر دهخدا &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;نوع برخورد دکتر مصدق با انتخابات&lt;span style="font-size: small;"&gt;*&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;پرویز داورپناه &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-xb4qi9F3NZA/T0vmcY6fNcI/AAAAAAAAGWs/srX0Atq_m-8/s1600/Photo295_1.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-xb4qi9F3NZA/T0vmcY6fNcI/AAAAAAAAGWs/srX0Atq_m-8/s1600/Photo295_1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;موقعی كه مصدق و یارانش و پشت سر آنان، مردم به طرف دربار می رفتند، عبدالحسین هژیر كه در آن زمان وزیر دربار بود به استقبال دكتر مصدق آمد و از او دعوت نمود تا وارد کاخ سلطنتی گردد تا همانجا مذاکره نمایند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دکتر مصدق امتناع کرد و گفت: «شما به من بگوئید انتخابات آزاد است یا نه؟» هژیر بی آن که جواب بدهد دعوت خود را با اصرار زیاد تکرار نمود. دکتر مصدق نیز سئوال خود را دوباره مطرح ساخت و با صدای بلند گفت: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;«عبدالحسین خان، اینجا در حضور مردم اگر شرف داری بگو انتخابات آزاد است یا نه ؟»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روز هجدهم مهرماه ۱۳۲۸ دکتر مصدق چند تن از یاران و مدیران جراید را به خانهً خود واقع در شمارهً ۱۰۹ خیابان کاخ تهران دعوت کرد تا «برای جلوگیری از دخالت دولت در انتخابات دورهً شانزده تقنینیه، تبادل نظر نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند.» &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جلالی نائینی (مدیر روزنامهً کشور)، عباس خلیلی (مدیر روزنامهً اقدام)، احمد زیرک زاده ( مدیر روزنامهً جبهه)، ابوالحسن عمیدی نوری (مدیر روزنامهً داد)، حسین فاطمی (مدیر روزنامهً باختر امروز) و احمد ملکی ( مدیر روزنامهً ستاره) در این جلسه شرکت می کنند و برای تحقق بخشیدن به آرمان ها و اهداف خود و تاًمین آزادی انتخابات برای دورهً شانزدهم مجلس به گفت و گو می پردازند. آن ها در جلسهً بعد به دکتر مصدق اختیار می دهند به «آن چه در صلاح مملکت» می داند عمل کند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق اعلام كرد كه ما باید مجددا برای جلب افكار عمومی و تحصیل آزادی انتخابات به تحصن برویم. گفتگو بر سر این بود كه محل تحصن در كجا باشد. برخی معتقد بودند كه در یكی از مساجد باشد ولی او تصمیم گرفت كه این بار نیز در دربار تحصن صورت بگیرد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق اعلامیه ای به امضای خود در جراید منتشر کرده و از مردم روشن فکر و خیرخواه مملکت دعوت کرد که دو ساعت قبل از ظهر روز جمعه ۲۲مهر ماه ۱۳۲۸در خیابان کاخ، مقابل کاخ سلطنتی حاضر شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وقتی اعلامیهً مصدق در جراید منتشر می شود، بلافاصله ادارهً کل شهربانی هم به ریاست سرتیپ محمد علی صفاری اعلامیهً تهدید آمیزی منتشر می کند با این مضمون که عده ای اخلال گر می خواهند در امور مملکت اختلال ایجاد کنند. دکتر مصدق به هیچ وجه توجهی به اعلامیهً مذکور نکرده و با حال ناتوانی و کسالت سه ساعت قبل از ظهر از منزل خود برای رفتن مقابل کاخ سلطنتی حاضر می شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد ها دکتر مصدق با شرح این ماجرا خطاب به نمایندگان دورهً شانزدهم مجلس شورای ملی گفت:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«اگر عرض کنم شبی که فردای آن می خواستیم به کاخ سلطنتی برویم بر من چه گذشت و آنی از فکر خونریزی و کشتار، که احتمال داده می شد واقع شود، راحت نبوده ام خلاف عرض نشده، ولی چون شروع به یک مبارزهً ملی شده بود عقب نشینی مورد نداشت و به خود می گفتم که تا من و یک عده ای در راه آزادی از بین نرویم ملت ایران روی آسایش را نخواهد دید و به استفاده از حق ملی و حیاتی خود نایل نخواهد شد؛ ولی با این حال راضی نمی شدم که دعوت من منجر به خون ریزی و قتل عده ای بی گناه بشود و سعی می کردم حتی المقدور پیش آمدی نکند که مخالفین آزادی آن را وسیلهً پیشرفت مقصود خود قرار دهند و به جای این که ما می خواستیم از محدودیت هایی که برای ما درست کرده اند خلاص شویم دچار محدودیت های بیش تری شویم و روزگار مردم از این هم که هست سیاه تر شود.»[۱]&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آن چه ساعتی قبل از حرکت دکتر مصدق و دوستانش به طرف کاخ به نگرانی و دل شورهً او افزود ملاقات سرهنگ سیاسی، یکی از افسران شهربانی، با مصدق بود که می گوید:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«چنان چه از این کار منصرف نشوید، ممکن است امروز در این خیابان، مقابل خانهً خودتان، حوادثی روی دهد و عدهً زیادی از بین بروند.» و مصدق که در موقعیتی قرار داشته که راه بازگشت نداشته پاسخ می دهد: «هر چه پیش آید تحمل می کنیم و از دعوتی که شده است صرف نظر نمی شود؛ زیرا مردم مملکت از انتخاباتی که شده راضی نیستند و ما غیر از این که شکایت مردم را به دربار برسانیم چارهً دیگری نداریم.» &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق و دوستانش قدم به خیابان می گذارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق می گوید: «من وقتی برای رفتن مقابل کاخ از خانه خارج شدم به وسیلهً بلندگو از مردمی که دعوتم را اجابت کرده و ابلاغیهً رییس شهربانی در آن ها ایجاد خوف و وحشت نکرده بود درخواست نمودم که بالاترین فداکاری این است که از کسی صدا بلند نشود.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همدلی مردم موجب خرسندی مصدق و دوستانش می شود: «واقعا مردم از خود شایستگی بسیار نشان دادند و ثابت کردند که مردمی هستند فداکار و دارای رشد ملی در آن موقع از کسی صدایی در نیامد که موجب دخالت پلیس بشود. اگر عرض کنم که در آن معبر غیر از صدای کفش صدای دیگری شنیده نشد بیان واقع است و سکوت سبب شد که نتوانند ما را ماجراجو قلمداد کنند و موفقیت نصیب ما بشود. فقط به تحریک ماًموران شهربانی شخصی به نام لارودی در مقابل کاخ سلطنتی فریاد می کشد: «دکتر محمد مصدق باید رییس جمهور بشود» به اشارهً مصدق مردم او را محاصره می کنند و مانع شعارهای او می شوند. ماًمورین شهربانی وقتی متوجه می شوند که با این شگردها نمی توانند مردم را از کوره در ببرند، لارودی را کت بسته به شهربانی می برند و وقتی دوستان مصدق به شهربانی می روند او را نمی یابند؛ در پاسخ آنان درباره ی هویت وی گفته می شود که لارودی خُـل مزاج است و به آسایش گاه منتقل شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;موقعی كه مصدق و یارانش و پشت سر آنان، مردم به طرف دربار می رفتند، عبدالحسین هژیر كه در آن زمان وزیر دربار بود به استقبال دكتر مصدق آمد و از او دعوت نمود تا وارد کاخ سلطنتی گردد تا همانجا مذاکره نمایند. دکتر مصدق امتناع کرد و گفت: «شما به من بگوئید انتخابات آزاد است یا نه؟» هژیر بی آن که جواب بدهد دعوت خود را با اصرار زیاد تکرار نمود. دکتر مصدق نیز سئوال خود را دوباره مطرح ساخت و با صدای بلند گفت: «&lt;strong&gt;عبدالحسین خان، اینجا در حضور مردم اگر شرف داری بگو انتخابات آزاد است یا نه ؟&lt;/strong&gt;»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هژیر که قادر به جواب مثبت یا منفی نبود سکوت اختیار می کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هژیر به مصدق می گوید: «چون دربار محلی ندارد که بتوان از جمعیت زیاد پذیرایی کند فقط از بیست نفر پذیرایی می شود.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همانجا ۱۹ نفر برگزیده شدند كه با دکتر مصدق وارد تحصن شوند. این ۱۹ نفر عبارت بودند از: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیت الله غروی، مشار اعظم، محمود آیتی، حایری زاده، دکتر بقایی، دکتر شایگان، حسن صدر، عباس خلیلی، ابوالحسن عمیدی نوری، ارسلان خلعتبری، شمس الدین امیرعلایی، مهندس احمد زیرک زاده، دکتر کریم سنجابی، دکتر کاویانی، عبدالقدیر آزاد، احمد ملکی، جلالی نایینی، دکتر حسین فاطمی و حسین مکی. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;تحصن سه روز طول کشید. دکتر مصدق با واسطه هژیر مذاكراتی با شاه كرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در این چند روز تحصن، انتخابات هم در جریان بود و مردم هم رای می دادند و مصدق از مردم خواسته بود كه رای بدهند. مردم فعالیت فوق العاده ای در انتخابات كردند و از فردای آن روز كه قرائت آراء شروع شد و رئیس نظارت هم سید محمدصادق طباطبایی بود در ردیف اول منتخبین تهران تمام كاندیداهای جبهه ملی بودند و نكته جالب این است كه جبهه ملی در همین تحصن تشكیل شد یعنی موقعی كه دکتر مصدق و یارانش در كاخ متحصن بودند، آنجا پیشنهاد شد كه این هیئت و این تشكیلات بنام جبهه ملی نامیده بشود و دكتر مصدق هم موافقت كرد.[۲] چندی بعد ابوالحسن عمیدی نوری و عباس خلیلی از جمع بیست نفری جدا شدند و به جای آن ها اللهیار صالح و امیر تیمور کلالی به هستهً مرکزی جبههً ملی پیوستند. روز اول آبان ۱۳۲۸همگی در منزل دکتر مصدق گرد آمدند و تصمیم گرفته شد که از این پس نام «جبههً ملی ایران» را بر گروه خود بگذارند و هیاًتی متشکل از مشار اعظم، دکتر شایگان، محمود نریمان و کریم سنجابی اساسنامه و آئین نامه های مربوط به جبههً ملی را تهیه و تنظیم کنند.&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt;"&gt;اما طرح تشكیل جبهه ملی با مشاركت احزاب و گروههای موجود در آن زمان پس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt;"&gt;از کودتای &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 14pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;۲۸&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt;"&gt; مرداد و تبعید دکترمصدق به احمد آباد &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;پی ریزی شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روز ۱۷ آبان به دعوت جبهه ملی، متینگ بزرگی در میدان بهارستان برپا شد. دکتر مصدق بعنوان رهبر جبهه ملی، از مردم خواست که برای انتخاب نمایندگان ملت و پیروزی آنها، همچنین مبارزه برای استیفای حقوق ایران از نفت، به مبارزه ادامه دهند. در نیمه دوم آن ماه انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات تهران به استناد گزارشهائی که در بارهً سوء جریان انتخابات دریافت کرده بود، بطلان انتخابات تهران و حومه را اعلام داشت و با تجدید انتخابات تهران، کاندیداهای جبهه ملی حائز اکثریت شدند. دکتر مصدق که نمایندهً اول مردم تهران شده بود، در توضیح برنامهً نمایندگان جبهه ملی به روزنامه نگاران گفت: «برنامه کار ما در مجلس مخالفت با قرارداد گس ـ گلشائیان و حفظ و حراست از آزادی های فردی و اجتماعی خواهد بود.[۳] باید گفت که فرق مصدق با سایر سیاستمداران این بود که او به رای مردم اعتقاد داشت چنانکه می گفت:« هیچ قانونی بالاتر از ارده ملت نیست»؛ و یا «قنون اساسی برای ملت است نه ملت برای قانون اساسی».&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر مصدق در مجالس قبلی هم به شدت به دنبال اصلاح قانون انتخابات بود تا به عنوان مثال حداقل کسی بتواند رای دهد که نام کاندیدای مورد نظر خود را بر برگه بنویسد نه اینکه اربابان رعایای خود را به پای صندوق بیاورند و ... به این لحاظ بود که دکتر مصدق بعداً هم طرح اصلاح قانون انتخابات و تقسیمات کشوری را به مجلس ارائه کرده بود که در این مورد هم مشکل پیش آمد. حتی دولت او در صدد اعطای حق رای به زنان هم بود اما با مخالفت شدید روحانیون روبرو شد واین اقدام نیز ناتمام ماند و با توجه به شرایط بحرانی کشور و ابعاد اعمال نفوذ گستردهً ارتش و عدم توفیق قانون اصلاح انتخابات کار به مرحلۀ عمل نرسید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جالب است بدانیم مساله اصلاح قانون انتخابات و انتخابات آزاد به حدی برای دکتر مصدق اهمیت داشت که همیشه بر آن تاکید داشت و به محض تشکیل دولت هم برنامۀ خود را چنین اعلام کرده بود:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;۱- اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور بر طبق قانون طرز اجراي اصول ملي شدن صنعت نفت و تخصيص عوائد حاصله از آن به تقويت اقتصادي كشور و موجبات رفاه و آسايش عمومي.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;۲ ـ اصلاح قانون انتخابات مجلس شوراي ملي و شهرداري‌ها.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و اجرای این دو اصل هم در حقیقت ضامن تامين استقلال و برقراري دموكراسي در ايران بود. زيرا با ملي شدن نفت، گام بسیار بزرگی در راه استقلال برداشته می شد، و با انتخابات آزاد و مناسب، ملت به یکی از مهم ترین شرایط دموكراسي دست می یافت. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روز۲۶آذرماه ۱۳۳۰(۱۷دسامبر۱۹۵۱) دكتر محمد مصدق نخست وزير وقت در آستانه انتخابات دوره هفدهم قانونگذاري در يک نطق مهم سياسي ـ آموزشي خطاب به ايرانيان تاكيد كرد: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;«اين انتخابات، نخستين انتخابات پس از مشروطيت خواهد بود كه در آن نفوذ خارجي و دخالت ارباب قدرت و سياست وجود نخواهد داشت. اين انتخابات، كاملا آزاد خواهد بود و راي دهندگان بايد با درنظرگرفتن وجدان و منافع ملي (وطن) هركس را كه مايلند و به شایستگی، دلسوزي و درستی او اطمینان دارند انتخاب كنند و تحت نفوذ و تلقين هيچكس نبايد باشند جز اراده و خواست خودشان و باچشم باز؛ و فلسفهً دادن راي مخفي هم همين است.» وي خطاب به ملت افزود: «شما با ورقه اي كه به صندوق مي اندازيد براي دو سال سر نوشت خود و كشور را در اختيار وكيل خويش مي گذاريد، لذا بايد قبلا اين فرد يا افراد را به خوبي بشناسيد که امانت دار باشند. وطن امانتي است كه شما به دست ايشان مي سپاريد. وظيفه دولت درجريان انتخابات تنها اين است كه از صندوقها محافظت شود و آراء شما محفوظ بماند و خوانده شود و روز راي گيري آرامش و امنيت برقرار باشد. از سر و صداها در جريان مبارزات انتخاباتي واهمه نكنيد كه دمكراسي همين است، همان طور كه نبايد از قهر و آشتي هاي نمايندگان و اظهارات تند و تيزشان در مجالس نگران نشويد كه اينها هم از جزئيات دمكراسي هستند و از آن جدا نيستند. بايد توجه داشته باشيد با كارهايي كه شده است، وطن ما ايران اينك زير ذره بين جهانيان قرار دارد، بايد رشد سياسي و فرهنگي خود را در اين انتخابات آزاد به ثبوت برسانيد تا سلطه گران در اراده و رشد شما منفذي نيابند تا دوباره از آنجا وارد شوند و رخنه خودرا شروع كنند كه اخراج مجدد شان نياز به زحمت و مرارت فراوان و صرف وقت دارد.» &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي در دورهً نخست‌وزيري دكتر محمد مصدق بود و در همين دوره بود كه مصدق درصدد برآمد تا اصلاح قانون انتخابات را جهت كم كردن دخالت‌هاي دربار به اجرا بگذارد. او كه قصد داشت اين قانون را در مجلس شانزدهم به سرانجام برساند به دليل اهميت پرداختن به موضوع نفت ايران، نتوانست اقدامي در مورد اين قانون انجام دهد، بنابراين علي‌رغم تمايل وي، انتخابات مجلس هفدهم به همان ترتيب گذشته انجام گرفت و همان قانون انتخابات پيشين در مورد انتخابات مجلس دوره هفدهم مجلس شوراي ملي نيز به اجرا درآمد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتخابات دوره هفدهم مجلس در حال برگذاري بود كه مصدق به دليل شركت در دادگاه لاهه مجبور به ترك ايران شد و به همين سبب براي اين كه نظارت دولت را بر روند انتخابات از دست ندهد دستور توقف رأي‌گيري را داد و ادامه انتخابات را به بعد از بازگشت خود از لاهه موكول كرد و اين در حالي بود كه ۸۰ نفر از نمايندگان انتخاب شده بودند. در واقع اين عمل مصدق مبني بر توقف انتخابات در نبود خود او، مي‌توانست به دليل ترس مصدق از اعمال نفوذ طبقه حاكمه دربار و منتفذان كشور باشد.[۴]&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اکنون نیز، چهل و پنج سال پس از درگذشت دکتر مصدق، سلب حقوق و آزادي‌هاي اساسي ملت ايران، کودتاگران حاكم را در معرض بحران‌هاي جدي سياسي و اجتماعي در عرصه‌‌هاي داخلي و بين‌المللي قرار مي‌دهد. از اين رو باید به ملت ایران هشدار داده، خاطر نشان کرد كه مجموعه‌ً سرکوب ها و تضييقاتي كه پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸صورت پذيرفته است، مانند نقض حاكميت ملت از سوي کودتاگران كه به بازداشت فعالان سياسي، حقوق بشری، جنبش كارگري، جنبش زنان، جنبش دانشجويي، معلمان و شکنجه ها و اعدام های معترضان ... انجاميده است، دارای منشاء و هدفي مشترك بوده‌ است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مصدق می گفت: گرسنه می مانيم و آزادی و استقلال خود را از دست نمی دهيم. مصدق خود را خدمتگزار مردم می دانست. اما منبع اصلی نيروی مصدق، نيروی شکست ناپذير مردم بود. او فقط به اين نيرو تکيه می کرد، فقط به اين نيرو اعتماد داشت و فقط از اين منبع نيرو می گرفت و ايمان داشت که بالاخره مردم روزی پيروز می شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دکتر پرویز داورپناه&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;*به مناسبت ۱۴ اسفند ۱۳۹۰، سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منابع:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;[۱] نطق های دکتر مصدق در دورهً شانزدهم مجلس شورای ملی، چاپ اوّل ۱۳۴۸، انتشارات مصدق(پاریس). &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;[۲] معرفی و شناخت دکتر محمد مصدق، محمد جعفری قنواتی، چاپ اوّّل۱۳۸۰، نشر قطره، تهران &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;[۳]حنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سرهنگ غلامرضا نجاتی، &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چاپ دوّم، ۱۳۶۵، شرکت انتشار. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;[۴]مصدق، به اهتمام علی جان زاده، چاپ اوّل ۱۳۵۸، انتشارات همگام. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-606232624856623134?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/606232624856623134'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/606232624856623134'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_9672.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-xb4qi9F3NZA/T0vmcY6fNcI/AAAAAAAAGWs/srX0Atq_m-8/s72-c/Photo295_1.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1077280384393077486</id><published>2012-02-28T09:50:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T10:24:23.525+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;مسیح علی نژاد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;ترس از تغییر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-gTOhpvL_PSg/T0qNdLvlcMI/AAAAAAAAGVE/Hds90HHgS6c/s1600/427986_10150597510347740_123848272739_9277879_235117636_n.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-gTOhpvL_PSg/T0qNdLvlcMI/AAAAAAAAGVE/Hds90HHgS6c/s1600/427986_10150597510347740_123848272739_9277879_235117636_n.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;«پنهان نمی کنم که این روزها دلم می خواهد بیشتر زن باشم. آراسته باشم و لباس هایی بپوشم که سال ها نپوشیده ام.» &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;از حسِ مردان خیلی خبر ندارم اما برخی از ما زنان گاهی از دو چیز می ترسیم: از تغییرِ خودمان و از قضاوتِ دیگران...از آنجایی که زندگیِ این روزهای همه ی ما در یک حباب شیشه ای جریان دارد هم از تغییر هایی که دامن می گیرد و گاهی به جان می نشیند و گاهی جان به لب می رساند می نویسم و هم از ترس هایی که گاهی گلو می گیرد و گاهی نگران می کند. در برابر این هر دو «ترس و تغییر» ما ناگزیریم. نه اینکه بگوییم «من همان که بودم، هستم و اصلا تغییری نمی کنم»، افتخار است و نه اینکه بگوییم «اصلا نمی ترسم از قضاوت دیگران و شجاعتِ تغییرِ یک شبه دارم، افتخار است». این نظرِ شخصیِ من است چون هنوز، هم از تغییر می ترسم و هم نگرانم دلی، دوستی، پدری یا هر رفیقِ دوری از تغییرِ ما که اتفاقا به خودمان هم ربط دارد و آزاری هم به کسی نمی رساند برنجد...اما پنهان نمی کنم که این روزها دلم می خواهد بیشتر زن باشم. آراسته باشم و لباس هایی بپوشم که سال ها نپوشیده ام. مهم نیست که لباس ها گران باشند مهم این است که این تغییر گاهی برایمان گران تمام می شود...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;و اما مطلب زیر، یک زن نوشت قدیمی است، خیلی قدیمی؛ از روزهایی که حتی یک دامن هم در بساطِ زنانه ام نبود: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;عروسی رسوا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دو بار دامن پوشیده ام. بار نخست زمانی که پشتِ دری، فالگوشِ صحبتِ بزرگترها ایستادم تا ببینم عاقبت به تعدادِ امام هایشان رضایت می دهند یا رقمِ پیامبران شان را سکه می کنند برای مهریه ی دخترکی که نمی خواست عروس شود. بارِ دوم زمانی بود که اگر چه میانِ مهمانان، درست راه می رفتم اما دائم در هول و ولا بودم که آخرش این دامنِ لعنتی می پیچد توی پایم و کِل زدن های مهمانان تبدیل می شود به شیون و رسوایم میسازند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;نام مراسمِ پرطمطراق اولی، خواستگاری بود و دومی جشنِ عروسی. در اولی دامنِ سبزِ کوتاه پوشیدم و در دومی دامنی سیاه و بلند و هیچ کس هم نبود که بگوید حالا که عروس شدن و یال و کوپال هایی که برای عروس می گذارند را خوش نداری دیگر دامنِ سیاهت برای چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;البته اوضاع مان آنقدر زار و نزار بود که کسی کاری به کارم نداشت. شاید هم جراتش را نداشتند که توی این شرایط با من یکی به دو کنند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سیاه، رنگ اعتراضِ من به عشق نبود. رنگِ اعتراضِ من به مراسم پلوخوری اقوامی نبود که سال به سال نمی دیدمشان. حتی رنگِ اعتراض من به سنت هم نبود. فقط وقت نبود. دل و دماغ نبود. حتی داماد هم نبود و من فقط برای این عروس می شدم تا آبرویی را که از پدر برده بودم، شاید دوباره برایش بخرم و قدری از پچ پچ هایی که توی فامیل، درباره ام پیچیده بود را، ختمِ به خیر کنم. چرا که من و شاه داماد سال ها پیش از جدایی، به همان خواستگاری، رضایت داده بودیم و رسماً خانه ی مشترکی ساخته بودیم تا از این مراسمِ دست و پاگیر برهیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;آقاجان، مردِ مومن روستای کوچکِ ما بود و چشمِ اهالی، همیشه به خانه اش بود تا شاید خبط و خطایی بیینند و نَقل و نُقلِ شب نشینی های شان رونقی بگیرد. بالاخره هم اهالیِ محل فهمیدند در این خانه خبری هست که کسی میلی به درز دادنش ندارد. خبرِ این خانه ما بودیم: عروس و داماد. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;یعنی من و تو که در کوچک ترین اتاقِ خانه ی پدری، با یک قیلوله ی کوتاه در یک بعدازظهر تابستان، غم و غصه ی عالم را فراموش کرده بودیم. غصه داشتیم که چطور به خانواده های مان بفهمانیم که علاقه ای به برگزاریِ مراسم عروسی نداریم و ساده ترین شکلِ آن را دوست داریم. زنگِ در خانه، خواب من و تو را شکست اما خوابِ سخت و سنگین آقاجان را نه.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;مردی با یقه ی سفیدِ حسنی و شکمی وَرقلمبیده پله های خانه را جوری دو تا یکی بالا آمد که انگار سال ها این خانه را می شناسد. تو توی حیاطِ خانه، آشفته دور خودت می چرخیدی و من کنار ِپنجره یک چشم به تو داشتم و چشمی دیگر به آقاجان که با صدای آهسته و تکان های دستِ مردِ یقه حسنی از خواب بیدار شده بود. عجب حالِ بدی داشت آقاجان. گیج شده بود. حق هم داشت. یکی سرزده آمده بود بالای سرش و بیدارش کرده بود و با لبخند خیرخواهانه و مهربان، مثلاً از او اجازه می گرفت که دختر و دامادش را دستگیر کند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من و تو را به بازداشتگاه می بردند، اما آقاجان کوهِ غمی روی دلش می افتاد و رسوای جماعتی می شد اگر اهالیِ ده من و تو را با دستبند می دیدند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;همان هفته های اولِ بازداشت، بازجوها همت کردند و خبر حضور کودکی در بطنم را از طرفِ تو به منی که سربه هوا بودم و این چیزها را نمی فهمیدم رساندند و بعد هم رضایت دادند تا روزِِ برگزاری دادگاه آزاد شوم و بروم پی بچه داری ام. اما تو ماندی و التماس های آقاجان از آقایان برای یک روز مرخصی.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;همّ و غمِ آقاجان این بود که دستت را بگیرد و از سلول انفرادی بکشاندت وسط ِ یک مجلس عروسی و بزند توی دهانِ همه ی آن هایی که پخش کرده بودند دختر و داماش دستگیر شده اند. فقط می خواست تو را به همسایه ها نشان دهد. حتی به این فکر نمی کرد که شکمِ بالاآمده دخترکش را به چه لباسِ عروسی باید بپوشاند که به چشمِ اَغیار نیاید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;کمرِ آقاجان شکسته بود، اما هنوز سعی داشت سرش را بالا بگیرد. می خواست جلوی همه در بیاید. عمری زیرِ علم و کُتلِ انقلاب سینه زده بود و نمی خواست باور کند دختر و دامادش زندانی سیاسی هستند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;شاید ترجیح میداد به جرم دیگری به حبس می رفتیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;بالاخره دست و بال زدن های آقاجان جواب داد و برای تو یک روز و نصفی مرخصی گرفت. خودش هم ضمانت کرد که تازه داماد را برگرداند به زندان. آقاجان همه را دعوت کرد. انگار مراسم عروسیِ من نبود. چون هیچ کس خبر و نظری از من نمی خواست. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;از لباسِ عروس بدم می آمد. مخصوصاً از تاج عروس. برای پدر هم که اساساً مراسم عروسی مهم نبود. پس تا اینجای کار همه چیز خوب بود و دلم آرام بود که دلِ آقاجان آرام می گیرد با این مراسمِ کذایی. اما صداقتش همه چیز را خراب کرد. به برادرانِ گمنام و زندانبانان شهر کوچکِ ما اعتماد کرد و قاطی التماس هایش برای گرفتنِ مرخصی، گفت که هنوز خبر زندانی شدنِ دختر و دامادش را در و همسایه ها نشنیده اند و این عروسی برای برگرداندنِ آب رفته به جوی است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;زندانبانان هم برای آبروی آقاجان، سنگ تمام گذشتند. تا به آن روز، کسی کاری به کارِ آشفتگی موهای یک زندانیِ سیاسی نداشت و اصلاً تا حکمی برای محکوم غیرِ سیاسی هم صادر نشده باشد، مویش را کوتاه نمی کنند. اما تنها ساعاتی پیش از زدنِ مهرِ مرخصی، تشخیص دادند خوب است که داماد را برای یک عروسیِ مخصوص، حسابی بسازند و او را به آرایشگاهِ زندان ببرند و موهای داماد را از ته بزنند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به همین سادگی همه چیز با رذالتِ بازجویان خراب شد، سرِ تراشیده ی داماد و دامنِ سیاهِ عروس و پچ پچ های یک جشنِ کذایی، سمفونیِ سرافکندگی و سرخوردگیِ آقاجان شد آن روز. این جشن برای رسوایی ما بود انگار....&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دو روزِِ بعد داماد به زندان برگشت و من همانجا پشت درِ زندان بابل از حال رفتم، نه از نشانِ «وی» و پیروزی در آن شهرستان خبری بود و نه خبرنگار و روزنامه ای جز آن دو خط کوتاهی که آن زمان روزنامه ی همشهری از دستگیری گروه کوچکِ ما در بابل نوشته بود ....&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;۱۵ خرداد هفتاد و پنج ما در بابل دستگیر شده بودیم و حالا پانزده سال گذشت و همه چیز تغییر کرده است.... دلم دوباره عاشق شده است با این تفاوت که حالا زندانیِ هیچ کس نیستیم جز زندانیِ ترسِ خویش و قضاوتِ دیگری....دلم آزادی می خواهد، همان آزادی که آزارش به هیچ کسی نمی رسد...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1077280384393077486?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1077280384393077486'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1077280384393077486'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_3470.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-gTOhpvL_PSg/T0qNdLvlcMI/AAAAAAAAGVE/Hds90HHgS6c/s72-c/427986_10150597510347740_123848272739_9277879_235117636_n.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-7046306427010187369</id><published>2012-02-28T09:45:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T10:23:40.894+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;«مامان چرا تو؟»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-NTXmPfLZYIE/T0tpUkc8JbI/AAAAAAAAGWE/vbuWyFsVOzk/s1600/arton11483.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="400" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-NTXmPfLZYIE/T0tpUkc8JbI/AAAAAAAAGWE/vbuWyFsVOzk/s400/arton11483.jpg" width="376" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;دستور وزارت آموزش و پرورش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&amp;nbsp;برای شناسايی دانش آموزان بهايی /&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;به همراه سند &lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;وزارت آموزش و پرورش ايران طی يک بخشنامه به ادارات کل آموزش و پرورش کشور خواهان شناسايی و معرفی دانش آموزان بهايی به حراست اين وزارت خانه شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در يک نمونه از اين اقدامات اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای تهران در نامه به مدارس شهرستان های تهران خواهان اجرای اين بخشنامه شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در سند محرمانه ای که به دست گزارشگران هرانا رسيده است اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای تهران در نامه محرمانه که به مديران مدارس تابع شهرستان شهريار ارسال شده است خواهان اجرای اين طرح در فرمهای پيوستی ارسالی همراه با اين سند شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر اساس سند پيش رو اين طرح شامل نو آموزان پيش دبستانی نيز شده و از مسئولين اجرای اين طرح خواسته شده به صورت محرمانه اسامی اين دانش آموزان را به کارشناس حراست آموزش و پرورش تحويل دهند. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-LVPZItwUDJs/T0tkupjeGoI/AAAAAAAAGV8/x_NpvmMnPpA/s1600/sanad-bahaei2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="640" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-LVPZItwUDJs/T0tkupjeGoI/AAAAAAAAGV8/x_NpvmMnPpA/s640/sanad-bahaei2.jpg" width="438" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;«مامان چرا تو؟»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-8P79CzkpL1E/T0tqpSTJBPI/AAAAAAAAGWM/GEjEKcoq0vc/s1600/arton11483.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" height="400" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-8P79CzkpL1E/T0tqpSTJBPI/AAAAAAAAGWM/GEjEKcoq0vc/s400/arton11483.jpg" width="376" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;سوسن تبیانیان&amp;nbsp;با&amp;nbsp;دو فرزند ۳ و ۹ ساله او&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سوسن تبیانیان، شهروند بهایی، در تاریخ چهارشنبه ۹ تیر ماه ۸۹ دوره محکومیت یک سال و نیم حبس خود را آغاز کرده است. وی هم اکنون به همراه دو شهروند بهایی دیگر به نام‌های صهبا رضوانی و منيژه منزويان در زندان اوین به سر می‌برند. وی دارای دو فرزند ۳ و ۹ ساله است. متن زیر نامه‌ای است که فرزند ۹ ساله‌ی وی به مادر دربند خود نوشته است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;«مامان چرا تو؟»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;می خواهم از دنیا سوال کنم که اگر بهائی بودن جرم است من هم یک بهائی هستم. پس چرا من نه؟ می‌خواهم بپرسم اگر مربی بودن در این دنیا جرم است پس چرا همه تلاش می‌کنند مربی باشند؟ می‌خواهم بپرسم اگر مربی اخلاق و ادب بودن جرم است پس چرا در مدرسه، سر کلاس، پشت نیمکت‌ها یاد می‌گیریم و می‌نویسیم: تعلیم و تعلّم عبادت است؟ آیا تا به حال شده است که چشم از خواب باز کنید و ببینید مادرتان در کنارتان نیست؟ آیا تا کنون شده است از درب مدرسه خارج شوید و ببینید کسی منتظر شما نیست؟ آیا تا به حال وارد خانه ای شده اید که بدانید بوی مهر مادر در آن به مشام نمی رسد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;آیا تا به حال بهانه‌های خواهر کوچکترتان را شنیده‌اید که به دنبال مادر تا جلوی در می‌دود و مادر بالاجبار دستش را رها می‌کند و به همراه ماموران به طرف زندان روانه می‌شود؟ آیا هیچ وقت صدای گریه های شبانه‌تان را که ناشی از احساس دلتنگی‌تان است ،در زیر پتوی‌تان مخفی کرده اید؟ آیا تا به حال صدای دختر بچه‌ای را شنیده‌اید که از پشت گوشی تلفن با بغض به مادرش می‌گوید: مامان! چرا در جشن تولد من نبودی؟ ویا در زمان ملاقات در حالی که گوشی دستش است، چشم در چشم مادرش دوخته، با حسرت به او نگاه می‌کند و می‌گوید: مامان چرا از پشت شیشه بیرون نمی آیی؟!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;در حالی که صدای تپش قلبش را هنگامی که در پشت شیشه ها به انتظار دیدار مادر ایستاده ،می توان شنید. آیا کسی هست که به سوالاتم پاسخ دهد که چرا نیمه شب ها شعله آتشی خانه مان را روشن می‌کند که صدای مهیبش اهل کوچه را بیدار می‌کند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;چرا ما از رفتن به مغازه مادرم محروم شده ایم؟ چرا باید روی درب و شیشه مغازه مادرم شعار بنویسند و مغازه پدرم را آتش بزنند؟ آیا کسی هست که به این سوالاتم پاسخ گوید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;در گوشه گوشه شهرمان، در اطراف کشورمان و در تمام دنیا به دنبال عدالت می‌گردم. کجا می‌توانم این عدالت را پیدا کنم؟ آیا کسی صدای من را می‌شنود؟ چرا دنیا به جای آنکه کودکانش را در دامان مهر و محبت و عشق و صداقت پرورش دهد آنها را در دریای ظلم و بی عدالتی و تعصبات گرفتار کرده است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;مامان جان اگر تو را به خاطر بهائی بودنت زندانی کرده اند پس من هم یک بهائی هستم. بیایید و مرا هم با خود ببرید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-7046306427010187369?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7046306427010187369'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7046306427010187369'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_4701.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-NTXmPfLZYIE/T0tpUkc8JbI/AAAAAAAAGWE/vbuWyFsVOzk/s72-c/arton11483.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6056398314776426776</id><published>2012-02-28T09:40:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T10:34:53.078+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;حمید مصدق ـ محمد نوری &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;گریز&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple; font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من بر تو بستم دل ؟ / &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;دریغ / &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;دریغ از دل که بستم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-REo_3z_Xb6s/TtOHr74SjmI/AAAAAAAAE9Q/Q5YkloK08UU/s1600/goriz.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" dda="true" height="221" src="http://2.bp.blogspot.com/-REo_3z_Xb6s/TtOHr74SjmI/AAAAAAAAE9Q/Q5YkloK08UU/s400/goriz.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;iframe allowfullscreen="" frameborder="0" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/HuEpRyWh7CI" width="420"&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در من غم بیهودگی ها میزند موج &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در تو غروری از توان من فزونتر &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در من نیازی میکشد پیوسته فریاد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در تو گریزی میگشاید هر زمان پر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;ای کاش در خاطر گل مهرت نمیرست &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;(ای کاش دست روز و شب با تار و پودش &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;اینک دریغا آرزوی نقش بر آب &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;اینک نهال آرزو بی برگ و بی بر &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در من غم بیهودگی ها می زند موج&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در تو غروری از توان من فزونتر &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;(اندیشه روز و شبم پیوسته این است)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;من بر تو بستم دل ؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;دریغ &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;دریغ از دل که بستم &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;(افسوس بر من گوهر خود را فشاندم &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در پای بت هایی که باید میشکستم)2&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;ای خاطرات روزهای گرم و شیرین &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;دیگر مرا با خویشتن تنها گذارید &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در این غروب سرد درد انگیز پاییز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;با محنت گنگ و غریبم واگذارید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;&lt;strong&gt;در من غم بیهودگی ها می زند موج&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: purple;"&gt;حمید مصدق &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6056398314776426776?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6056398314776426776'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6056398314776426776'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/2.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-REo_3z_Xb6s/TtOHr74SjmI/AAAAAAAAE9Q/Q5YkloK08UU/s72-c/goriz.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1382083671526936360</id><published>2012-02-28T08:50:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T10:22:17.746+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;فیس بوک، سایه و روشن یک شبکه اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-6NFhdPd8_6A/TzLS38QjSaI/AAAAAAAAGEA/01uHUSk1FQ8/s1600/imagesCAQ06YH5.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="226" sda="true" src="http://2.bp.blogspot.com/-6NFhdPd8_6A/TzLS38QjSaI/AAAAAAAAGEA/01uHUSk1FQ8/s400/imagesCAQ06YH5.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;فيس‌بوك در حالي هشتمين سالگرد تاسيس خود را جشن مي‌گيرد كه از سايتي گمنام در يكي از دانشگاه‌هاي آمريكا، به يك غول شبكه اجتماعي در سطح بين‌الملل تبديل شده است. اينها در حالي است كه اگر عرضه عمومي سهام فيس‌بوك طبق پيش‌بيني‌هاي تحليل‌گران پيش رود، مارك زاكربرگ، مدير عامل و بنيانگذار بزرگ‌ترين شبكه اجتماعي جهان با مالياتي 5/1 ميليارد دلاري روبه‌رو خواهد شد. به گزارش فايننشيال تايمز، در حال حاضر ارزش هر سهم فيس‌بوك در بازارهاي ثانوي شخصي 40 دلار است كه تقريبا ارزش سهام زاكربرگ را به 8/4 ميليارد دلار مي‌رساند. اين خبر خيلي خوبي براي ميلياردر جوان نيست. با اين‌حال درست تولد فیسبوک‌ همانند تولد شبكه اينترنت در دنياست؛ شبكه‌اي كه در ابتدا براي كاربردهاي نظامي مورد استفاده قرار گرفت و سپس به دانشگاه‌هاي آمريكا راه يافت اما پس از مدتي دنيا را به هم متصل كرد تا بر اساس آن نظريه دهكده جهاني شكل بگيرد. حال از آن روز تاكنون رويدادهاي گوناگوني در اين شبكه به وقوع پيوسته كه هركدام از آن نسل جديدي از ادبيات و كاركردهاي شبكه‌هاي اينترنت را معرفي مي‌كند. تا ۳۱ دسامبر سال گذشته (۱۰ دي ۱۳۹۰) تعداد كاربران فيس‌بوك بالغ بر ۸۴۵ ميليون نفر برآورد شده است. فيس‌بوك در چهارم فوريه سال ۲۰۰۴ در دانشگاه هاروارد متولد شد. مارك زاكربرگ، اين سايت را از اتاق خود در دانشگاه هاروارد آمريكا، به عنوان يك وب‌سايت اجتماعي كوچك ويژه دانشجويان اين دانشگاه طراحي و راه‌اندازي كرد. او در آن زمان، 20ساله بود. بدون شك امروزه نام فيس‌بوك با «مارك زاركربرگ» گره خورده است. او اكنون به عنوان يكي از چهره‌هاي سرشناس جهاني، لقب جوان‌ترين ميلياردر جهان را يدك مي‌كشد. حضور مدير فيس‌بوك در اجلاس روساي جمهور گروه جي۸ كه تابستان سال‌جاري در كشور فرانسه برگزار شد و نيز انتشار عكس‌هايي از ديدارهاي دوستانه او با شخصيت‌هاي مهم سياسي، از جايگاه ويژه‌اي كه فيس‌بوك در طول اين سال‌ها به دست آورده، حكايت مي‌كند. همچنين ساخت فيلم «شبكه اجتماعي» توسط ديويد فينچر كارگردان نامدار هاليوود پيرامون چگونگي به وجود آمدن فيس‌بوك و موسس آن، به شهرت هرچه بيشتر آن كمك كرد. جامعه مجازي فيس‌بوك، در واقع محفلي از دوستان و آشنايان يك كاربر به شمار مي‌آيد و هر كس مي‌تواند در هر لحظه دوستان جديدي را به مجموعه دوستان خود اضافه كند. امروزه سايت‌هاي بي‌شماري در جهان از دكمه Follow فيس‌بوك استفاده مي‌كنند و اين خود دليل ديگري بر قدرت روزافزون اين شبكه اجتماعي محبوب به شمار مي‌رود. اما در اين ميان فيس‌بوك با انتقادهايي نيز روبه‌رو بوده از جمله ورود به حريم خصوصي، جاسوسي، افشاي اطلاعات كاربران و ديگر موارد. از طرفي اين شبكه اجتماعي از سوي مسوولان برخي دولت‌ها متهم به براندازي، ايجاد آشوب و بر هم زدن نظم كشورشان نيز شده است به اعتقاد برخی کارشناسان، دركشورهايي مانند مصر، تونس و ليبي شبكه اجتماعي فيس‌بوك تاثیرگذار بود. گمانه‌‌زني‌ها در مورد خريد اين شبكه اجتماعي از سوي برخي سران عرب نيز حكايت از اين امر دارد كه آنها خواهان مديريت اين شبكه هستند كه مبادا پايه‌هاي حكومت‌شان به لرزه در‌آيد. فيس‌بوك رفته‌رفته تبديل به دومين كشور بزرگ جهان _ به صورت مجازي _ شد. بسياري از شركت‌هاي بزرگ فناوري خواهان خريد بخشي از سهام اين شركت بودند و هستند. ارزش آگهي‌هاي تبليغاتي در اين شبكه روز به روز افزايش پيدا كرد. نظرسنجي شركت استراتا از دست‌اندركاران آژانس‌هاي تبليغاتي نشان مي‌دهد ۸۹ درصد از آژانس‌ها براي استفاده تبليغاتي از فيس‌بوك در سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۱ برنامه‌ريزي كرده‌اند. در اين ميان ۳۹ درصد از آژانس‌ها نيز به فكر استفاده از توييتر بوده‌اند. سهم يوتيوب و شبكه اجتماعي LinkedIn نيز در اين ميان به ترتيب ۳۶، ۲۱ و گوگل‌پلاس ۱۸ درصد بوده است. در اين ميان بسياري از كشورها نيز براي مقابله با اين شبكه اقدام به راه‌اندازي شبكه‌هاي اجتماعي شبيه به فيس‌بوك كردند. شبكه‌هاي اجتماعي كه كشورهايي مانند تركيه، پاكستان و عربستان ايجاد كردند در مقابل تهديدات ديني و فرهنگي فيس‌بوك است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;پليس فيس‌بوك را چك مي‌كند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروزه شبكه‌هاي اجتماعي همچون فيس‌بوك يكي از پرطرفدارترين شبكه‌هاي مجازي در ايران است و سرگرمي‌ بسياري از جوانان ايراني تنها گذراندن ساعاتي در اين فيس‌بوك است. اين در حالي است كه پليس فتاي ناجا با ابراز نگراني در اين مورد، به تازگي به خطرهاي اين شبكه مجازي اشاره كرده است. اما شايد اين پرسش براي كاربران ايراني به وجود آمده باشد كه پليس فيس‌بوك را چك مي‌كند؟ پرسشي كه معاونت اجتماعي پليس فتا در گفت‌وگو با بازتاب پاسخ داده و بيان كرده است پليس با تمام امكانات و مقدوراتش به مطالعه‌ عميق در زمينه شبكه‌ اجتماعي فيس‌بوك پرداخته و كارگروه‌هايي در اين زمينه مشغول به فعاليت شده‌اند. مقامات دستگاه قضايي نيز به دليل داشتن محتواي مجرمانه اين شبكه اجتماعي اقدام به فيلتر كردن آن كرده‌اند، هرچند مسوولان پليس فتا پيشتر گفته بودند كه فيس‌بوك مي‌تواند رفع فيلتر شود چرا كه هم مي‌تواند مصاديق مجرمانه داشته باشد و هم نداشته باشد و اين بستگي به كاركرد كاربران دارد. اين مساله با واكنش مقامات قضايي روبه‌رو شد. به گفته دبير كارگروه تعيين مصاديق مجرمانه جرم بودن يا نبودن استفاده از فيس‌بوك بستگي به اقداماتي دارد كه كاربران در فيس‌بوك انجام مي‌دهند. اگر شخصي از طريق فيس‌بوك اقدام به انتشار محتواي مجرمانه عليه امنيت داخلي و خارجي كشور كند يا محتوايي عليه مقدسات اسلامي منتشر كند يا محتوايي را در آن سايت قرار دهد كه با اخلاق و عفت عمومي مغايرت داشته باشد، قطعا عمل آن شخص «جرم» محسوب مي‌شود و اگر كسي اعلام كرده باشد كه اقدامات كاربران فيس‌بوك جرم محسوب نمي‌شود قطعا سخن صحيحي نگفته است. اما وزارت اطلاعات نيز از كاربران خواسته بود براي مقابله با تهديدات رژيم صهيونيستي در فيس‌بوك، اقدام به ايجاد صفحه‌اي در اين زمينه كنند. بسيج نيز از فعاليت هزاران عضو در اين شبكه براي مقابله با تهديدات جنگ نرم كه توسط شبكه‌هاي اجتماعي مانند فيس‌بوك صورت مي‌گيرد، خبر داده بود. بنا بر اظهارات سرهنگ ميربهرسي با اشاره به اينكه امروزه فيس‌بوك با بيش از ۷۵۰ ميليون كاربر است، درباره وضعيت امنيت اطلاعات در آن چنين مي‌گويد: هنگام عضويت در اين شبكه صفحه‌اي به نام صفحه شخصي وجود دارد كه به زبان انگليسي نگارش شده است و كاربران بايد تمام قوانين اين صفحه را بپذيرند تا بتوانند از اين صفحه استفاده كنند. در كنار چنين قانوني توليدكننده اين صفحه ثروتمندترين فرد در آمريكاست. از سويي صفحات فيس‌بوك به صورت رايگان در اختيار كاربران قرار مي‌گيرد. با كنار هم قرار دادن اين نكات به اين نتيجه مي‌رسيم كه صاحبان اين صفحه اطلاعات كاربران را در قبال دريافت هزينه به ديگران به فروش مي‌رسانند. اما نكته‌اي كه اين مقام نيروي پليس فتا به آن اشاره مي‌كند اين است كه پليس آمار دقيقي از كاربران ايراني و افرادي كه دست به اقدامات مجرمانه در فيس‌بوك مي‌زنند، دارد. فيس‌بوك در ايران بر اساس ماده 21 جرايم رايانه‌اي كه به مسايلي مانند انتشار مطالب عليه اخلاق، عفت عمومي، مقدسات اسلامي و امنيت و آسايش جامعه مي‌پردازد، فيلتر شده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;منبع: شرق &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1382083671526936360?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1382083671526936360'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1382083671526936360'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_28.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-6NFhdPd8_6A/TzLS38QjSaI/AAAAAAAAGEA/01uHUSk1FQ8/s72-c/imagesCAQ06YH5.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-2066782717478472243</id><published>2012-02-27T15:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-28T23:04:25.129+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;ثابتی، جنایتکاری که از مرزهای وقاحت وشرم گذشته است...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;table cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="float: right; margin-left: 1em; text-align: right;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-imXQ8LUB3ZU/T0uFFu8zrBI/AAAAAAAAGWk/RUJrtQn8d1g/s1600/Moayedzadeh1.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; margin-bottom: 1em; margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-imXQ8LUB3ZU/T0uFFu8zrBI/AAAAAAAAGWk/RUJrtQn8d1g/s1600/Moayedzadeh1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-size: small;"&gt;مهدی مؤیدزاده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ثابتی چون اربابش شاه از زنده یاد دکتر مصدق و جبهه ملی دلی پر کین دارد و درهرفرصت می کوشد این کینه را که ریشه در دشمنی با حاکمیت ملی و آزادیخواهی دکتر مصدق دارد بیان کند. مرد شماره دو ساواک شاه وآمر شکنجه در زندانهای امروز که دستش از قدرت کوتاه است می گوید باشکنجه موافق نیستم ومزورانه می افزاید: درزمان دکتر مصدق این آقایان جبهه ملی، که مردم آنان را سمبل دموکراسی وآزادیخواهی می دانند، درتمام مدت در زندانها مردم را شکنجه می کردند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ازکودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲قریب ۵۸ سال میگذرد وآنانکه برقدرت نشستند قبل وبعد از انقلاب ۵۷ اگر می توانستند دلیلی براین دروغ بی شرمانه داشته باشند، با امکانات وسیعی که داشته ودارند آن دلائل را علیه مصدق ونهضت ملی ایران بدون تردید اقامه می کردند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;باگذشت نزدیک به سی وسه سال از زمانیکه ملت ایران در شرایطی ویژه توانست خط بطلان برسلطنت استبدادی خاندان پهلوی بکشد، هنوزوابستگان وعوامل آن رژیم درپی یافتن راههایی دیگر برای سلطه مجدد برکشور ایرانند و از گوشه وکنارجهان گاهگاه این نغمه ناموزون را ساز می کنند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;پس از سی وسه سال بخشی از برنامه ای بنام افق در رادیوـ&amp;nbsp;تلویزیون VOA (آمریکا) به مصاحبه با یکی از جنایتکاران رژیم شاه اختصاص یافت جنایتکاریکه ازمرزهای وقاحت وشرم گذشته است ... &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;شاید بروشنی نتوان گفت که چه ماموریتی از سوی قدرتهای بیگانه برای این مصاحبه شونده درنظردارند ولی پخش این برنامه در پی پروژه ای بود که ازطرف بعضی امریکائی ها بنام اتحاد وهمبستگی برای دموکراسی در خارج ازکشوربرای ایران مدتی است کلید خورده است. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;دراینجا باید یادآوری شود که دموکراسی وآزادی صادراتی نیست وآنچه بیگانگان بنام دموکراسی بیاورند نه فقط در راستای منافع ملی مردم ایران نیست بلکه هدفی جزتامین وحفظ منافع بیگانگان نخواهد داشت. مردم ایران خود درراه دموکراسی و استقرار حاکمیت ملی درتلاشند ودر دامهای رنگارنگ نخواهند افتاد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;روزدوشنبه هفتم فوریه ۲۰۱۲ مصاحبه ای با پرویز ثابتی مرد شماره دو ساواک ایران در بیست سال پایانی حکومت پهلویها پخش گردید. رادیوتلویزیون امریکا سالهاست که در هرفرصتی برای برگرداندن آبروی برخاک ریخته شده دست اندر کاران حکومت پهلویها اقدام می کند اما این بار تهیه کنندگان برنامه به امیدی بس باطل وبیهوده تر از پیش به توجیه اعمال یکی از جنایت کارترین گردانندگان آن رژیم برآمده اند، سخن از فردی ۷۵ ساله بنام مردشماره ۲ ساواک مطرح نیست آنچه مطرح میشود بیست سال خیانتها وجنایت هایی است که درایران تحت عنوان امنیت داخلی انجام شده است. بنظرمیرسد این برنامه رادیو تلویزیون امریکا در راستای پاک کردن جنایات ساواک تنظیم شده بود. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;درسالهای بعد از انقلاب ۵۷ باید دادگاههای عادلانه با حضور هیئت منصفه وقوانین بین المللی تشکیل می شد وبه خیانت های چنین افرادی رسیدگی می کرد ومسئولین تباهی ها وسیاهی های آن روزگاران درپیشگاه ملت ایران ومردم آزاداندیش جهان بادلایل روشنی که موجود بوده وهست به مجازات می رسیدند ولی دریغا که چنین نکردند تا مردم ایران درجریان آنچه که درفقدان آزادی و دموکراسی بر ملت ایران گذشته مطلع شوند و پس از سی وسه سال یک آمر آبروباخته چون پرویز ثابتی نتواند از چنگال عدالت بگریزد وبعد ازسالها زندگی آرام در امریکا واروپا با ماموریتی دیگر وبرای پاک جلوه دادن یکی از سازمانهای سرکوبگر وجنایتکار به مصاحبه اقدام کند. گفته می شودآیت الله خلخالی درنخستین سال بعداز انقلاب اورا غیابی محکوم به مرگ کرده است، لیکن ثابتی ونظایر او باید در پیشگاه ملت برای اوامر شکنجه وکشتاری که داده اند پاسخگو باشند، کسیکه خودرا پژوهشگرمیداند و بین کشور ایران وامریکا سالهاست در رفت وآمداست با ثابتی گفتگوهایی کرده تا بصورت کتابی منتشر شود (هرچند درباره این محقق تردیدهای فراوان موجود است که دراینجا به آن نمی پردازم ) وپس ازین گفتگو است که رادیو امریکا به این بهانه با اومصاحبه می کند و ثابتی میدانی برای اظهار نظر پیدا می کند. گویا این سه دهه نه تنها از تزویر وبی شرمی وی نکاسته است بلکه وی می خواهد با توسل به دروغ وبا وقاحت سخنان شکنجه شدگانی که برخی خوشبختانه در قید حیاتند را تکذیب کند، بدرستی که بویی از شرم در پیشگاه مردم در وجودش نیست. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;پرویز ثابتی از بدو تشکیل ساواک جهنمی شاه به ریاست سرهنگ تیمور بختیار به این سازمان اطلاعاتی وامنیتی پیوسته وتا پایان سلطنت استبدادی پهلوی دوم، یعنی&amp;nbsp;درزمان ریاست پاکروان، نصیری ومقدم که در روزهای نخستین آغاز حکومت جمهوری اسلامی اعدام شدند همچنان مسئولیت های مهمی داشته است. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;در سازمان امنیت واطلاعات مرد شمارهً دومسئول "امنیت داخلی" ایران بوده است. به این معنی که همه حرکت های محدود کننده آزادیها ی فردی واجتماعی واحزاب واجتماعات با نظر مستقیم اداره ای بوده که این آمر شکنجه ریاست آنراداشته است. او خود می گوید که با سیا و موساد و اینتلیجنت سرویس نیزدر ارتباط سازمانی بوده است. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;درسازمان امنیت رژیم شاه هردگراندیشی مورد خشم وغضب قرار داشت. دارندگان اندیشه های مارکسیستی، نیروهای مذهبی که استبداد را نمی پذیرفتند و ملی گرایان همگی برابر مقررات&amp;nbsp;امنیتی می بایست&amp;nbsp;شدیدا تحت کنترل می بودند. گزارشی کافی بود که امنیت را بخطر افتاده انگارند و از زن و مرد تا کوچک و بزرگ گرفتار ماموران شکنجه گر ساواک شوند. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;در ایران جنایت علیه انسانیت&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;می شد.&lt;/strong&gt; مقاوم بودن، تسلیم دیکتاتوری نشدن بزرگترین جرم به حساب می آمد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;اگر به سالهای آخر آن رژیم نگاهی بیافکنیم تشکیل حزب فرا گیر رستاخیز را می بینیم که شاه در سخنانی در باره ی آن گفت ملت ایران فقط باید به اصول این حزب باورداشته باشند وگرنه جایی در ایرانزمین ندارند. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;پرویزثابتی در اجرای خشونت آمیزاین نوع فرامین نقش نخست را داشته است. گرچه آمار شمار دگراندیشانی که با انواع شکنجه های جسمی، جنسی و روانی در آن زمان &amp;nbsp;مورد آزار واقع شدند،&amp;nbsp;جایی دراین نوشته کوتاه ندارد، چون شاید نتوان از همه نام آورد، اما&amp;nbsp;در ساسر جهان بسیارند زندانیان شکنجه شده ای که حاضربه شهادت دردادگاهی برای رسیدگی به جنایات ثابتی&amp;nbsp;باشند. ثابتی چون اربابش شاه&amp;nbsp;از زنده یاد دکتر مصدق و جبهه ملی&amp;nbsp;دلی پر کین دارد&amp;nbsp;و درهرفرصت&amp;nbsp;می کوشد این کینه را که ریشه در دشمنی با حاکمیت ملی و آزادیخواهی دکتر مصدق دارد بیان کند. مرد شماره دو ساواک شاه وآمر شکنجه در زندانهای&lt;span style="background-color: white;"&gt;&amp;nbsp;امروز&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Arial; font-size: 14pt; line-height: 115%; mso-ansi-language: EN-GB; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-language: EN-US; mso-hansi-font-family: Calibri;"&gt; &lt;span style="background: lime; mso-highlight: lime;"&gt;&lt;span style="background-color: white;"&gt;که دستش از قدرت کوتاه است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;می گوید باشکنجه موافق نیستم ومزورانه می افزاید: درزمان دکتر مصدق این آقایان جبهه ملی،&amp;nbsp;که مردم آنان را سمبل دموکراسی وآزادیخواهی می دانند، درتمام مدت در زندانها مردم را شکنجه می کردند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ازکودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲قریب ۵۸ سال میگذرد وآنانکه برقدرت نشستند قبل وبعد از انقلاب ۵۷ اگر می توانستند دلیلی براین دروغ بی شرمانه داشته باشند، با امکانات وسیعی که داشته ودارند آن دلائل را علیه مصدق ونهضت ملی ایران بدون تردید اقامه می کردند. حال آنکه دنیا می داند که دکتر مصدق مظهر آزادیخواهی و دموکراسی در ایران است. صدها کتاب ومقاله وکنفرانس به زبانهای گوناگون در سراسر جهان درباره ی دکتر مصدق و جبهه ملی ایران منتشر شده است و دشمنان آزادی، استقلال و دموکراسی درایران نتوانسته اند برنام پاک و بلند این ابرمرد آزادیخواه خدشه ای وارد سازند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;بیگانگان نمی توانند دموکراسی های مهندسی شده خود را به ملت ایران تحمیل کنند، و ازآنجا&amp;nbsp;که اندیشه های مصدق را مانع راه خویش می بینند، چندیست بازمعدودی با کوشش بیشتر یاوه های جدیدی علیه راه مصدق پیش کشیده اند و پرویز ثابتی نیز یکی ازآنهاست. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;جنین است که یکی مدعی است که مصدق علیه شاه کودتا کرد و ماموری سر شکنجه گر نیز از شکنجه در دوران دکتر مصدق می گوید! اما راهی که دکتر مصدق گشود راه استقرار حاکمیت ملی و استقلال ایرانزمین بود و این راه است که سرانجام&amp;nbsp;آزادی و دموکراسی را برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;هشتم اسفند۱۳۹۰ تهران ـ مهدی مؤیدزاده &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-2066782717478472243?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2066782717478472243'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/2066782717478472243'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_4883.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-imXQ8LUB3ZU/T0uFFu8zrBI/AAAAAAAAGWk/RUJrtQn8d1g/s72-c/Moayedzadeh1.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-5288994932970188967</id><published>2012-02-27T08:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-27T11:24:44.306+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;اولین اسکار برای یک فیلم ایرانی، جدایی نادر از سیمین &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-hVKPgffFlJk/T0szRq-vQfI/AAAAAAAAGVk/WN4LdBthiL4/s1600/org-z13303134488a759fb8574429efd927bc4c11ecd5a3f1fdd1ae.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="265" lda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-hVKPgffFlJk/T0szRq-vQfI/AAAAAAAAGVk/WN4LdBthiL4/s400/org-z13303134488a759fb8574429efd927bc4c11ecd5a3f1fdd1ae.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران، جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار را از آن خود کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اصغر فرهادی در زمان دریافت جایزه به فارسی به مردم ایران سلام کرد و گفت: سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وی گفت: بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;iframe allowfullscreen="" frameborder="0" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/tQ4aNFK3l18" width="420"&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" style="text-align: justify;"&gt;﻿&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فیلم “جدایی نادر از سیمین” با نام انگلیسی “A Separation” در دو بخش فیلم خارجی و فیلم‌نامه در بین کاندیداهای این دوره از اسکار قرار داشت. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جدایی نادر از سیمین در بخش فیلم‌های غیر انگلیسی‌زبان، بافیلم‌های آقای لازار از کانادا، پانویس از اسرائیل، کله‌شق از بلژیک، و در تاریکی از لهستان رقابت کرد و این جایزه را از آن خود نمود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این در حالی است که فرهادی در بخش بهترین فیلمنامه نیز با فیلمسازانی چون وودی آلن برای فیلم میشل هازاناویسیوس برای فیلم آرتیست، نیمه‌شب در پاریس،آنی مامولو و کریستن وگ برای فیلم ساق‌دوش‌ها، و جی سی چندر برای فیلم مارجین کال به رقابت می پرداخت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جدایی نادر از سیمین تاکنون دهها جایزه بین المللی را از آن خود کرده است و فرهادی بر بام موفقیت سینمای ایران ایستاده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روز گذشته نیز، “جدایی نادر از سیمین” در بیست و هفتمین دوره جوایز سالانه اسپیریت جایزه بهترین فیلم بین‌المللی را از آن خود کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-Fyn4WHZJSTs/T0tZZ9j_zcI/AAAAAAAAGV0/th0f78HXPlA/s1600/436x328_83870_197247.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="251" lda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-Fyn4WHZJSTs/T0tZZ9j_zcI/AAAAAAAAGV0/th0f78HXPlA/s400/436x328_83870_197247.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فیلم سینمایی “جدایی نادر از سیمین” به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی اصغر فرهادی و با هنر نمایی لیلا حاتمی، پیمان معادی، ساره بیات، شهاب حسینی و جمعی از بازیگران سینمای ایران که در سال ۱۳۸۹ در جشنواره فیلم فجر موفق به کسب ۵ سیمرغ بلورین و ۲ دیپلم افتخار شد، در جشنواره های بزرگ بین المللی نیز خوش درخشید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در کنار ده ها جایزه بین المللی از جشنواره های مختلف در سراسر دنیا، جدایی نادر از سیمین موفق به کسب خرس طلایی جشنواره فیلم برلین به عنوان بهترین فیلم و جایزه گلدن گلوب برای بهترین فیلم خارجی شد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-5288994932970188967?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5288994932970188967'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5288994932970188967'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_27.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-hVKPgffFlJk/T0szRq-vQfI/AAAAAAAAGVk/WN4LdBthiL4/s72-c/org-z13303134488a759fb8574429efd927bc4c11ecd5a3f1fdd1ae.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1074457827867011143</id><published>2012-02-27T08:00:00.000+01:00</published><updated>2012-02-27T08:45:04.910+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;پرستو دو کوهکی آزاد شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-WyvDBc9PEJc/T0qQQtQDzJI/AAAAAAAAGVM/66Y2uouAMsU/s1600/136769249.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="328" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-WyvDBc9PEJc/T0qQQtQDzJI/AAAAAAAAGVM/66Y2uouAMsU/s400/136769249.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;پرستو دوکوهکی در تاریخ ۲۵ دی ماه ۱۳۹۰ توسط مأموران امنیتی در منزلش در تهران بازداشت و به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شده بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» دوکوهکی در حالی از زندان آزاد شد که یک روز قبل مرکز مبارزه با جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه‌ای با نام «عملیات چشم روباه» اتهامات سنگینی را متوجه وی کرده بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دوکوهکی با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دو کوهکی از سال ۱۳۷۷ با مجله فمینیستی «زنان» همکاری می‌کرد. همچنین همکاری با روزنامه‌های اصلاح‌طلبی چون یاس نو، اقبال، اعتماد ملی و شرق در کارنامه او است. وی در سال ۲۰۰۷ میلادی در دانشگاه سواز انگلستان و در رشته مطالعات رسانه دوره کارشناسی ارشد را گذرانده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وبلاگ او به‌نام «زن‌نوشت» در سال ۱۳۸۴ برنده جایزه بهترین وبلاگ ژورنالیستی دویچه وله شد. دوکوهکی همچنین پیش از این نیز یک بار در ۱۳ اسفندماه ۱۳۸۵ در یک گردهمایی مقابل دادگاه انقلاب در اعتراض به اتهاماتی که به سوسن طهماسبی، فعال حقوق زنان وارد کرده بودند، بازداشت شده بود.این روزنامه‌نگار در آن زمان همراه با ۳۲ زن دیگر به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» دستگیر شد و مدتی را در زندان اوین گذراند اما در چهارم خرداد ۱۳۸۹ در دادگاه از این اتهام تبرئه شد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دوکوهکی در سال‌های اخیر از فعالیت‌ روزنامه‌نگاری دست کشیده و در «بنیاد شریعتی» کار می‌کرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1074457827867011143?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1074457827867011143'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1074457827867011143'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_9947.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-WyvDBc9PEJc/T0qQQtQDzJI/AAAAAAAAGVM/66Y2uouAMsU/s72-c/136769249.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-5003466024760757487</id><published>2012-02-27T07:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-27T10:10:28.749+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;ملاقات آقازادهً رهبر، مجتبی خامنه ای با میر حسین موسوی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-3KF8iMnCxPU/T0qkfZw7_YI/AAAAAAAAGVU/M8hxH7Yjx8I/s1600/khamnei_mousavi_100729.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="265" lda="true" src="http://2.bp.blogspot.com/-3KF8iMnCxPU/T0qkfZw7_YI/AAAAAAAAGVU/M8hxH7Yjx8I/s400/khamnei_mousavi_100729.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;"شما کوتاه بیایید. وضعیت کشور خیلی بحرانی است"&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش منابع خبری جرس در تهران حجت الاسلام سید مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر جمهوری اسلامی حدود یک ماه قبل (اوایل بهمن ماه ۱۳۹۰) در آستانه یک سالگی حبس غیرقانونی رهبران جنبش سبز به ملاقات مهندس میرحسین موسوی می‌رود. در این ملاقات ابتدا مجتبی خامنه ای به میرحسین موسوی می گوید برای مشورت آمده ام. میرحسین موسوی پاسخ می دهد در این شرائط با کسی مشورتی ندارم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در نهایت مجتبی خامنه ای مطالبی با این مضمون به مهندس موسوی می گوید: شما کوتاه بیایید. وضعیت کشور خیلی بحرانی است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به سخنان مشروح فرزند رهبر جمهوری اسلامی - که اطلاعی از آن در دست نیست - قاطعانه می گوید: «اولا پاسخ آنچه را شنیدم به مقام رهبری خواهم داد به شرطی که دوربین و شنودی در کار نباشد و در این دیدار هیچکس غیر از من و ایشان حضور نداشته باشد. ثانیا فرصتی به من داده شود تا در تلویزیون بطور زنده با مردم سخن بگویم.»&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مجتبی خامنه ای بی آنکه به مقصود خود برسد با ناراحتی از زندان موسوی - که مشخص نیست کجاست - بیرون می آید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چندین روز پس از این ملاقات مهم پس از چندین ماه بی خبری مطلق از وضعیت مهندس موسوی و خانم دکتر زهرا رهنورد تماس کوتاه تلفنی بین این دو همراه جنبش سبز و فرزاندنشان برقرار می شود. در همان ابتدای مکالمه و پیش از احوالپرسی، مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که: «هیچ چیز عوض نشده» و خطاب به فرزندان خود گفته است: «دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» خبر این مکالمه تلفنی مهم در روز سوم اسفند ۱۳۹۰ در سایت کلمه منتشر شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چند روز بعد آقای خامنه ای در روز جمعه ۱۴ بهمن ۹۰ خطبه های جنگی خود را ایراد می کند. خبر منابع خبری جرس در اینجا به پایان می رسد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;انتشار این خبر در جرس نزدیک دو هفته برای اطمینان از صحت آن به تاخیر افتاد. از مفاد این ملاقات مهم جز همین خبر کوتاه اطلاعی واصل نشده است. انتشار همین بخش از این ملاقات مهم را با همه ابهاماتش مناسب تر از عدم انتشار آن دانستیم. پاسخ میرحسین موسوی به درخواست فرزند رهبری بسیار روشن و صریح است. اینکه مجتبی خامنه ای به نمایندگی پدرش رهبر جمهوری اسلامی به ملاقات موسوی رفته یا این ملاقات ابتکار شخصی خود وی بوده است، مشخص نیست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در هر دو صورت این ملاقات با چه هدفی صورت گرفته است؟ حداقل آن اطلاع از وضعیت میرحسین موسوی پس از تحمل یک سال حبس خانگی بوده است. آیا او متنبّه شده یا همچنان بر مواضع «فتنه گرانه» خود پافشاری می کند؟ احتمال دیگر کمک خواستن از موسوی در قبال بحران عمیق پیش روی کشور است، با چنین پیامی: برای حفظ امنیت کشور شما از مطالبات خود دست بکشید. اینکه کدام یک از دو احتمال یادشده محور سخنان مجتبی خامنه ای بوده است، خبری در دست نیست. تنها از پاسخ میرحسین می توان به برخی نکات دست یافت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;میرحسین موسوی هیچ پاسخی به پیک رهبری یا فرد متنفذ بیت رهبری نمی دهد. او می گوید پاسخ مشخص خود را تنها با خود آقای سیدعلی خامنه ای مقام رهبری در میان می گذارم. در حقیقت او از آنجا که از اوضاع بیرون از محبس خود بی خبر نگاه داشته شده، و احساس کرده این ملاقات تحمیلی می تواند دامی باشد برای سوء استفاده رژیم از آن، درخواستهای مجتبی خامنه ای را با ظرافت به درخواستی زیرکانه پاسخ داده است: سخن گفتن زنده با مردم از طریق تلویزیون. اگر بپذیرند که موسوی در موقعیتی طلایی با مردم راز درغلتیدن کشور به بحران را تشریح می کند و اگر نپذیرند ماهیت استبدادی خود را تثبیت کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعلاوه موسوی همچون کارشناسی باتجربه مذاکره با حاکمیت را رد نمی کند، بلکه می گوید طرف مذاکره با این همراه جنبش سبز شخص رهبری است نه هیچکس دیگر و البته مردم بلافاصله از طریق امین خودشان بطور زنده گزارش این دیدار را خواهند شنید. موسوی قاطعانه مذاکره در زندان را نمی پذیرد و درخواستهای مجتبی خامنه ای یا رهبری را اجابت نمی کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او در نخستین امکان تماس با فرزندانش بدون مقدمه نقشه محتمل زندان بانان را نقش برآب می کند. اگر قصد داشته باشند از این ملاقات تصویر دیگری واژگونه به مردم ارائه دهند، لذا قاطعانه پیشگیری می کند: «هیچ چیز عوض نشده، من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام.» انگار کسانی آمده اند تا او را به بهانه بحران از پیگیری مطالبات قانونی و برحق مردم منصرف کنند و او محکم ایستادگی می کند. او این احتمال را نیز می دهد که به دلیل نپذیرفتن درخواستهای رهبری یا پسرش همین ارتباط اندک تلفنی هرچند ماه یک بار با فرزندانش نیز قطع شود. لذا آنها را با خبر می کند میرحسین بر مواضعی که در منشور جنبش سبز و بیانیه هایش نوشته تا آخر ایستاده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اگر چه بخشهایی از این خبر مهم به دست ما نرسیده اما همین بخش اندک آنقدر گویا هست که مواضع محکم این همراه ارشد جنبش سبز را به اطلاع مردم برساند. شیر در زنجیر هم شیر است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-5003466024760757487?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5003466024760757487'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/5003466024760757487'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_9532.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-3KF8iMnCxPU/T0qkfZw7_YI/AAAAAAAAGVU/M8hxH7Yjx8I/s72-c/khamnei_mousavi_100729.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3260583466576588184</id><published>2012-02-27T07:20:00.000+01:00</published><updated>2012-02-27T10:11:26.067+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;مهران ادیب &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;توطئه دشمنان ایرانزمین در نهم اسفند ماه ۱۳۳۱ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-kRStV83Np-U/T0tHJFqfZyI/AAAAAAAAGVs/s7dzul8dB-o/s1600/237.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="178" lda="true" src="http://2.bp.blogspot.com/-kRStV83Np-U/T0tHJFqfZyI/AAAAAAAAGVs/s7dzul8dB-o/s400/237.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;علیه دکتر مصدق، &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;پیشوای نهضت ملی و ضد استعماری ایران&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از ملی شدن صنعت نفت که به پیشنهاد جانباخته راه آزادی دکتر حسین فاطمی و به رهبری دکتر مصدق انجام گرفت ، استعمار پیر بریتانیا که منافع نامشروع خود را بویژه در خاورمیانه سخت در خطر می دید ، اقدام به توطئه های گوناگونی برای از میان برداشتن دکتر مصدق و نابودی نهضت ملی ایران که موجب بیداری ملت های دربند استعمار و استبداد خاورمیانه و شمال آفریقا گردیده بود ، طرح ریزی و توسط مزدوران داخلیش اجرا می نمود . توطئه نهم اسفند ماه ، جهت به قتل رساندن دکتر مصدق، یکی از آن طرح های ننگینی بود که خوشبختانه با شکست روبرو گردید .در این توطئه ننگین جمعی از دستاربندان به رهبری آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی و آیت الله سید محمد بهبهانی وحجت الاسلام شمس قنات آبادی و...؛ جمعی از اوباش و چاقوکشان بد نام به سرکردگی شعبان بی مخ ( شعبان تاجبخش ) و طیب حاج رضائی و رمضان یخی ، همچنین کانون افسران باز نشسته به رهبری سپهبد شاه بختی و سرلشگر معینی ، و...؛ شرکت مستقیم داشتند &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;برنامه طرح ریزی شده بر این منوال بود که شاه و همسرش ثریا اسفند یاری در روز نهم اسفند ماه قصد سفر بخارج کشور را داشته باشند ، بدون صدور اطلاعیه از سوی دربار تا مردم از آن مطلع نگردند فقط هیأت دولت و شخص نخست وزیر در جریان مسافرت قرار گیرند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در روز نهم اسفند دکتر مصدق نخست وزیر کشور برای خداحافظی به کاخ سلطنتی که نزدیک منزلش بود رفت . در این زمان آیت الله کاشانی از شعبان بی مخ و جمعی از ارازل و اوباش خواست خودشان را به جلوی کاخ برسانند و جلوی مسافرت "شاهنشاه اسلام پناه " را بگیرند از سوی دیگر آیت الله بهبهانی با دار و دسته اش به جلوی کاخ آمدند تا مخالفت خود را با سفر شاه اعلام نمایند و گروهی از افسران باز نشسته نیز به جمع آنها پیوستند. حال چگونه این گروه ها مطلع شده بودند هواداران نظام پیشین باید پاسخ آنرا بدهند!! .برنامه بدین ترتیب طرح ریزی شده بود که پس از مراسم خداحافظی زمانی که دکتر مصدق از در کاخ خارج می شود اوباش حمله ور شده و او را بقتل برسانند. خوشبختانه دکتر مصدق پیش از خروج متوجه دسیسه شد و با راهنمائی یکی از کارکنان دربار که از اصل قضایا بی خبر بود از درب شمالی کاخ که کمی پائین تر ازمنزلش بود خارج شد و به خانه اش رفت . اوباش که متوجه خروج دکترمصدق از در دیگر کاخ شدند با عجله خود را به در خانه پیشوای نهضت ملی ایران رساندند تا اجرای امر نمایند که با خروج مصدق از حیاط پشت خانه و رفتن به ستاد ارتش این برنامه اهریمنی دشمنان ایران نیزبا شکست روبرو شد . &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;امروزه با افشای بخشی از اسناد محرمانه دولت های انگلیس و آمریکا همه چیز به روشنی آشکار شده است که ادامه دولت ملی دکتر مصدق موجب می شد تا دست دولت های استعمار گر از روی کشورهای جهان سومی بریده گردد و منافع نامشروع خود را ازدست بدهند . بهمین علت بود که در طی بیست و هفت ماه و اندی حکومت ملی دکتر مصدق ، از سوی عوامل خود فروخته دولت های انگلیس و شوروی سوسیالیستی و آمریکا ، توطئه های گوناگونی جهت سقوط دولت ملی و ضد استعماری ایران انجام می گرفت تا بالاخره با کودتای ننگین بیست و هشت مرداد موفق به اجرای هدف های اهریمنی خود شدند که نتیجه اش را امروزه همگان می بینیم . متأسفانه مزدورانی پیدا می شوند که خود را تاریخ شناس و مورخ و سیاستمدار و مبارز معرفی کرده و با بی شرمی تمام اراجیفی را سر هم کرده و علیه پیشوای نهضت ملی ایران برزبان آورده و یا می نویسند. ودر کمال وقا حت ، دکتر مصدق را عامل انگلیس ویا شوروی معرفی می کنند . این مزدوران اگر قدری شرف داشته باشند نه به اسناد فاش شده دولت های انگلیس و آمریکا بلکه فقط نگاهی به آخرین کتاب محمدرضا شاه " پاسخ به تاریخ " و" چهره هائی در آئینه " خاطرات اشرف پهلوی خواهر همزاد شاه بیاندازند تا ببینند چه کسی عامل و گوش به فرمان بیگا نه بوده است . برای نمونه به این بخش از آخرین نوشته شاه مخلوع توجه شود تا عامل سیه روزی ایران امروز را بشناسند و اگر ریگی در کفش ندارند از ملت ایران پوزش بخواهند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;" در مردادماه 1332 پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و انگلیس که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از بررسی اوضاع با کرمیت روزولت نماینده سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا ، برآن شدم که برای یافتن راه حلی وارد عمل شوم" ( پاسخ به تاریخ صفحه 73)&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شاهی که بر اساس قانون اساسی از دخالت در امورسیاسی کشور منع شده است . مخفیانه در نیمه های شب با فرستاده سازمان جاسوسی بیگانه نشست برگزار می نماید تا علیه دولت ملی کشورش طبق دستور بیگانگان وارد عمل شود.!!! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حال اگر گفته آیت الله خمینی را بعنوان یک پیشوای مذهبی در باره بی دینی مصدق دستآویز قرار بدهند نمی توان از آن ایرادی گرفت. . . &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیت الله خمینی در بهار سال یکهزار و سیصد و شصت پس از عزل آقای بنی صدر از مقام ریاست جمهوری ، خطاب به حاضرانی که در حسینیه جماران گرد آمده بودند گفت : &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"ملی گرائی از اسا س کفر است . نگذارید نامش را ببرم (منظور دکتر مصدق است ) او هم مسلم نبود می خواست به اسلام سیلی بزند که خداوند سیلی را به او زد . &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از دید ایشان مصدق مسلمان نبود بهمین جهت دست خدا از آستین آمریکا و انگلیس درآمد و به مصدق سیلی زد . اما باید از مریدان ایشان پرسید&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;" مرگ برآمریکا "&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دیگر چه صیغه ای است این توهین به خداوند نیست . ؟!! &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هم میهن گرامی :&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در حالی که زندان های قرون وسطائی نظام ولایت فقیه جایگاه جوانان مبارز و شخصیت های آزادیخواه گردیده و فساد و تباهی بر جامعه سایه شوم خود را آنچنان گسترانیده است که آقازاده ها و وابستگانشان در سایه حمایت آیات عظام مشغول تاراج ثروت های ملی و حیف ومیل بیت المال ملت تحت ستم ایران بوده و آنچه را به یغما می برند به خارج کشور منتقل می کنند تا چراغی باشد برای فردای تاریکشان . آنوقت ما روز به روز از هم فاصله گرفته و بهم می تازیم و اجازه می دهیم تا مزدوران بیگانه برای جلب نظر اربابان خود ، نوامیس ملی ما را مورد توهین قرار بدهند . در این زمان وظیفه تک تک ما ایرانیان چیست ؟ ساکت نشستن و بی تفاوت به قضایا نگریستن در شأن یک ملت با فرهنگ و آزاده نیست .سی ودو سال پیش ملت ایران یک پارچه بپا خاست تا آزادی و داد گری را در کشورش حاکم نماید و خود بر مقدرات کشورش حاکم گردد ولی بر اثر غفلت و اختلاف های شخصی و گروهی ، صف یک پارچه مردم از هم گسیخته شد و مشتی دستاربند دغلباز از نام دین سوء استفاده کرده و انقلابی را که می رفت تا سرمشق ملت های اسیر سلطه استبداد درجهان گردد به کجراهه کشاندند . باید با عبرت گرفتن از گذشته ، اختلاف ها را کنار گذاشت و برای رهائی کشور عزیزمان ایران از این گرداب مهلک در یک جبهه واحد گرد آئیم وبه کمک زنان دلاور و جوانان مبارزو کارگران غیور درون کشور که قهرمانه بپا خاسته اند و از ته دل فریاد مرگ بردیکتاتور سر می دهند و با این رشادت قابل ستایش، پایه های نظام جنایتگر دستاربندان را به لرزه درآورده اند ، بشتابیم نه اینکه از این جنبش خود جوش ملی هر گروه بخواهد بسود خود بهره برداری نموده و آنرا بخود نسبت دهد . خون هزاران جانباخته در عرض این سی و دو سال خاک پاک میهن ما را به رنگ سرخ درآورده است که ما بخود آئیم و یکپارچه شویم و با هر ایده و عقیده و مذهبی که داریم دست از اختلاف برداشته و در یک صف قرار گیریم تا برای همیشه آزادی و دادگری و مهرورزی را در گستره ایرانزمین برقرار سازیم . نباید از سیاست اهریمنانه نظام ولایت فقیه واهمه داشت که برای خنثی نمودن جنبش ملت ایران در این چند ماه اخیر دست به عملیات جنایتکارانه زده است .عاقبت دیکتاتورهای جهان سرنگونی است همچون هیتلر ، موسولنی ؛ صدام حسین ، قذافی ، مبارک و... در روزهای اخیر هم شاهد آینده اسد رئیس جمهور سوریه خواهیم بود که در سایه یک پارچگی ملت سوریه به ته دره بدنامی سقوط خواهد کرد مانباید از این جنبش های عقب بمانیم و تماشاچی باشیم ما ملتی هستیم در یک سده پیش که ملت های آسیا و آفریقا در خواب بودند برای رسیدن به آزادی ومردمسالاری به پاخاستیم ولی با افسوس بسیار تا خواستیم به خواسته خود جامه عمل بپوشانیم بعلت جدائی ها و اختلافات گروهی و شخصی نتوانستیم به آرمان های مقدس خود برسیم و تا امروز سرگردان و در برابر هم صف آرائی نموده ایم همان چیزی که خواست دیکتاتورها و دشمنان ایران بویژه نظام فاسد جنایتکار دستاربندان می باشد . &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هم میهنان گرامی ؛ بیائید اختلافات را کنار گذاشته دست به دست هم داده و یک پارچه شویم و از جنبش آزادیخواهانه زنان ؛ جوانان ؛ کارگران و دانشچویان مبارز حمایت کرده و درکنار آنها بایستیم و تا پیروزی کامل گام برداریم و با برقراری آزادی و دادگری و مهرورزی در سایه نظامی مردمسالار پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان میهن مان را برای هیشه برفراز قله رفیع دماوند به اهتزاز درآوریم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هشتم اسفند ماه یکهزار و سیصد و نود خورشیدی &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مهران ادیب &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3260583466576588184?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3260583466576588184'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3260583466576588184'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_1176.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-kRStV83Np-U/T0tHJFqfZyI/AAAAAAAAGVs/s7dzul8dB-o/s72-c/237.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1767760366504782644</id><published>2012-02-27T06:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-27T08:47:25.442+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: blue; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;به نام خدایی که آغوش آفرید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;نخبگان خاموش، پخمگان مدهوش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-Ma0ezLFX3ME/T0qo-yaBSVI/AAAAAAAAGVc/183K_5x7eek/s1600/200416_10150123900058930_95040933929_6337665_6321468_n.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="300" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-Ma0ezLFX3ME/T0qo-yaBSVI/AAAAAAAAGVc/183K_5x7eek/s400/200416_10150123900058930_95040933929_6337665_6321468_n.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;محمد نوری زاد: از رهبر و خبرگانی که بر رهبری نظارت نمی کنند، شکایت داریم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;سلام به رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه‌ای&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من صمیمانه و صادقانه اعتراف می‌کنم که شما از توانمندی‌های بسیاری برخوردارید که این توانمندی تنها و تنها مختص خود جناب شماست. مثلاً آقای رجب طیب اردوغان که در جهش همه جانبهٔ کشورش ترکیه به توفیق‌های بزرگ ملی و جهانی دست یافته، بهره‌ای از این توانمندی ندارد. یا اوباما و صد پشتِ اروپایی‌اش حتی. «چرا» یش را خواهم گفت. اما چه خوب اگرکه سخن مرا همچنان سخن یک دوست بدانید و ازاحالهٔ پایان کارمن به حضرت طائب – رییس ادارهٔ اطلاعات سپاه، یا همکاران اطلاعاتی‌اش – پرهیزفرمایید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آقای طائب گفته بود بعدِ انتخابات برای ما خواب‌هایی دیده است. اما صبوری‌اش به سررسید و نرسیده به انتخابات– همین هفتهٔ گذشته – جوانک دیپلمه‌ای را که در کارهای ابتدایی سایت به من کمک می‌کرد، بازداشت کرد و به جای نامعلومی برد. تا شاید با تکاندن او، چیزکی عایدش بشود. به حضرت ایشان بفرمایید: هرچه باشد من رهبرم و دیگران؛ مردم. و یکی از اولین شرط‌های رهبری صبوری است. و اینکه رهبر باید سخن تند مشفقان و منتقدان خویش را نوش جان کند و روی ترش نکند و دست به انتقام نبرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یک: ما و شما نخبگان را فرا خواندیم. نخبگانی با عمرهای کهن. با نعلین‌ها و عبا‌ها و عمامه‌هایی که به گمان خود از پیامبر بر پای و بر تن و بر سر داشتند. و بحث‌ها و درس‌های فراوان پشت سر. که بیایند و مجلس آرایی کنند. و طبق قانون، به کار رهبری نظارت کنند. و یا اگر رهبر به کسالتی و مرگی ناگهانی در افتاد، دیگری را بجویند و بر سریر رهبری بنشانند. و این البته عین قانون بود و هست. قانونی که گویا برای خاک خوردن نوشته شده بود و برای خود جایی درسخنان همارهٔ ما و شما می‌جست.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دو: هزینه‌های فراوانی برای انتخاب نخبگان صورت پذیرفت. هم به لحاظ مالی و هم هزینه‌هایی که از گوشت تن ما و تن خدا واسلام و پیامبرکند و بجایش زخم تازه نهاد. این زخم هنوز هست. البته تا شما هستید. مگرکه در این چند نفس بجای مانده به ترمیم و مداوای این زخم مهلک همت کنید. آیا صدای سخن مرا و التماس مرا می‌شنوید؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سه: توانمندی منحصربفرد شما از همینجا رخ نمود. طوری که نخبگان ازه‌مان ابتدا برای این گزینش می‌شدند تا به تأیید مکررشما اجتماع کنند. گویا سرلوحهٔ کارشان ازروزنخست همین بود. که تنها و تنها به بقای شما بیندیشند. و به خطاهای شما وآسیب‌هایی که از کانون رهبری شما به جان جامعه سرازیرمی شد کاری نداشته باشند. شما برای نخبگان دایره‌ای ترسیم کردید که جز بر آن قرار نگیرند. نخبه‌ای اگر از دایرهٔ حتمی‌اش گریز می‌کرد، ناسزاهای کمین کرده بکار می افتاد، همو که تا دیروز آیت الله مجاهد و نستوه و اهل مراقبه و مراتبِ بلندِ معنوی تبلیغ می‌شد، یک شبه منافق و مزدور و سر سپرده می‌شد، شیشه‌های خانه‌اش می‌شکست، و دیلم‌های مهیا به زیر مسجد ودفترش می‌رفت. اوباشان مذهبی را ما برای همین روز‌ها و برای همین آدم‌ها تربیت کرده بودیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چهار: قانون به انتخاب و حق نخبگان تأکید ورزیده بود. باید جای خالی بند بند آن پرمی شد. و شما با گزینش مکرر نخبگان خاموش، که هر از گاهی از هر کجا فرا بیایند و قیل و قال محتضرانه‌ای سر بدهند و همچنان از شما سپاس بگویند و بنای موجودیت خویش را در همین تأیید و تکریم تمام نشدنی شما بدانند، اجرای قانون را به ما و به جهانیان نشان دادید. که بله، می‌ببینید که ما انتخابات داریم و مردم نخبگان مورد اعتماد خویش را برمی گزینند تا مجلس خبرگان طبق قانون به وظایف محوله‌اش عمل کند! چه وظایفی؟ معلوم است. اینکه پرسیدن ندارد. پیش از داوطلب شدن این وظایف مو به مو به همهٔ نخبگان تفهیم شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پنج: من بنای توهین به نخبگان این سالهای سپری شده ندارم. بل که می‌گویم بجای نخبگانی که در این سال‌ها به مجلس خبرگان راه یافته‌اند و صباحی بعد جای به دیگران سپرده‌اند، با اعتنا به عمر‌ها و تخصص‌ها وکتاب‌هایی که شیرازه‌اش ازهم دریده‌اند، اگر قصابان و جوشکاران و گله داران بر صندلی‌های مجلس خبرگان می‌نشستند، نتیجه آیا همین نمی‌شد که شده است؟ تأیید مکرر یک رهبر که نیاز به خبرگی ندارد. و به این همه هیاهوی علم و معرفت و تخصص دینی و شیعی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;شش: نخبگان هر از چندی از کنار آشفتگی‌های شهر‌ها و استان‌های خود و تماشای تأثیرخطاهای جناب شما می‌آمدند ومی نشستند و مثل یک موجود رام و یک ابزار بی ارادهٔ کوکی زبان به تقدیر و سپاس شما می‌گشودند و جای خالی‌‌ همان بندهای فلک زده قانونی را پرمی کردند و به صندلی نخبگی شهرخویش باز می رفتند. ‌ای دریغ و درد که این ستایش مکرری که نخبگان شما در این سال‌ها به اسم نخبگی برآورده‌اند، از باربران محترم صنف مسگران نیز بر می آمده است. ما و شما در این ملک نخبگی را فرو کشتیم آقا. و تعریف تازه‌ای از نخبگی آراستیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هفت: اخیراً خبری از جناب شما منتشر شد که فرموده بودید به خبرگان اجازهٔ ورود به جزییات کارهای خویش نمی‌دهید. و راهنمایی فرموده بودید که خبرگان باید به کلیات وظایف رهبری بپردازند. من کاری به درستی یا نادرستی این خبر ندارم. بل می‌گویم نخبگانِ این سال‌ها – بنا به‌‌ همان تفهیم روز نخست – دره‌مان کلیات هم مجاز به دخالت نبوده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;هشت: بله، من نیز چون شما قبول دارم که نباید به جزییات کار رهبری ورود کرد. مثل دزدیدن وسایل کار نوری زاد که بیش از دو سال ونیم از زمان دزدیدنشان توسط مأموران وزارت اطلاعات و سپاه می‌گذرد و هیچ دستگاهی نیز پاسخگوی مراجعات مکرر او نیست. من خود می‌پذیرم که شأن رهبری نه در اندازه‌ای است که به یک چنین قضایای پیش پا افتاده دخول کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نه: اما مثلاً قتلهای زنجیره‌ای آیا یک کار جزیی است یا کلی؟ که رهبری یک پوزش مختصر از مردم نخواست. که ‌ای مردم، من رهبر بودم و در زمان رهبری من یک چنین فاجعه‌هایی رخ داد. بیایید و مرا ببخشایید. یا برآوردن پدیدهٔ لرزانی چون احمدی‌نژاد؟ و اصرار بر بقای او با وجود دزدی‌های فراوان او و همراهانش؟ یا رعبی که بر چهارستون مجلس شورا و یا رعبی که بر همین مجلس خبرگان نشسته؟ این آیا یک امرجزیی است یا کلی؟ یا برآوردن دستگاه فشل قضایی که به یک تلفن بیت شریف، بشود جوان ماجراجو و فاجعه آفرینی چون مرتضوی را بر مسند دادستانی نشاند و با‌‌ همان تلفن، مسیر قانون را در دستگاه قانونگذار برگرداند؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;رهبرگرامی،&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ده: فشردن خبرگان در یک تُنگِ تَنگ، و تخلیهٔ ارادهٔ آنان، تنها و تن‌ها در تخصص ما و شما بوده است. و بدیهی است که اگر نیک به این «آکواریم» منحصربفرد بنگریم، جز زخم بر تن قانون و خدا و پیغمبر و قرآن و البته: مردم، نمی‌بینیم. شما با تخلیهٔ اراده از نمایندگان مجلس خبرگان، ارثیهٔ ناجوری برای مردم و برای رهبری بعد از خویش بجای می‌نهید. مگر که به سخن خدا گوش دل بسپارید و بجای سخن نمامان و سخن چینان و هیولایان، سخن خوبان خدا را شنود کنید.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یازده: مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دوازده: نمایندگان مجلس خبرگان می‌توانستند به حساب های پولی پنهان شما و هدردادن سرمایه‌های همه جانبهٔ آحاد مردم در افغانستان وعراق و سوریه و لبنان و فلسطین اعتراض کنند که نکردند. ما خود مگر کم نیاز داشتیم که باید از جیبمان بدر برده می‌شد و به جیب دیگران ریخته می‌آمد؟ آن هم بدون رضایت ما! خبرگان می‌توانستند به دخالت‌های پرخسارت جزیی و کلی شما در کار‌ها اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به حمایت شما از پدیدهٔ شرم آوری چون احمدی‌نژاد اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به فاجعه‌های دوسال پیش و زندانی کردن‌های بی‌دلیلی که به دستور مستقیم جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد اعتراض کنند که نکردند. اگر بنا بر دیدن این همه فاجعه است و بنا بر اعتراض نکردن، خوب مادربزرگ‌های روستایی ما نیز می توانستند برصندلی‌های مجلس خبرگان بنشینند و از آوازهٔ خبرگی به‌‌ همان تأیید مکررش بسنده کنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سیزده: نمایندگان مجلس خبرگان اگر نمایندگان واقعی ما بودند، می‌توانستند به از ریخت افتادن شأن جهانی کشورمان ایران در حوزه‌های وسیع اقتصادی و سیاسی و نظامی و نقش شما در این به خاک افتادگی دخالت کنند. می‌توانستند به ریخت و قیافه‌ای که شما از سپاه پرداخته‌اید اعتراض کنند. دزدان فربه را مگر جز درسپاه می‌توان یافت؟ کجایند نمایندگان و خبرگان واقعی؟ این کهنسالان خموش، فردا پاسخ خدا و این مردم را چه خواهند داد؟ نماینده شدند که سکوت کنند؟ و جز سپاس نگویند؟ پخمگان و هالوهای مدهوش مگر از این استعداد بی‌بهره‌اند؟ ما را که فریاد رسی نیست. پس چرا فریاد نزنیم‌ ای خدا و‌ ای علی مرتضا شما شاهد باشید که ما بعنوان شهروندان این نظامی که مدعی مسلمانی است، از رهبر و خبرگانی که باید بر کارهای رهبری نظارت کنند و نمی‌کنند شکایت داریم. دستگاه های مخوف اطلاعاتی و امنیتی و قضایی راه بر ما بسته‌اند و ریسمان اوباشان مذهبی را برای آسیب ما و ساکت کردنِ ما واگشوده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چهارده: من این نوشته را در چهارده بند به پایان می‌رسانم. به نیت چهارده معصومی که شما بدان‌ها سخت مشتاق و پای بندید. تنها یک پرسش و: تمام. آیا اگر همین کارهای شما را شاه پهلوی می‌کرد، او را تأیید می‌کردید؟ یا نه، بر او بر می آشفتید و گریبان چاک می‌زدید و دنیا را خبرمی کردید؟ نمی‌دانم این روز‌ها آیا دلتنگ آغوش خدا شده‌اید یا نه؟ می‌خواهید نشانی‌اش را بدهم؟ آغوش مردم!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بدرود تا پنجشنبهٔ آینده پنجم اسفند ماه سال نود&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;با احترام و ادب محمد نوری زاد&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;منبع: وب سایت محمد نوریزاد&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1767760366504782644?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1767760366504782644'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1767760366504782644'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_3411.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-Ma0ezLFX3ME/T0qo-yaBSVI/AAAAAAAAGVc/183K_5x7eek/s72-c/200416_10150123900058930_95040933929_6337665_6321468_n.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-3706944225976583614</id><published>2012-02-26T11:45:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T11:46:20.529+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-mk0kbaw0Zs4/T0QCN8N_XKI/AAAAAAAAGRM/qDa2veNFBDo/s1600/logo.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-mk0kbaw0Zs4/T0QCN8N_XKI/AAAAAAAAGRM/qDa2veNFBDo/s1600/logo.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ما برنامه ی نظامی ـ سیاسیِ اسرائیل علیه تمامیت و موجودیت ایران را به شدّت محکوم می کنیم &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;دکتر علی راسخ افشارـ دکتر پرویز داورپناه ـ علی شاکری زند ـ مهندس مهدی مقدس &lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;زاده&lt;/span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;a href="http://www.ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_6013.html"&gt;ادامه مطلب &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-3706944225976583614?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3706944225976583614'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/3706944225976583614'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_3555.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-mk0kbaw0Zs4/T0QCN8N_XKI/AAAAAAAAGRM/qDa2veNFBDo/s72-c/logo.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6765267607152193416</id><published>2012-02-26T11:40:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T11:48:31.263+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;هاآرتص: ما با جنگ زنده‌ایم! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-uGzojWsVHxo/T0jsXQQaOaI/AAAAAAAAGUc/gfr1dLaNlbc/s1600/570730610_orig.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" lda="true" src="http://1.bp.blogspot.com/-uGzojWsVHxo/T0jsXQQaOaI/AAAAAAAAGUc/gfr1dLaNlbc/s400/570730610_orig.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;«تمدن‌‌هایی هستند که در آن‌ها واژه «جنگ» با ترس و لرز بیان می‌شود؛ اما نه در اسرائیل که &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;«جنگ بعدی» شب‌‌ها با ما به خواب می‌رود و صبح با ما قهوه می‌نوشد...».&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;روزنامه&amp;nbsp;اسرائیلی «هاآرتص» امروز با انتشار مطلبی به ریشه‌یابی دلایل پافشاری مقامات این رژیم به جنگ با ایران پرداخته و نتیجه گرفته که مهمترین دلیل این امر، سرشت جنگ طلب رژیم&amp;nbsp;اسرائیل است و این ویژگی از آغاز تاکنون همواره عاملی ثابت بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به گزارش «تابناک»، تحلیلگر ‌‌هاآرتص با بیان اینکه امروز همه مردم در رژیم&amp;nbsp;اسرائیل از «جنگ بعدی» سخن می‌گویند، به بخشی از اظهارات ژنرال «بنی گانتز»، رئیس ستاد ارتش رژیم&amp;nbsp;اسرائیل اشاره می‌کند که در آن، بر آماده‌سازی نیروهای این رژیم برای جنگ در جنوب این کشور صحبت شده بود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;با این حال، این تحلیلگر می‌گوید: اگر این جنگ در جنوب نباشد، در شمال و اگر در شرق نباشد، در غرب خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وی در ادامه می‌نویسد: «تمدن‌‌هایی هستند که در آن‌ها واژه «جنگ» با ترس و لرز بیان می‌شود؛ اما نه در اسرائیل که «جنگ بعدی» شب‌‌ها با ما به خواب می‌رود و صبح با ما قهوه می‌نوشد...».&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وی با بیان اینکه هر بار نشانه‌ای از صلح در رژیم صهیونیستی بوده، این رژیم به سرعت از آن فاصله گرفته و به جنگی جدید روی آورده است، ادامه می‌دهد: هنگامی این باور چیره شود، که منازعه حل شدنی نیست؛ «جنگ بعدی» نقش طبیعی خود در زندگی مردم این رژیم را دوباره بازی خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;این تحلیلگر می‌نویسد: در تاریخ رژیم اسرائیل، همواره مسأله‌ای بوده که به نام «تهدید حیاتی» از آن یاد شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وی همچنین به سازمان آزادی‌بخش فلسطین، جمال عبدالناصر، صدام حسین، یاسر عرفات و سید حسن نصرالله اشاره کرده و می‌گوید: گویا اینک نوبت ایران است تا به عنوان چنین تهدیدی از سوی مقامات این رژیم معرفی شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وی در پایان نتیجه می‌گیرد، حتی اگر تهدید ایران هم مطرح نبود، تهدید دیگری از سوی مقامات این رژیم مطرح می‌شد و جای آن را می‌گرفت. همچنین به باور وی، حتی اگر همه دنیا هم&amp;nbsp;اسرائیل را به استفاده از گزینه‌‌های دیپلماتیک و ابزارهای غیرنظامی دعوت کنند، این رژیم نمی تواند چنین ابزارهایی را بشناسد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6765267607152193416?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6765267607152193416'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6765267607152193416'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_2931.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-uGzojWsVHxo/T0jsXQQaOaI/AAAAAAAAGUc/gfr1dLaNlbc/s72-c/570730610_orig.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1181413025769772705</id><published>2012-02-26T11:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T11:48:19.178+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;نلسون ماندلا در&amp;nbsp;بیمارستان بستری شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/--VjzlgxscXc/T0j3XDEpjXI/AAAAAAAAGUk/6nwMkJy7wSc/s1600/69907_LhGwO0wa.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="216" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/--VjzlgxscXc/T0j3XDEpjXI/AAAAAAAAGUk/6nwMkJy7wSc/s320/69907_LhGwO0wa.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;من باور دارم ... که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000;"&gt;به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;فرارو: پزشکان گفته اند که بستری شدن او به دلیل یک بیماری مزمن بوده است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;یک سخنگوی رییس جمهور کنونی آفریقای جنوبی گفته است که حال عمومی آقای ماندلا در بیمارستان خوب است و خطر جدی سلامت او را تهدید نمی کند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;وی حاضر نشد در خصوص خبرهای غیر رسمی مبنی بر عمل جراحی آقای ماندلا اظهار نظر کند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;بیمارستان محل مداوای آقای ماندلا هم مشخص نیست اما برخی ناظران گفته اند که وی از محل سکونت خود به یک بیمارستان نظامی در پرتوریا، پایتخت آفریقای جنوبی، منتقل شده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;آخرین باری که آقای ماندلا در انظار عمومی حاضر شد، حدود دو سال پیش در جریان مسابقات جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۱۰ بوده است که با میزبانی آفریقای جنوبی برگذار شد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ماندلا که ۹۳ سال سن دارد و برنده جایزه صلح نوبل است، برای بسیاری یک قهرمان مقابله با تبعیض نژادی در آفریقا تلقی می شود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;او که ۲۷ سال از عمر خود را در دوره حکومت تبعیض نژادی در زندان سپری کرده است، پس از سقوط نظام تبعیض نژادی و در فاصله سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ اولین رییس جمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;یادداشتی بسیار آموزنده از نلسون ماندلا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-8g0m5yzG6ss/T0j7SS8U9QI/AAAAAAAAGUs/3imKv465Yqw/s1600/W300px_happy-birthday-nelson-mandela-180711.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="223" lda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-8g0m5yzG6ss/T0j7SS8U9QI/AAAAAAAAGUs/3imKv465Yqw/s400/W300px_happy-birthday-nelson-mandela-180711.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواهم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام دهد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از اینکه چه احساسى داشته باشیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم، او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که نباید خیلى براى کشف یک راز کند وکاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;من باور دارم ...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-1181413025769772705?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1181413025769772705'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/1181413025769772705'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_5145.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/--VjzlgxscXc/T0j3XDEpjXI/AAAAAAAAGUk/6nwMkJy7wSc/s72-c/69907_LhGwO0wa.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-7637833345658103669</id><published>2012-02-26T10:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T13:56:00.582+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;تهمینه منزوی، عکاس اجتماعی بازداشت شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;table align="center" cellpadding="0" cellspacing="0" class="tr-caption-container" style="margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-uzWsHvPN20M/T0oLKXJo9vI/AAAAAAAAGU0/0xphBNAwP-U/s1600/tahmineh_monzavi_bride_011.png" imageanchor="1" style="margin-left: auto; margin-right: auto;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://2.bp.blogspot.com/-uzWsHvPN20M/T0oLKXJo9vI/AAAAAAAAGU0/0xphBNAwP-U/s1600/tahmineh_monzavi_bride_011.png" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="tr-caption" style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: small;"&gt;عکس از تهمینه منزوی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;﻿&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;تهمینه منزوی عکاس حوزه مستند اجتماعی هفته گذشته در محل کار خود بازداشت شد و پس از گذشت حدود یک هفته از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به گزارش خبرنگار کلمه، ماموران امنیتی شنبه ۳۰ بهمن‌ماه با حضور در آتلیه‌ای که خانم منزوی در آن مشغول به کار است او را به همراه کامپیوتر و سایر وسایل شخصی‌ بازداشت کردند. ماموران امنیتی پس از تفتیش محل محل کار او به منزل این عکاس رفته و آنجا را نیز مور تفتیش و بازرسی قرار داده و سپس تهمینه منزوی را با خود می برند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;این عکاس ۲۲ ساله برنده جایزه عکس شید (که توسط عکس آنلاین برگزار می‌شد) است و همچنین جایزه استعداد جوان سال ۱۳۹۰ در زمینه عکاسی مستند اجتماعی را نیز از آن خود کرده است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;خانواده او پرای پیگیری وضعیت فرزندشان به اوین رفته اما پاسخی نگرفته اند و به آنها گفته شده که فعلا قرار نیست آزاد شود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-7637833345658103669?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7637833345658103669'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/7637833345658103669'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_6436.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-uzWsHvPN20M/T0oLKXJo9vI/AAAAAAAAGU0/0xphBNAwP-U/s72-c/tahmineh_monzavi_bride_011.png' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-6045382370646582711</id><published>2012-02-26T10:00:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T12:44:19.835+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;ناصر فكوهي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;نسبت فرهنگ و خودشيفتگي &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-areERDb5ZRQ/T0OjfhDrfMI/AAAAAAAAGQM/oA1qKSu3uEA/s1600/imagesCAPYDNO2.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" lda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-areERDb5ZRQ/T0OjfhDrfMI/AAAAAAAAGQM/oA1qKSu3uEA/s1600/imagesCAPYDNO2.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;strong&gt;خودشيفتگي (narcissism) را مي‌توان موقعيتي ذهني تعريف كرد كه يك فرد يا يك گروه اجتماعي در قالب آن درباره خود دچار نوعي توهم مثبت و مبالغه‌آميز باشد. اگر توهم منفي سبب نوعي تحقير خويشتن و زمينه‌اي براي فرهنگ‌پذيري به حساب مي‌آيد، خودشيفتگي مي‌تواند برعكس زمينه‌هايي را ايجاد كند كه فرد در برابر محيط بيرون خود، چه محيط بلافصل و چه محيط دورادور، به گرد خويش حصار بكشد و با قرار دادن واقعي يا توهمي خود درون اين «جزيره» امن، به خود نوعي مصونيت غيرواقعي نسبت به آن محيط بدهد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;بحثي كه ما در اينجا به دنبال آن هستيم از اين اصل اوليه حركت مي‌كند كه مورد پذيرش و تاكيد اكثر انسان‌شناسان و فرهنگ‌شناسان است: اينكه خودمحوربيني&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="color: blue;"&gt;&amp;nbsp;فرهنگي اصلي تقريبا جهانشمول در ميان فرهنگ‌هاي مختلف به شمار مي‌آيد به صورتي كه حتي در ساختارهاي زباني – همان‌گونه كه فرانسواز هريتيه انسان‌شناس و استاد كلژ دو فرانس اخيرا در گفت‌وگويي با روزنامه لوموند 11 فوريه 2012 بر آن تاكيد كرده است– نيز خود را نشان مي‌دهد: در اكثر زبان‌ها وقتي از «ما» صحبت مي‌شود از آن معنايي نزديك به «انسان» فهميده مي‌شود و به نسبتي كه از اين مركز معنايي فاصله مي‌گيريم «آنها»يي تعريف مي‌شوند كه زباني ديگر و كم‌ارزش دارند (همچون بربرها براي يونانيان) يا ديگراني كه اصولا در رده انسان‌ها قرار مي‌گيرند (همچون «وحشي»هاي سرخپوست براي اروپايي‌هاي قرون 18 و 19). بنابراين خودشيفتگي را فراتر از مفاهيم و تعاريف روان‌شناسانه‌اش، بايد يك آسيب اجتماعي و فرهنگي به حساب آورد زيرا سبب مي‌شود كه واقع‌بيني يك گروه نسبت به خود او از ميان برود و رفته‌رفته و تا مراحلي كه مي‌توانند بسيار حاد باشند ساختارهاي اسطوره‌اي و خيالي جايگزين آنها شوند. پرسشي كه اكنون در رابطه با فرهنگ ايراني پيش مي‌آيد اين است: آيا ما كمتر يا بيشتر از ديگر فرهنگ‌ها در معرض خودشيفتگي قرار داريم و با چه آسيب‌ها و تبعاتي؟ در نگاهي نخستين و براي آنكه پاسخي اوليه به اين پرسش بدهيم بايد بگوييم كه برخورداري از يك تمدن باستاني يا نوعي تداوم تاريخي كه خود را در اشكال زبان‌شناختي، مادي و ذهني نشان مي‌دهد (همان‌گونه كه در مورد ايران وجود دارد) به ويژه زماني كه موقعيت كنوني آن تمدن با موقعيت‌هاي تاريخي آن يا موقعيت‌هاي متصورشده يا پنداشته‌شده تاريخي آن، همخواني نداشته باشند مي‌توانند منبعي اساسي براي سوق دادن آن فرهنگ به طرف خودشيفتگي باشند. اين مورد درباره كشور ما تا حد زيادي صدق مي‌كند. به نظر مي‌رسد كه ايرانيان (البته بيشتر گروهي از نخبگان منظور نظر است) نسبت به خود، رابط دروني فرهنگ خويش و رابطه فرهنگ خود با ساير فرهنگ‌ها دچار نوعي خودشيفتگي‌اند كه از حد خودمركزبيني رايج ميان اكثر فرهنگ‌ها فراتر رفته و آثار سوء آسيب‌شناسانه‌اي نيز داشته و دارد. اما بعد ديگري از اين خودشيفتگي در رابطه با جهان است: شايد لازم به يادآوري زيادي نباشد كه بسياري از ايرانيان خود را از هر لحاظ «گل سرسبد» تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي جهان مي‌شناسند و اينكه از آنها تجليل و تمجيد شود را امري بسيار «طبيعي» ارزيابي مي‌كنند. اما در اين ارزيابي ابدا توجهي به اين نكته نمي‌كنند كه در جهان كنوني در بسياري موارد مولفه‌هاي ديگري به جز فرهنگ‌هاي ملي، «ارزش ذاتي» يك اثر يا يك هنرمند يا شخصيت و غيره مبناي اين ارزيابي‌ها براي «افتخارآفريني» است كه گاه حتي در تضاد با آن مولفه‌ها قرار دارند. و آنچه در خودشيفتگي فرهنگي خطرناك مي‌نمايد نيز دقيقا همين گونه آسيب‌هاست كه موقعيت‌هاي متعارف و پايدار را از ميان برده و به جاي آنها موقعيت‌هاي مقطعي اسطوره‌اي را قرار مي‌دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-6045382370646582711?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6045382370646582711'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/6045382370646582711'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/narcissism.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-areERDb5ZRQ/T0OjfhDrfMI/AAAAAAAAGQM/oA1qKSu3uEA/s72-c/imagesCAPYDNO2.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-178446644767982757</id><published>2012-02-26T09:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-26T11:46:46.417+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;علی کشتگر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&amp;nbsp; پروژه جانشینی مجتبی خامنه ای! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-GzdBd03xPEM/TzZPaXsxLsI/AAAAAAAAGGI/TVGLAvdgGCM/s1600/imagesCA3MEB1A.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" sda="true" src="http://3.bp.blogspot.com/-GzdBd03xPEM/TzZPaXsxLsI/AAAAAAAAGGI/TVGLAvdgGCM/s1600/imagesCA3MEB1A.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;حداد عادل می گوید:" دشمن مدت هاست روی تخریب آقا مجتبی کار می کند و تحت عنوان آقا زاده ایشان را مطرح می کنند که انصافا از آن بی اخلاقی های بزرگ دوران است. ایشان همان گونه که حضرت آقا فرمودند خودشان آقا هستند. اگر کسانی گرد شمع وجود ایشان جمع می شوند به خاطر اندیشه والا، روحیه انقلابی، ساده زیستی و عطر افشانی معنوی ایشان است...از دوستان دیگر بپرسید و تحقیق کنید. بعد از حضرت آقا با بصیرت ترین فرد و انقلابی ترین فرد در کشور کیست؟ یقینا نفر دوم هستند در کشور.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;" &lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;نخستین چهره جمهوری اسلامی که از نقش مجتبی خامنه ای در کنش ها و تصمیمات پشت پرده جمهوری اسلامی پرده برداشت، مهدی کروبی بود. زمانی که محمود احمدی نژاد به دور دوم انتخابات سال 84 رفت، کروبی علنا از دخالت مجتبی خامنه ای در انتخابات پرده برداشت. در کودتای انتخاباتی 22 خرداد نقش مجتبی خامنه ای آشکارتر شد و برای نخستین بار مردم علیه او شعار دادند (مجتبی بمیری رهبری را نبینی).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;از آن زمان تابه امروز این شایعه که مجتبی خامنه ای برای جانشینی پدر آماده می شود روزبه روز قوت بیشتری گرفته است. در سالهای گذشته برای مهیا کردن زمینه جانشینی سید مجتبی خامنه ای عوامل مورد اعتماد بیت رهبری در پستهای حساس نظامی و امنیتی رژیم گماشته شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حذف چهره های استخواندار و تاریخی جمهوری اسلامی از صحنه و برگماشتن مهره هایی که به خودی خود ریشه و نفوذی در دستگاههای دولتی ندارند وهویت و قدرتشان از بیت رهبری کسب می کنند در سالهای اخیر گام به گام و به دقت توسط شخص مجتبی خامنه ای و پدرش دنبال شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;درک و تحلیل این مساله که چرا بیت رهبری کودتای انتخاباتی 22 خرداد 88 را مهندسی کرد، چرا کسانی مثل هاشمی رفسنجانی را تحمل نمی کند، چرا فرماندهان صاحب نام و نفوذ سپاه را در سالهای گذشته به حاشیه رانده اند؟ و چرا مجلس خبرگان و مجلس شورا تا به این حد، بی اختیار و بی مقدار کرده؟ بدون ارتباط دادن آن با پروژه جانشینی مجتبی خامنه ای ناممکن است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;خامنه ای بدون این پروژه نیازی به سرکوب و حذف تمام چهره های مسوول سالهای رهبری آیت اله خمینی و حذف اصلاح طلبان از قدرت که هزینه های سنگینی را به نظام حاکم و شخص خامنه ای تحمیل کرده است، نمی توانست داشته باشد. اما وقتی قرار بر آن باشد که جمهوری اسلامی به نظام سلطنتی اسلامی سلسله خامنه ای تبدیل شود، طبعا باید همه چهره ها و کانون های احتمالی مانع ومخالف با این دگردیسی نظام از میان برداشته شوند و محافل نظامی و امنیتی تحت رهبری خامنه ای و آقازاده او بر همه ارکان نظام مسلط شوند. این مرحله که فاز نخستین پروژه موروثی کردن جمهوری اسلامی به شمار می رود، اینک تقریبا کامل شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;فازدوم نشاندن شجره خامنه ای در هاله تقدس و همزمان تقدس زدایی از آیت اله خمینی است. چرا که هنوز روشهای خمینی و چهره های تاریخی مورد اعتماد او تهدیدی بزرگ برای عملی کردن پروژه سلطنتی کردن جمهوری اسلامی است. به همین منظور است که مبلغان و مداحان در بی اعتبار کردن چهره های دوره آیت اله خمینی و شخص بنیان گذار نظام و همزمان تقدیس خامنه ای به هر کاری مجاز می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;"امام خامنه ای" لقبی که رسانه های وابسته به بیت رهبری و مداحان، مدتی است برای خامنه ای برگزیده اند، بصیرت خداداد خامنه ای و برعکس ساده لوح وانمود کردن خمینی که سخنرانی حداد عادل نمونه ای از آن ارائه می کند، برنامه ای است که با پیگیری در میان سپاه و بسیج تبلیغ می شود. خامنه ای بر خلاف خمینی از آغاز نیت همه را می داند و در صراط مستقیم فریب اطرافیان را نمی خورد. برای پیشبرد این گونه تبلیغات عوامفریبانه چه کسانی بهتر از آنانی که در دوره رهبری آقای خمینی مطرود و یا در حاشیه بودند و امروزه برای پیشبرد منویات خامنه ای میداندار شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;مصباح یزدی، محمد یزدی، و جریان موسوم به انجمن حجتیه که اعضای آن در بارگاه خامنه ای قرب و منزلت پیدا کرده اند، همگی این روزها برای تقدیس خامنه ای و فرزند او و انتقام وانتقاد از آیت اله خمینی و اطرافیان او که در زمان مسوولیت خود این دسته ها را به حاشیه رانده بودند به صحنه آورده شده اند. گوشه ای از این فعالیتهای پشت پرده را می توان در سخنرانی عضو پیشین انجمن حجتیه، حداد عادل پدر خانم مجتبی خامنه ای که اخیرا برای گروهی از فرماندهان سپاه ایراد شده مشاهده کرد.(متن این سخنان حداد در "روزآن لاین" و "میهن" آمده است) حداد عادل در این سخنرانی ابتدا از ساده لوحی و خوشباوری خمینی سخن می گوید و آنگاه از اطرافیان بی لیاقت او حرف می زند و بعد خامنه ای را نابغه ای بی لغزش و مقدس وانمود می کند و در نهایت نیز مجتبی خامنه ای را پس از رهبر با بصیرت ترین و لایق ترین فرد برای رهبری جمهوری اسلامی معرفی می نماید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حداد می گوید: &lt;/span&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;"امام خمینی نیت و باطن خالصی داشت. اما در سن هفتاد و شش سالگی رهبری نظام را برعهده گرفت که بعضا اطرافیانی آلوده داشت... شما این هایی که در بیت حضرت امام بودند و زمانی از امام حکم داشتند و مملکت را اداره می کردند ببینید. اینها الان ماهیتشان روشن شده، اما افکار این ها از همان ابتدا نیز چنین بود و متاسفانه به خاطر باطن پاک و زلال اما [بخوانید ساده لوحی امام] اینها توانسته بودند به بالاترین لایه های حکومت اسلامی رخنه کنند... این اشتباه است که بگوئیم فلانی یار امام بود پس انقلابی بوده است. نه، اینها از ابتدای انقلاب نیز روحیه انقلابی نداشتند. آقای هاشمی از ابتدا نیز ماهیتش همین بود و الان فقط بصیرت مردم زیاد شده و ایشان را شناخته اند. آقای خاتمی یازده سال در این کشور وزیر فرهنگ بود، آیا او لیاقت وزارت فرهنگ نظام اسلامی را داشت؟ آقای موسوی با اصرار امام نخست وزیر بود، آیا او لیاقت نخست وزیری نظام اسلامی را داشت. آقای کروبی رئیس مجلس بود، آیا او لیاقت داشت."&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-sz8t0qeBnv4/TzZRflSo-NI/AAAAAAAAGGQ/VFDdeiM4aL4/s1600/nikahang_kosar_51.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="255" sda="true" src="http://4.bp.blogspot.com/-sz8t0qeBnv4/TzZRflSo-NI/AAAAAAAAGGQ/VFDdeiM4aL4/s400/nikahang_kosar_51.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;کارتون از نیک آهنگ کوثر &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;در لابلای همه این سخنان حداد عادل بر ساده لوحی و بی لیاقتی آیت اله خمینی که با اصرار او آدم "بی لیاقتی" مثل موسوی نخست وزیر می شد و شخصی مثل کروبی رئیس مجلس بود، تاکید شده است تا برتری خامنه ای بر آیت اله خمینی آشکار شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;حداد چنین القاء می کند که این پدر و پسر یعنی خامنه ای و فرزندش شجره طیبه ای هستند که رسالت آنان رهبری جمهوری اسلامی است ولابد سلسله خامنه ای باید تا ظهور حضرت مهدی در ایران سلطنت کند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;می گوید:" دشمن مدت هاست روی تخریب آقا مجتبی کار می کند و تحت عنوان آقا زاده ایشان را مطرح می کنند که انصافا از آن بی اخلاقی های بزرگ دوران است. ایشان همان گونه که حضرت آقا فرمودند خودشان آقا هستند. اگر کسانی گرد شمع وجود ایشان جمع می شوند به خاطر اندیشه والا، روحیه انقلابی، ساده زیستی و عطر افشانی معنوی ایشان است...از دوستان دیگر بپرسید و تحقیق کنید. بعد از حضرت آقا با بصیرت ترین فرد و انقلابی ترین فرد در کشور کیست؟ یقینا نفر دوم هستند در کشور." پس همان گونه که اشاره شد همه کسانی که در دوران آیت اله خمینی صاحب مسوولیت بوده اند، و ممکن است در لحظه تصمیم گیری به مانعی در راه عملی کردن این نقشه تبدیل شوند باید از سرراه برداشته شوند. همه مسوولیتها باید در دست کسانی قرار گیرد که هرچه دارند از بیت رهبری دارند. و موجودیشان به عنوان مسوولان حکومتی مدیون و در گرو ادامه سلطه سلسله خامنه ای بر ایران است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;سلسله ای که شاید پیش از به قدرت رسیدن مجتبی خامنه ای (خامنه ای دوم) منقرض شود!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;a href="mailto:Ali.keshtgar@yahoo.fr"&gt;Ali.keshtgar@yahoo.fr&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;*پانویس: پس از علنی شدن سخنان حداد عادل او آن را تکذیب کرد و مدعی شد که در جلسه هادیان سپاه و انصار حضور نداشته است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;برگرفنته از گویا &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/882435173577143921-178446644767982757?l=ehterameazadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/178446644767982757'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/882435173577143921/posts/default/178446644767982757'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ehterameazadi.blogspot.com/2012/02/blog-post_26.html' title=''/><author><name>احترام آزادی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://4.bp.blogspot.com/_YlHnOslPdKQ/S5fLnLuqfUI/AAAAAAAAAAg/nbHSBMvvW6M/S220/davarpanahp.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/-GzdBd03xPEM/TzZPaXsxLsI/AAAAAAAAGGI/TVGLAvdgGCM/s72-c/imagesCA3MEB1A.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-882435173577143921.post-1625951820218220699</id><published>2012-02-25T11:30:00.000+01:00</published><updated>2012-02-25T11:44:43.100+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;دکتر علی رشیدی،&amp;nbsp;اقتصاددان برجسته آزاد شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-t7yay7msCNM/T0d66xtFujI/AAAAAAAAGTk/jvIGJwgYrQU/s1600/rashidi.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; cssfloat: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="165" lda="true" src="http://2.bp.blogspot.com/-t7yay7msCNM/T0d66xtFujI/AAAAAAAAGTk/jvIGJwgYrQU/s200/rashidi.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;احترام آزادی: بنا به گزارش منابع خبری، دکتر علی رشیدی،&amp;nbsp;رئیس انجمن اقتصاد دانان ایران، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران&amp;nbsp;وعضو سابق هیأت نمایندگان اتاق های تهران وایران روز ۲ اسفند ماه ۱۳۹۰ از زندان آزاد شد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;ادامه بازداشت این اقتصاد دادن، در حالی صورت گرفته بود که بازپرس دادسرای اوین با سوء استفاده از عدم صراحت قانون آیین دادرسی کیفری اقدام به صدور قرار کفالت ۲۰۰ میلیون تومانی برای این استاد بازنشسته اقتصاد نمود و برای تودیع قرار خواهان فیش حقوقی ۱۰ میلیون تومانی گردیده بود و بر همین اساس بازپرس پرونده با ادعای "عجز از تودیع قرار کفالت" دکتر رشیدی را در بازداشت نگه داشت.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;اتهام مطروحه علیه این عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران که در دهم آبان ماه امسال بازداشت شده بود، «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری» از طریق نگارش و انتشار بیانیه ۲۵ مهرماه گذشته&amp;nbsp;در رابطه با وضعیت اقتصادی کشور عنوان گردیده و به وی تفهیم شده بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;گفتنی است که از&amp;nbsp;آبان ۱٣۹۰،&amp;nbsp;جبهه ملی ایران تحت فشارهای بی سابقه قضایی- امنیتی قرار دارد،&amp;nbsp;و تعدادی از&amp;nbsp;اعضای فعال &amp;nbsp;و&amp;nbsp;مسؤولان آن از جمله آقایان حسین شاه حسینی و دکتر محسن فرشاد از شورای مرکزی جبهه ملی ایران و آقایان ادیب برومند، رئیس شورای مرکزی و هیئت رهبری و دکتر حسین موسویان رئیس هیاًت اجرائی جبهه ملی ایران و... &amp;nbsp;به وزارت اطلاعات خواسته شده بودند و&amp;nbsp;به مسؤولان جبههً ملی &amp;nbsp;اخطار شده&amp;nbsp;بود که از تشکیل جلسات شورا خودداری کنند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;شایان ذکر است که دکتر حسین موسویان&amp;nbsp;سه بار به وزارت اطلاعات احضار شده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;در ادامه ی احضار و بازداشت فعالان جبهه ملی ایران&amp;nbsp;در اصفهان&amp;nbsp;نیز آقای دکتر شاهین سپنتا عضو شورای جبهه ی ملی ایران، روز سه شنبه ۱۷ آبانماه ۱۳۹۰ به اداره اطلاعات شهرستان اصفهان احضار و بازجویی شده بود. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;دلیل اصلی احضار و بازجویی&amp;nbsp;وی&amp;nbsp;نیز انتشار بیانیۀ تحلیلی&amp;nbsp;جبهه ی ملی ایران پیرامون وضعیت کشور&amp;nbsp;بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;به گزارش تجارت نیوز علی رشیدی که به واسطه نقدهای هجومی به سیاست های اقتصادی دولت ها شهرت رسانه ای دارد، پیش ازاین عضو هیأت نمایندگان اتاق های بازرگانی تهران و ایران بوده ودرعین حال،پس از درگذشت دکترمنوچهرفرهنگ نقش پررنگی در برگذاری نشست های ماهانه انجمن اقتصاد دانان ایران داشته است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;انجمن اقتصاددانان ایران، نخستین و قدیمی‌ترین ارگان علمی وابسته به اقتصاددانان ایرانی است که در سال&amp;nbsp;۱۳۵۳ خورشیدی توسط دکتر منوچهر فرهنگ بنا نهاده شد. سال اول مرحوم دکتر پیرنیا رئیس انجمن بود و سپس دکتر فرهنگ&amp;nbsp;تا آخر عمر &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;(سال۸۸) به عنوان رئیس انجام وظیفه کرد. در حال حاضردکتر علی رشیدی رئیس انجمن می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;سایت احترام آزادی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;شنبه ۶ اسفند ماه ۱۳۹۰&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;تحليلي از اوضاع اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور- عملكرد دولت &lt;span style="color: #0b5394;"&gt;(&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0b5394;"&gt;بیانیه ۲۵ مهرماه )&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;ملت بزرگ و پرافتخار ايران را با سوء سياست و مديريت خود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #990000; font-size: large;"&gt;بيش از اين تحقير نكنيد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقاي محمود احمدي نژاد در سفر اخير خود به قزاقستان در جواب خبرنگاري با افتخار گفتند كه در ايران كسي گرسنه نيست و همه شام شب دارند! اين حرف يك توهين آشكار به ملت بزرگ و پرافتخار ايران است كه جهان پر از آواي فرهنگ شش هزارساله آن بوده است. ملتي كه سالانه 82 هزار ميليون دلار از صادرات نفت و گاز خود درآمد دارد و حداقل صد هزار ميليون دلار در داخل نفت و گاز مصرف مي كند و پولي به خارج نمي پردازد آيا سزاوار چنين وضعي است؟&lt;br /&gt;آنچه كه دنيا را به تحير و انديشيدن درباره وضع مردم ايران واداشته و موجب مطرح شدن چنين پرسشهايي شده است انتشار اخبار مربوط به گسترش فقر و تشديد اختلافات طبقاتي و فساد در ايران در سالهاي اخير است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه مردم ايران حق دارند بپرسند در حاليكه دولت حاضر در پنج سال گذشته (89-1385)، 371،100 ميليون دلار درآمد نفت و گاز داشته و قيمت نفت در دنيا بطور متوسط از بشكه اي 53 دلار در سال 1385 به 98 دلار در سال گذشته رسيده و به كمك همين درآمدهاي نفتي بودجه كل در اختيار دولت با 120 درصد رشد از 6/587 هزار ميليارد ريال به0/1290 هزار ميليارد ريال رسيده است، چه شده كه رشد اقتصادي واقعي كشور از 6/6 درصد در سال 1385 به 7/3 درصد در سال 1389 سقوط كرده است و چرا تنها در سال 1389 به بهانه پول نبودن و كم آوردن بودجه حدود 782 طرح عمراني مسكوت مانده است و تنها 20% از پروژه هايي كه مي بايست به اتمام مي رسيد به بهره برداري رسيده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا نرخ بيكاري طبق ارقام دولتي حدود 15% و طبق ارقام كارشناسي حدود 17% و طبق ارقام مراكز بين المللي حدود 22% است و حداقل از هر پنج نفر ايراني در سن كار يك نفر بيكار است و يا به عبارت ديگر بيش از پنج ميليون نفر مزد و حقوق روشن و ثابتي ندارند. چرا با خدشه وارد آوردن به تعريف رسمي و علمي اشتغال و بيكاري، ادعاي ايجاد 6/1 ميليون شغل در سال گذشته مي شود كه مستلزم حداقل 16 هزار ميليون دلار سرمايه گذاري تازه در اقتصاد است كه انجام نشده است. چرا در اقتصاد ايران رشد كل تشكيل سرمايه ناخالص از 9/11% در سال 1385 به صفر در سال 1389 سقوط كرده است؟ چرا شاخص رشد بهره وري سرمايه در كشور از رقم منفي و رقت انگيز منهاي 5/0 درصد در سال 1384 به رقم وحشت انگيز و منفي 2/1- درصد در سال 1389 افزايش يافته است و چرا در كشور ما رشد بهره وري كل عوامل توليد در سطح صفر از 6/0 درصد در سال 1384 به 3/0 در سال 1389 سقوط كرده است؟ چه دليلي بهتر از اين ارقام براي نبودن انگيزه سرمايه گذاري در ايران و چه دليلي بهتر براي خروج و فرار سرمايه ها از ايران؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم ايران حق دارند از مسئولان مزاحم همه جا حاضر و مسلط بر امور كشور بپرسند كه چرا تراز حساب سرمايه موازنه پرداختهاي بين المللي كشور از منهاي 164/0 ميليارد دلار در سال 1384 به منهاي 58/13 ميليارد دلار در سال 1389 صعود كرده است و در پنج سال اخير چرا جمعا 57 هزار ميليون دلار از كشور خارج شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم ايران حق دارند بپرسند كه چگونه دولت مي تواند در ظرف پنج سال بودجه جاري (هزينه اي) خود را با 120 درصد رشد از 331 هزار ميليارد ريال در سال 1384 به 14/729 هزار ميليارد ريال در سال 1389 برساند ولي حداقل دستمزد واقعي مزد و حقوق بگيران طي پنج سال فقط 16% افزايش داشته باشد. در حاليكه هزينه زندگي واقعي هر خانوار در همين مدت 8/78 درصد بالا رفته است، چرا رشد شاخص مزد و حقوق و مزاياي كاركنان واحدهاي صنعتي بزرگ يعني بهترين نيروي كار كشور در پنج سال (89-1385)، 47 درصد، يعني 32 درصد كمتر از رشد شاخص هزينه زندگي آنان باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا دولت و حكومت درك نمي كنند كه تشديد فشارهاي تورمي بهر دليل، بدون افزايش حداقل مشابه مزدها و حقوق ها به سقوط بيشتر طبقات درآمدي متوسط و پايين به زير خط فقر منجر مي شود. ايا حكومتگران نمي دانند كه بلاي تورم عموما دولت ساخته پيش از همه گريبان پايين ترين طبقه درآمدي مردم را مي گيرد كه بايد قيمت هاي بالا رفته مايحتاج زندگي روزمره خود را بپردازند و برخلاف طبقات درآمدي بالا قابليت كسب درآمد و پرداخت ندارند؟ آيا دولت و حكومت درك نمي كند كه در همين پنج سال اخير سفره پايين ترين طبقه درآمدي 60 درصد و سفره كاركنان واحدهاي صنعتي بزرگ حداقل 40 درصد كوچكتر و محقرتر شده است؟ آيا منظور دولت حاضر از آوردن پول نفت بر سر سفره مردم همين بوده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطنان عزيز، مطالعات اجتماعي انجام شده درباره بسياري از كشورها در نيمه دوم قرن بيستم و حتي مطالعات تاريخي درباره مسائل اجتماعي و اخلاقي در شهرهاي انگلستان در قرون گذشته حقيقت دردناكي را درباره رابطه مسائل اقتصادي با مسائل اجتماعي و اخلاقي آشكار كرده است. امروز براي همه پژوهشگران علوم اجتماعي روشن است كه بالارفتن قيمت ها يعني تورم، رابطه مستقيمي با افزايش خودكشي، افزايش اختلافات خانوادگي، طلاق، روابط نامشروع و افزايش سقط جنين دارد و ازدياد بيكاري ريشه افزايش سرقت، رواج اعتياد و انحرافات اخلاقي، پر شدن زندانها و شيوع انواع بيماري هاي واگيردار است. از اينرو، جاي تعجب نيست كه چرا جامعه ما در سالهاي اخير شاهد بدترين رشد همه فسادها و تباهي ها است كه از شيوع بيكاري و تورم در شرايط سقوط رشد اقتصادي سرچشمه مي گيرد و چرا ساختن زندانهاي تازه در سراسر كشور مشغله عمده فكري دستگاه قضائي و پليس كشور شده است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم ايران حق دارند از قبضه كنندگان قدرت بصورت حكومت و دولت بپرسند كه در بيست و پنج سال اخير پس از جنگ تحميلي، چه فرقي ميان حكومت ايران و تركيه بوده است كه تركيه امروز (سال 2011) با رشد اقتصادي 11 درصدي در جهان مقام اول دارد، 33 ميليون توريست در سال از تركيه ديدن مي كنند و 15 ميليارد دلار در آن كشور خرج مي كنند و هزاران شركت صنعتي تركيه جذب كننده ميليارها دلار سرمايه گزاري خارجي شده اند و شركت هاي پيمانكاري بين المللي تركيه همه فرصت هاي فعاليت هاي صنعتي و توليدي كشورهاي خاورميانه و آسياي مركزي و شمال افريقا را قبضه كرده اند، كه آخرين آن گرفتن قراردادهاي ميليار دلاري بازسازي پس از قذافي از دولت مستقر در بي غازي است، و كالاهاي صنعتي تركيه در فروشگاهاي بزرگ و كوچك بسياري از كشورهاي غربي در امريكا و اروپا قادر به رقابت با كالاهاي بومي و محلي هستند! چرا تركيه امروز به شانزدهمين قدرت اقتصادي جهان تبديل شده است در حاليكه ايران كه مي خواست مقام پنجم اقتصادي جهان باشد امروز به مقام سي و چهارم سقوط كرده است؟ پاسخ همه اين پرسشها را آيا بايد در نابخردي حكومتگران، سوء نيت كارگزاران، كارشكني و اخلال دشمنان ملت ايران جستجو كرد، يا در راحت طلبي و تنبلي و فساد مردم و جامعه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطنان عزيز، تجربه و تحليل علمي و واقع بينانه حوادث پس از انقلاب ايران نشان مي دهد كه ملت ايران قبل از هر چيز قرباني سوء تدبير رهبران اجتماعي و سياسي مدعي خدمت به كشور و مردم بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انحراف از شعارها و اهداف اصيل انقلاب، يعني استقلال، آزادي و عدالت اجتماعي از 12 بهمن ماه 1357 آغاز شد و شوراي فرمايشي انقلاب با هر مصوبه و فرمان خود حلقه آزادي هاي فردي و اجتماعي، مالكيت شخصي و آزادي هاي اقتصادي مردم را تنگتر كرد و نهادهايي بوجود آمد كه امروز پس از سي سال باعث اختناق سياسي، اجتماعي، فرهنگي جامعه ايراني در مقياس جهاني شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز آسان تر از هميشه مي توان نشان داد كه رواج بيكاري ناشي از شكاف فزاينده بين رشد جمعيت در سن كار و تعداد مشاغل تازه ايجاد شده، سقوط سرمايه گذاري در اقتصاد ناشي از سقوط بازده سرمايه گذاري و سودآوري، سقوط بازده عامل كار ناشي از عدم سرمايه گذاري در ماشين آلات و تكنولوژي و نيروي انساني و كاهش انضباط و علاقه و تعهد نيروي كار، فرار سرمايه ها و فرار مغزها، اشغال بازارهاي كشور توسط كالاهاي خارجي، سقوط سطح كارآيي مديريت اقتصادي، اجتماعي و سياسي، از دست رفتن صدها ميليلرد دلار درآمد صادرات نفتي و غيرنفتي و صدها پديده ناخوشايند فعلي در كشور، همه و همه پيامدهاي تنگ نظري و سياست هاي غلطي است كه از روز انقلاب به جامعه و كشور تحميل گرديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدون قضاوت درباره انگيزه ها و علل آغاز جنگ ويرانگر تحميلي عراق عليه ايران و نقش آن در استقرار نظام ديكتاتوري اختناق آميز فعلي، ريشه همه نابساماني هاي موجود را مي توان با حادثه فاجعه آميز اشغال سفارت امريكا در 13 آبان 1358 و گروگانگيري 51 ديپلمات امريكايي مرتبط دانست كه دشمنان ملت ايران آن را برنامه ريزي كردند و ادامه دادند و افراد ساده انديش به آن عنوان موهبت الهي بخشيدند. تحريم اقتصادي ايران پس از اين حادثه و وقفه در روابط اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي مردم ايران با دنيا، با حوادثي تكميلي مثل انتشار كتاب سلمان رشدي، واقعه قتل سران مردم كرد در رستوران ميكونوس در آلمان 
